سلام همسفر

جهان هستم, همواره رویایم را میسازم.
“رؤیای من،تحقق رؤیای تو است”.
برای اینکه خوب زندگی کنیم تا جهان هم جای بهتری برای زندگی کردن باشد.

 جهان شو,سبک زندگی جهانی

جهان همواره بر خیر بخشنده بی نهایت بر فراوانی بر حرکت است.

مسافرم،مسافری در جست و جوی حقیقت،سفرم از مبدأ نادانی، به مقصد آگاهی و سعادت است.
راهم از جاده خودشناسی میگذرد.
توشه راه خود را از “عشق❤️” لبریز کرده ام.
به هر گمشده و باز مانده ای در مسیر که میرسم،از توشه خود به او می بخشم.

راه مرا به اینجا آورد.
چند روزی اینجا اقامت کرده ام ،نفسی تازه کنم.
حرف دل با تو می گویم ای همسفر…

کور بودم و بینا شدم.
مدتی از اصل خویش باز مانده بودم ،خود را گم کرده بودم،خود را تنها و رها شده در این سرزمین دیده بودم.نجوایی به من گفته بود،که تو تَرد شده ای و تو را تبعید کرده اند.

اما چیزی در من می جوشید.

نیرویی درون من،صدایم میزد،که “تو از من هستی”.

تو تنها نیستی،جدا نیستی،تو قطره از دریا هستی،تو دریا هستی،تو دریایی در جهان هستی،تو خودِ جهان هستی.

تو بی نهایت هستی،از جنس “وجود،آگاهی،سعادت”.

“تو خودِ من هستی”.

جهان شو،همسفرمن،جهانی بدون مرز،ما بی نهایت هستیم.

بخش اول

تجربه من:

از موقعی که در مسیر خواسته های معمولی زندگی ام, با تضادها و مسائلی رو برو شدم, همواره تصمیم گرفتم تا درک بهتری از دلیل بوجود آمدن این تضادها در زندگی ام داشته باشم.

پس سعی کردم حقیقت را پیدا کنم, اما قبل از پیدا کردن حقیقت و دانایی باید کاری میکردم, پس تصمیم گرفتم همواره نادان بمانم و جست و جوگر.

در نتیجه این جست و جو متوجه شدم که تمام شرایط زندگی را که تجربه میکنم, از یک ریشه اصلی نشات میگیرند.

در ادامه به این موضوع رسیدم که, “من در هر لحظه بواسطه باورها و فرکانس هایم در حال خلق تمام لحظه ها و شرایط زندگی خودم هستم” .

قانون جهانی :

من همواره در دنیایی فرکانسی زندگی میکنم که در هر لحظه به واسطه باور هایی که نسبت به هر موضوعی دارم, فرکانس هایی رو به این جهان ارسال میکنم(درخواست) و جهان هستی فراکانس های من رو دریافت میکند(دریافت) و در پاسخ به فرکانس های من افراد شرایط موقعیت ها ایده ها برخورد ها اتفاقاتی رو ایجاد میکند و من در اون شرایطی قرار میگیرم که هم سنگ با فرکانس های من هستند.(پاسخ).

اگر فرکانس های درست و مناسب با خواسته هایم را ارسال کنم, یعنی در جهت خواسته هایم باشد, یعنی باور های درستی داشته باشم که من را به خواسته هایم نزدیک تر کند, به سمت مدار و شرایطی هدایت میشوم که من را راحت تر به خواسته هایم میرساند و اگر فرکانس هایی که ارسال میکنم در تضاد با خوسته هایم باشد, جهان هستی من رو به سمت مدار و شرایطی هدایت میکند که رسیدن به خواسته ها را برایم سخت تر میکند.

آنچه را که ذهنم بتواند درک کند را دریافت میکنم, در واقع ذهن ما همچون یک رادار فرستنده عمل میکند و جهان هستی همچون یک رادار گیرنده عمل میکند, و ذهن فرکانس هایی از جنس بسته هایی از باورها را به جهان هستی(گیرنده) ارسال میکند, بسته های فرکانسی میتواند حاوی باورهای ثروت, باورهای سلامتی, باورهای معنویت, باورهای روابط و در هر زمینه ی دیگری باشد و جهان هستی(گیرنده) این بسته های فرکانسی مختلف که از جنس باورهای مختلف اند را, دریافت میکند و آنها را به شکل شرایط, افراد, ایده ها, و اتفاقات ایجاد میکند و ما آنها را در زندگی جذب میکنیم.

یعنی بواسطه ی باورهایمان دقیقا در زمان درست و در مکان درستی قرار میگیریم که اتفاقات و شرایطی را تجربه میکنیم که دقیقا از همان جنس باورهای ارسالی ما هستند.

اگر خواسته هایی را که به جهان هستی ارسال میکنیم برایمان منطقی شده باشند در پاسخ جهان هستی آنها را میتوانیم دریافت کنیم.در واقع هرچه خواسته های ما برایمان منطقی تر باشند دریافتشان در زندگی برایمان راحت تر و سریع تر خواهد بود.

در واقع کار ذهن ارسال درخواست و کار جهان خلق خواسته های ماست.

باورهای من از کجا می آیند؟

با اطلاع از این موضوع  این سوال برایم ایجاد شد که باورهایی که من دارم از کجا آمده اند؟

در پی این جست و جو متوجه شدم که من در هر لحظه از زندگیم درحال باور سازی هستم.

اما باورها چگونه ساخته میشوند؟

از طریق ورودی هایی که ذهن ما دریافت میکند.

باورها تکرار یه فکر و یا عقیده و نظر یا پیش فرض و یا برداشت و یا نتیجه ای از یک تجربه است که بار ها و بار ها و بار ها در ذهن من و در تمام وجود من تکرار شده و من آن را با تمام وجودم پذیرفته ام”ما برای باورهایمان دلایل منطقی خیلی قوی داریم”.

این باور ها مجموعه ای از گفته ها شنیده ها تجربه های شخصی هستند که توسط دوستان خانواده رسانه ها فرهنگ جامعه و … در من شکل گرفته اند و من آنها را پذیرفته ام.

باورهای من از خانواده, فرهنگ, جامعه, دوستان, رسانه, آموزش و معلمان و … نشات میگیرند.
اگر من دریک خانواده مسلمان بدنیا آمده باشم احتمالان مسلمان هستم و همان باورها را دارم.
اگر من در یک خانواده یهودی به دنیا آمده باشم احتمالا یهودی هستم.
اگر در یک خانواده مسیحی بدنیا آمده بودم احتمالا مسیحی میشدم.
اگر من در خانواده جامعه و فرهنگی زندگی میکردم کردم که ثروت رو کثیف و غیر انسانی میدونستن احتالا منم همین باور رو میداشتم.
اگر من در خانواده جامعه و فرهنگی زندگی میکردم کردم که به چشم زخم اعتقاد داشتن احتمالا منم به چشم زخم اعتقاد میداشتم.
اگر من در خانواده جامعه و فرهنگی زندگی میکردم کردم که سگ رو حیوانی نجس میدانستند احتمالا منم سگ را حیوانی نجس میدانستم.
اگر من در خانواده جامعه و فرهنگی زندگی میکردم کردم که غذای سوسک و حشرات میتوانستن بخورند احتمالا منم میتوانسم غذای سوسک و حشرات بخورم.

مثلا اگر من باور داشته باشم که پول و ثروت به فراوانی در جهان وجود دارد و من بخواهم فرد ثروتمندی بشوم ,جهان هستی من را در مداری قرار میدهد و به سمت مداری هدایت میکند که در اون مدار ایده های بهتر و راحت تری به من داده میشود که من رو به سمت ثروت بیش تر و خواسته مالی ام هدایت میکند.

واگر باور هایی داشته باشم که به من میگوید ثروت و نعمت در دنیا بسیار کم است و موفق شدن و ثروتمند شدن کار بسیار سختی است و در حین داشتن این باور ها, من خواسته ثروتمند شدن را داشته باشم جهان هستی من رو به سمت مداری هد ایت میکند که در آن ایده ها و شرایطی به من داده میشود و تجربه میکنم که رسیدن به خواسته مالی را برای من دشوار میکند.

درواقع مکانیسم جهان هستی به صورت آینه عمل میکند و باورهای من رو به من نشان و تایید میکند تا من آنچه را که باور کرده ام را تجربه کنم.

اولین و مهمترین اقدام برای تغییر باور ها از باور های نامناسب به باور های مناسب چیست؟

مهمترین اقدام این است که من خودم را خالق صد در صد شرایط زندگی ام بدانم که در هر لحظه تجربه مبکنم و هر عامل بیرونی دیگری را در بوجود آمدن شرایط زندگی ام را دخیل ندانم.

در واقع وقتی باور داشته باشم شرایط زندگی که الان در آن هستم را خودم ایجاد کردم به این تنیجه میرسم پس خودم هم میتوانم شرایط را تغییر بدهم و شرایط دلخواهم را ایجاد کنم.

چطور باور های درست را از باورهای نادرست تشخیص بدهم؟

با توجه به احساسی که در هرلحظه از زندگی ام نسبت به اون موضوع دارم.

مثلا اگر من فردی هستم که میخواهم به ثروت بیش تری دست پیدا کنم مثلا اگر بادیدن یک خانه گران قیمت و یا دیدن زندگی افراد ثروتمند که چقدر به راحتی پول و ثروت کسب میکنند احساس آه و حسرت و یا حسادت به من دست بدهد و یا حتی با فکر کردن به خانه و ماشین مورد علاقه ام آه و حسرت بخورم در واقع من دارای باور هایی هستم که در هر لحظه دارن من رو از خواسته ام درو میکنند.پس باور های من باور های نامناسبی در مسیر خواسته هایم هستند. در واقع این باور ها حکم موانع و ترمز را دارند.

و اگر بادیدن و یا حتی تجسم این صحنه ها از آن خانه و ماشین دلخواه احساس بهتری به من دست میدهد و احساس آرامش میکنم و این باور را دارم که چون آنها این خانه و زندگی و ثروت ها را دارند پس من هم میتواننم داشته باشم احساس ارامش و خوشحالی بیشتری دارم در واقع مانعی در سر راه خواسته ام نمی بینم.پس در این مورد من نتنها مانع و ترمزی ندارم بلکه باور های من حکم گاز را دارند که باعث میشوند تا من راحت تر و سریع تر به خواسته هایم برسم.

بهترین راه شناسایی باور های مناسب از باور های نامناسب توجه به احساسی است که در هر لحظه از زندگی نسبت به اون موضوع داریم.

این که من با فکر کردن به خواسته هایم احساس آرامش میرسم و یا دچار تشویش و اضطراب میشوم.

کلیت قانون:

باور های درست در مسیر خواسته ها =احساس خوب=شرایط خوب

باور های نادرست در مسیر خواسته ها =احساس بد=شرایط بد

این کار جهان است که به باورهای من پاسخ بدهد و متناسب با آن باورها دقیقا در همان شرایط قرار میگیرم.

در واقع متوجه شدم که ذهن من خود به خود همواره بدنبال تایید باورهای من نسبت به هر چیزی است.در این مسیر با این آیه ها از قرآن و این شعر از مولانا آشنا شدم که بارها بواسطه های مختلف برایم تکرار میشد.

آیه 30 سوره شوری:
وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ

و آنچه از مصيبت(هر شرایط سختی در زندگی) به شما رسد پس به خاطر دست آورد خودتان است و او(پروردگار) از بسيارى در مى‌گذرد.

آیه 182 سوره آل عمران:
ذَلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِیدِ

این عذاب به خاطر کارهایی است که به دست خود پیش فرستادید، و خدا هرگز در حق بندگان ستم نخواهد کرد.

سوره انعام آیه 127:
لَهُمْ دَارُ السَّلَمِ عِنْدَ رِبِّهِمْ وَهُوَ وَلِیُّهُمْ بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ‏

سراى سلامت نزد پرردگارشان، تنها براى آنان است و او به پاداش اعمالى كه انجام مى‌دادند، سرپرست و پشتيبان و دوست آنان است.

بخش نهم از دفتر مثنوی:
این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا

اولین قدم:

اما در نهایت این خود من بودم که هرباوری را پذیرفتم.یعنی در مسیر درک باورها به این نتیجه رسیدم که هرشرایطی از زندگی را که بواسطه باورهایی که داشتم تجربه کردم-کسی را جز خودم عامل نمیدانم و این خودم بودم که توسط آنچه که باور کرده بودم شرایطم را رقم زدم و آنها (خانواده-فرهنگ-جامعه-دوستان-معلمان-رسانه و آموزش) را تنها وسیله ای برای دریافت باورها میدانم.

پس اولین قدم را اینگونه برداشتم و هرکسی را که درمسیر باروسازی ام بود که هر شرایطی را برایم کرده بود, را بخشیدم و او را دوست داشتم و خودم را مرکز تمام شرایط و اتفاقات زندگی ام دیدم.

تصمیم برای بهبود و تغییر باورها:

از زمانی که این آگاهی برمن وارد شد که من همواره بواسطه آنچه که در هرلحظه باور میکنم شرایط زندگی ام را خلق میکنم و در تعهدی بی چون و چرا, متعهد شدم تا همواره با توجه بر روی خواسته هایم و فراوانی و سپاسگزاری و تحسین زیبایی های جهان, باورهای بهتری را برای خودم ایجاد کنم.

تصمیم گرفتم تا همانطور که برای خوراک شکم خود ارزش قائل میشویم و بهترین غذاها را میخوریم برای ذهن خود نیز ارزش قائل باشم و ذهنم را با بهترین و مناسب ترین باورها تغذیه کنم.

زیرا ورودی نامطلوب خروجی نامطلوب دارد و ورودی مطلوب خروجی مطلوب دارد.

در این مسیر برای باورسازی روش ها و ایده های مختلف از افراد مختلف را دیده و تمرین کردم و هرکدام به اندازه خود برایم موثر بودند اما این راه ها هنوز مرا ارضا نمیکرد.

بهترین راه باورسازی من:

درمسیر انتخاب بهترین روش برای تغییر باورها روش های مختلفی را امتحان کردم و از بین همه آنها تا به این لحظه بهترین و مناسب ترین و سریع ترین راه باورسازی را در سفر دیدم.

ما انسان ها موجودات ابدی و بی نهایتی هستیم.چون در جهانی بی نهایت زندگی میکنیم. و خواسته های بی نهایتی داریم, اما ذهن ما هنوز تنوانسته با هر شرایط جدیدی و خواسته های جدیدی که در ما ایجاد میشود خود را تطبیق دهد و این خاصیت ذهن انسان است.

تمام موفقیت های انسان ها در لحظه ی کنترل ذهن آن ها است. آنها که کنترل بیش تری از ذهن خود را در دست داشته باشند همواره توانسته اند خواسته های بیش تری را برای خود محقق کنند و انسان های موفقی باشند. در واقع افراد موفق همان هایی هستند که توانسته اند ذهن خود را به حقیقت آنچه که میخواستند قانع کنند.

ذهن ما همواره در تلاش برای اثابت شریط فعلی است.یعنی همین چیزی را که میبیند برایش منطقی است و همواره درحال پیشنهاد هایی است که ما هرگز از او نخواسته بودیم.

همواره در حال تلاش است تا ما تمرکز خود را برروی کمبود فرصت ها قرار دهیم از طریق ابزارهای مختلف مثل ترس, حرص, طمع و… تا به همین خواسته های فعلی مان قانع باشیم. ذهن ما انسان ها شدیدا فیزیک و شی گراست. یعنی تنها از طریق حواس پنج گانه ما منطقی میشود و خواسته ای را میپذیرد.

ذهن ما از آینده سر در نمی آورد. ذهن فقط زمان حال را میفهمد این وظیفه ی ماست تا آینده را برای ذهن خود منطقی کنیم تا بتواند تصویر بهتر و درک بهتری از آینده داشته باشد و این کار باید بصورت همیشگی و در هر لحظه انجام شود و از طریق مثال های عینی که به ذهن خود میدهیم محقق میشود.

هرچه بیش تر توانسته ام ویژگی های بیش تری از خودم را بشناسم بیش تر توانسته ام کنترل بیش تری بر روی خودم داشته باشم.

متوجه شدم برای اینکه بتوانم خواسته های بیش تری را در زندگی ام محقق کنم باید بتوانم باورهای مناسبی با آن خواسته ها ایجاد کنم و برای این که آن خواسته ها رو تجربه کنم باید برای ذهنم منطقی شده باشند.ذهن من همواره در حال انکار آن میباشد.

این وظیفه ی من است تا خواسته هایم را برای ذهنم منطقی کنم.

بر خلاف خیلی از شیوه های موفقیت که تشویق به جنگ و جدال با ذهن میکنند و با جمله های”تو نباید تسلیم بشوی” و “این یک نبرد با ذهن است”, “باید برای زندگی باید بجنگی” و اینگونه جملات قشنگ و انگیزشی , من تصمیم گرفته ام تا با ذهنم در صلح باشم, دوست باشم, ذهنم را درک کنم و خود در آرامش باشم و برای آنچه که ذهنم باور کرده احترام قائل باشم و از داشتن این ذهن بینظیر و عالی سپاسگزار باشم و آرام آرام با منطقی کردن خواسته هایم به ذهنم کمک کنم تا بتواند خیلی راحت ترخواسته هایم را بپذیرد.

ذهن ما یک مشکل برای ما نیست بلکه من اینطور به ذهن نگاه میکنم که هدیه ای است از طرف پروردگارم, مثل یک دوست که درخدمت من است. و من به کمک ذهنم خیلی راحت تر میتوانم به خواسته هایم دسترسی پیدا کنم, اگر بتوانم خواسته هایم را برایش منطقی کنم.

من این فرصت را از طریق سفر به ذهنم میدهم که همراه با لذت است.
همانطور که گفتم ذهن ما بسیار شی گراست و آنچه را که ببیند سریع باور میکند و میپذیرد و یاد می گیرد در واقع باید برایش منطقی شده باشد تا آن را دریافت کند.


سفر سریع ترین راه ایجاد باورهاست. سفر سریع ترین راه منطقی کردن باورها و خواسته ها برای ذهن است.

وقتی سفر میکنم ذهنم همراه با من سفر میکند. همه چیز در لحظه ی حال اتفاق می افتد وقتی سفر میکنم دیگر نیازی نیست برای ذهنم توضیحی بدهم او خود شاهد و نظاره گر بر همه چیز است.

در واقع سفر, به ذهن من نشان میدهد که خود او (ذهن) است که دارد هر لحظه از این سفر را بواسطه باورهایی که میفرستد, رقم میزند.

اگر باروهای مناسبی برای آن سفر بفرستم, سفر مناسبی را تجربه میکنم و اگر باورهای نامناسبی را بفرستم سفر, نامناسبی را تجربه خواهم کرد.

و هرچه در مسیر خواسته ها و باورسازی های بیش تر آگاهانه سفر کنم تلاش کمتری برای قانع کردن ذهن داریم.

تمام هدف من:

باور دارم جهان سرشار از فراوانی است در, زیبایی ها و نعمت ها و ثروت ها و فرصت ها و سلامتی و انسان های عالی و روابط عالی, توجه بیش تر بر این زیبایی ها و فراوانی ها باعث گسترش آنها در زندگی مان میشود.

هدف من تمرکز بر فراوانی های جهان و زیبایی ها, و توجه برنکات مثبت زندگی از طریق سفر و باشتراک گذاری تجربه های شما از هر سفراست.

اکنون این شرایط برای تجربه شما در اینجا آماده شده است.

سایت جهان شو همواره در تلاش است تا نگاهی از درون به موضوع سفر در زندگیمان داشته باشیم. و در هر سفر از طریق تکرار توجه و تمرکز بر فراوانی و نکات مثبت , توانایی خود را در توجه به این زیبایی ها بالا برده تا به احساس خوب سپاسگزاری برسیم.

که قانون سپاس گزاری از همان قانون توجه است که با سپاسگزاری بیش تر فراوانی و زیبایی های بیش تری وارد زندگی مان میشود و همان طور که در سوره ابراهیم و سوره اللیل از نگاهی به این موضوع اشاره شده است.

سوره ابراهیم آیه۷
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ
﴿۷﴾
و [نیز یاد کنید] هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاس گزاری کنید، قطعاً [نعمتِ] خود را بر شما می افزایم، و اگر ناسپاسی کنید، بی تردید عذابم سخت است. (۷)
(بر شما می افزاییم: به معنی ظرف وجودی ما برای پذیرش نعمت های بیشتر میتواند باشد).

سوره ۹۲: الليل – جزء ۳۰ – ترجمه فولادوند
فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى ﴿۵﴾ اما آنكه [حق خدا را] داد و پروا داشت (۵)
وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى ﴿۶﴾ و [پاداش] نيكوتر را تصديق كرد (۶)
فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى ﴿۷﴾ بزودى راه آسانى پيش پاى او خواهيم گذاشت (۷)
وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى ﴿۸﴾ و اما آنكه بخل ورزيد و خود را بى ‏نياز ديد (۸)
وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى ﴿۹﴾ و [پاداش] نيكوتر را به دروغ گرفت (۹)
فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى ﴿۱۰﴾ بزودى راه دشوارى به او خواهيم نمود (۱۰)

و با تجربه هایی که از هر سفر کسب میکنیم و به گونه ای نگاه کنیم که توانایی حل مسائل بیشتر و بزرگ تری اززندگیمان را داشته باشیم و در ادامه همین مسیر زیبا مهارت سفر هوشمندانه و ایجاد فرهنگ سفر با نگاهی متفاوت از دیگران و سبک زندگی که در آن سفر جزیی از شخصیتمان میشود.

از جهانگردی ظاهر نشود کار تمام / هرکه در خویش سفر کرد جهاندیده بود

سالکان بی نظر پیر به جایی نرسند / رشته بی دیده سوزن ره خوابیده بود

صائب تبریزی>>دیوان اشعار>>عزلیات >> غزل 3563

تمام هدف من ایجاد شرایطی بهتر و لذت بخش برای تغییر در باورها یمان از طریق سفر و هر تجربه خوبی از سفر و توجه بر روی فراوانی و ثروت و نعمت ها و تحسین این زیبایی هاست تا به این باور بی حد و مرز و جهانی برسیم که خود ما خالق هر لحظه از شرایط زندگی مان هستم.

این سایت فقط برای آنهایی است که:

میخواهند کنترل تمام شرایط زندگی خود را در دست بگیرند و باور دارند که خود خالق تمام لحظه های زندگی شان هستند و برای رسیدن به خواسته هایشان ذهن خود را همواره آماده تغییر میکنند تا ورژن بهتری از آنچه که هستند را ارائه دهند و حاضرند تا در هر شرایطی بهای این تغییر را بپردازند, که یکی از راه های سریع  آن سفر است، برای آنهایی درک بهتری از جهانی که در آن زندگی میکنند, دارند و به قدرت بی نهایت پروردگارشان ایمان دارند که همواره درحال هدایت آنها است.

برای آنهایی که باور دارند به “رویاهایی که رویا نیستند” و میخواهند رویاهای خود را بسازند. برای آنهایی که میخواهند خوب زندگی کنند تا جهان هم جای بهتری برای زندگی کردن باشد.
سوره بقره آیه 3
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ ﴿۳﴾
آنان كه به غيب ايمان مى ‏آورند و نماز را بر پا مى دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‏ ايم انفاق مى كنند (۳)

نظر شخصی:(يُؤْمِنُونَ: کسانی که در هر لحظه در حال ایمان آوردن اند)(صلاه: به معنی توجه بخداوند)(بِالْغَيْبِ: به معنی آنچه که با چشم دیده نمیشود از یک رویا و ایده گرفته تا پروردگار).

بخش دوم

رسالت سایت جهان شو چیست؟

اگر باور کنیم که ما همواره در جهانی زندگی میکنیم که همه لحظه های آن بدست خودمان رقم میزنیم, خیلی بیش تر و بهتر میتوانیم کنترل زندگی خود را در دست بگیریم و خیلی بیش تر احساس آزادی و ازادگی و قدرت خواهیم کرد.

تمام اتفاقات و شرایط و افراد و ایده ها و آدم هایی را که در زندگی تجربه میکنیم همگی بواسطه باورها و افکار و نگرش هایی است که ما نسبت به خود و اصل زندگی خود داریم, در واقع اگر باور داشته باشم که: ” ما همواره در جهان فرکانسی زندگی میکنیم که بواسطه باورهای بنیادی خود(نگرش قالب) فرکانس ها و درخواست هایی رو به این جهان ارسال میکنیم و جهان هستی متناسب با فرکانس ها و درخواست هایی که میفرستیم, افراد, ایده ها, اتفاقات, برخورد ها و شرایطی را ایجاد میکند که ما آنها را تجربه میکنیم و تا زمانی که همان درخواست ها را ارسال میکنیم همان پاسخ یکسان را دریافت میکنیم.”

در واقع میتوان به این نتیجه رسید که اگر همواره توجه ما بر نکاتی که احساس بدی را در ما ایجاد میکند, قرار دهیم ما هم به همان اندازه ای که توجه میکنیم به همان میزان از همین جنس اتفاقات را تجربه میکنیم.

و اگر همواره توجه مان بر روی نکات مثبتی در هر چیز و شرایطی باشد که در ما احساس خوب واقعی و آرامش را ایجاد میکند, به همان میزان شرایطی از همین جنس را در زندگی مان تجربه خواهیم کرد.

در واقع ما تنها زمانی متوجه میشیم که در چه مدار فرکانیسی قرار داریم  که به احساس مان توجه کنیم در واقع میتوان گفت اگر احساس نامناسبی داریم در واقع بر روی چیزهایی تمرکز کردیم که احساس مان را بد میکند و طبق قانون جهان شرایط و اتفاقات بدی را تجربه خواهیم کرد و اگر احساس خوبی داریم پس توجه مان را روی چیزی گذاشتیم که احساس مان را خوب میکند پس شرایط و اتفاقات خوبی را تجربه خواهیم کرد.

به هر چیز که مدام توجه میکنیم و هر احساسی که نسبت به آن داریم اساس همان را به زندگی مان دعوت میکنیم.

احساس خوب, تجربه شرایط خوب احساس بد تجربه شرایط بد که این یک قانون جهانی است.

پس هر قدر که این موضوع را جدی تر بگیریم و بیش تر باورش کنیم و تلاش کنیم تا به این قانون بدرستی عمل کنیم خیلی سریع تر میتوانیم درک کنیم که کنترل صد در صد تمام شرایط و لحظه های زندگی مان به دست خودمان است و هرگونه که بخواهیم میتوانیم ان را تغییر دهیم.

حالا ما خوب میدانیم که هرچه بیش تر در زندگی توجه خود را بر روی زیبایی ها معطوف کنیم احساس خوب بیش تری را در زندگی تجربه خواهیم کرد و نتیجه هر احساس خوب به همان میزان تجربه شرایط و اتفاقات خوب است.

همواره تلاش من این است که این نگاه جهانی را آنگونه که قرآن هم به آن اشاره کرده از طریق سفر و درک و تجربه بهتری از تجربه های سفر, در خود ایجاد کنیم.
(برای آنهایی که میخواهند و حاضرند تا بهای آن را بی چونه و چرا پرداخت کنند).

سفر را کارگاهی عملی بدان برای عملی کردن باورهای خود.

سفر را کارگاهی عملی بدان برای پیاده سازی باورهای خود.

سفر را کارگاهی عملی بدان برای پذیرش این موضوع که “ما بواسطه باورهایمان در هر لحظه درحال خلق تمام شرایط زندگی خود هستیم”.

سفر را کارگاهی عملی بدان در تمرین و هرچه بهتر اجرا کردن این قانون که در هر لحظه از زندگی به اجرای آن نیاز داریم تا این ویژگی تمرکز بر نکات مثبت جزئی شخصیت مان شود.

سفر را کارگاه عملی بدان برای تمرین توجه بر زیبایی ها و برای ایجاد عادت همیشگی حس خوب داشتن.

سفر را کارگاه عملی بدان برای بالا بردن توانایی کنترل ذهن و شرطی کردن ذهنت برای اینکه عادت کند در هر لحظه و شرایطی توجه اش را بر روی زیبایی ها و جنبه مثبت معطوف کند.

سفر را کارگاه عملی بدان برای شناختن بیش تر خودت بدان.

سفر را کارگاه عملی بدان در عمل به دانسته هایت که هر چقدر کتاب خودشناسی خوانده باشی باید تمام آن ایده ها را در جایی عملی کنی, هرچقدر هم که به آگاهی هایت ایمان داشته باشی باید در جایی انها را عملی کنی وگرنه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است.

سفر را کارگاه عملی بدان برای شناخت گذشته ات ببین با مرور و سرگذشت انسان ها و گذشتگان که چه سرنوشتی را تجربه کردند که تو نیز از ان تجربه ها استفاده کنی.

سفر را کارگاه عملی بدان از زندگی ات در مقیاس کوچک شده ای ببین که یک ابتدا و یک انتهایی دارد و تو در چگونه به باورهایت ایمان آورده ای. اگر توانستی در این فاصله احساست را خوب نگه داری و ذهنت را کنترل کنی و آن را بر روی زیبایی ها و خواسته هایت معطوف نگه داری این تمرین میشود تا تو را در میدان بزرگ تر زندگی به آن ماهرانه تر عمل کنی و بتوانی در هر لحظه ذهنت را کنترل کنی و آرامش را به قلبت هدیه دهی.

سفر در قرآن:

سوره آل عمران آیه ۱۳۷
قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿۱۳۷﴾
قطعا پيش از شما سنتهايى [بوده و] سپرى شده است پس در زمين بگرديد و بنگريد كه فرجام تكذيب ‏كنندگان چگونه بوده است (۱۳۷)

سوره یوسف ایه ۱۰۹
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۱۰۹﴾
و پيش از تو [نيز] جز مردانى از اهل شهرها را كه به آنان وحى میکرديم نفرستاديم آيا در زمين نگرديده‏ اند تا فرجام كسانى را كه پيش از آنان بوده‏ اند بنگرند و قطعا سراى آخرت براى كسانى كه پرهيزگارى كرده‏ اند بهتر است آيا نمى‏ انديشيد (۱۰۹)

سوره انعام آیه ۱۱
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿۱۱﴾
بگو در زمين بگرديد آنگاه بنگريد كه فرجام تكذيب ‏كنندگان چگونه بوده است (۱۱)

سوره حج ایه ۴۶
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ﴿۴۶﴾
آيا در زمين گردش نكرده‏ اند تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينه‏ هاست كور است (۴۶)

سوره انعام ایه ۹۹
وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۹۹﴾
و اوست كسى كه از آسمان آبى فرود آورد پس به وسيله آن از هر گونه گياه برآورديم و از آن [گياه] جوانه سبزى خارج ساختيم كه از آن دانه ‏هاى متراكمى برمى ‏آوريم و از شكوفه رخت‏ خرما خوشه ‏هايى است نزديك به هم و [نيز] باغهايى از انگور و زيتون و انار همانند و غير همانند خارج نموديم به ميوه آن چون ثمر دهد و به [طرز] رسيدنش بنگريد قطعا در اينها براى مردمى كه ايمان مى ‏آورند نشانه‏ هاست (۹۹)

سوره نخل ایه ۳۶ در زمین سفر کنید و به عاقبت دروغ گویان نظاره کنید.
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿۳۶﴾
و در حقيقت در ميان هر امتى فرستاده‏ اى برانگيختيم [تا بگويد] خدا را بپرستيد و از طاغوت [=فريبگر] بپرهيزيد پس از ايشان كسى است كه خدا [او را] هدايت كرده و از ايشان كسى است كه گمراهى بر او سزاوار است بنابراين در زمين بگرديد و ببينيد فرجام تكذيب ‏كنندگان چگونه بوده است (۳۶)

سوره عنکبوت ایه ۲۰ در زمین سفر کنید و بنگرید که خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است.
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۲۰﴾
بگو در زمين بگرديد و بنگريد چگونه آفرينش را آغاز كرده است‏ سپس [باز ] خداست كه نشاه آخرت را پديد مى ‏آورد خداست كه بر هر چيزى تواناست (۲۰)
نَّشْأَةَ: ايجاد و تربيت – خلقت (نشا و نشاة به معناي احداث و تربيت چيزي است)

سوره نمل آیه ۶۹
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ ﴿۶۹﴾
بگو در زمين بگرديد و بنگريد فرجام گنه ‏پيشگان چگونه بوده است (۶۹)

سوره روم ایه ۹
أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿۹﴾
آيا در زمين نگرديده‏ اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنان بودند چگونه بوده است آنها بس نيرومندتر از ايشان بودند و زمين را زير و رو كردند و بيش از آنچه آنها آبادش كردند آن را آباد ساختند و پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان آوردند بنابراين خدا بر آن نبود كه بر ايشان ستم كند ليكن خودشان بر خود ستم میکردند (۹)

سوره ۳۰ الروم جزء ۲۱ترجمه فولادوند
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكِينَ ﴿۴۲﴾
بگو در زمين بگرديد و بنگريد فرجام كسانى كه پيشتر بوده [و] بيشترشان مشرك بودند چگونه بوده است (۴۲)

سوره ۳۴سبأ جزء ۲۲ترجمه قمشه‌ای
وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ ﴿۱۸﴾
و ما به میان آنها و شهرهایی که پر نعمت و برکت گردانیدیم باز قریه‌هایی نزدیک به هم قرار دادیم با فاصله کوتاه و سیر سفری معیّن (و آنها را گفتیم که) در این ده و شهرهای نزدیک به هم شبان و روزان با ایمنی کامل مسافرت کنید. (۱۸)

سوره ۳۴: سبأ – جزء ۲۲ – ترجمه قمشه‌ای
فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ﴿۱۹﴾
باز آنها گفتند: بار الها، سفرهای ما را دور و دراز گردان، و (به این تقاضای بی‌جا) بر خویش ستم کردند، ما هم آنها را داستانها و مثلهای عبرت آموز کردیم و به کلی متفرق و پراکنده ساختیم. در این عقوبت برای مردمان پر صبر و شکر آیاتی (از عبرت و حکمت) آشکار است. (۱۹)

سوره زخرف آیه ۱۰ زمین محل آرامش است و راه هایی آفرید تا در آن هدایت شوید.
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۱۰﴾
همان كسى كه اين زمين را براى شما گهواره‏ اى گردانيد و براى شما در آن راهها نهاد باشد كه راه يابيد (۱۰)

سوره جمعه آیه ۹
فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۱۰﴾
ترجمه قمشه‌ای: پس آن‌گاه که نماز پایان یافت (بعد از ظهر جمعه باز در پی کسب و کار خود رفته و) روی زمین منتشر شوید و از فضل و کرم خدا (روزی) طلبید، و یاد خدا بسیار کنید تا مگر رستگار و سعادتمند گردید.

جهان شو به چه معناست؟

جهان شو به دو معنا بیان میشود به این صورت که میتوان جهان شو را دریچه ای رو به زیبایی های جهان از طریق سفر دید که تمام توجه اش بر روی فراوانی و زیبایی های جهان است.

و در نگاهی دیگر جهانی شدن است با آگاهی بر این که ما خالق تمام لحظات زندگی خود هستیم و از طریق سفر و کسب تجربه از هر سفر نگاهی جهانی تر به خود و تمام جنبه های زندگیمان در روابط, سلامتی, ثروت و معنویت داشته باشیم.

چرا با سفرهای طبیعت گردی شروع می کنیم؟

سفر طبیعت گردی سفری مسئولانه است که در آن همه افرادی که در این چرخه سفر هستند از مواهب سفر بهرمند می شوند.از مسافری که از سفر خود لذت میبرد تا ساکنان و بومیانی و جانوارانی که در ان منطقه هستند.
در واقع سفر طبیعت گردی سفری مسئولانه است که در آن گردشگر با حضور خود در آن منطقه ارزش افزوده ای ایجاد میکند.حضورش نه تنها به طبیعت و زیستگاه منطقه آسیب نمی زند بلکه با خرید محصولات بومیان و افراد محلی , بهره گیری از راهنمایان محلی به معیشت ساکنان منطقه کمک میکنند.

همچنین برای کسانی که میخواهند سفر را جزئی از عادت و سبک زندگی خود قرار دهند سفر طبیعت گردی قدمی سبک و سریع و کامل برای این شروع است.

ویژگی های سایت و شیوه استفاده از امکانات سایت:

بزودی توضیحات لازم درج خواهد شد.فعلا برو مطلب بعدی.

 چرا محصولات سایت جهان شو تخفیف ندارند؟

من اعتقاد دارم شما لیاقت تجربه بهترین سفرها و تجربه بهترین زیبایی ها را دارید, من اعتقاد دارم شما لایق تجربه بهترین امکانات و خدمات هستید, من اعتقاد دارم شما لایق سفر درکنار بهترین همسفران هستید, من اعتقاد دارم شما مهمان و فرستاده ای از طرف خالق زیبایی ها هستید, من اعتقاد دارم که شما لایق بهترین زندگی هستید, من اعتقاد دارم شما لایق بهترین آگاهی ها هستید, من اعتقاد دارم شما لایق کنترل و خلق صد در صد تمام شرایط زندگی خود هستید, برای اینکه خوب زندگی کنیم تا جهان هم جای بهتری برای زندگی کردن باشد.

خانواده طبیعت گردی جهان شو از 28 مرداد1397 که شروع به راه اندازی سفرهای گروهی و تورهای گردشگری طبیعت گردی از شهر زیبای شوشتر کرده است و همواره تمام تمرکز و تلاش من این بوده تا بهترین و باکیفیت ترین و مناسب ترین خدمات و محصولاتم را به بهترین شکل و آنگونه که شایسته و لایق شما باشد را عرضه کنم.

تا همواره بهترین نتایج و تجربه ها را در استفاده از خدمات و محصولات من را داشته باشید.

هرکسی که از خدمات و محصولات سایت جهان شو استفاده درست را داشته باشد بدون تردید صدها برابر بابت آنچه را که بها پرداخت کرده است را به شکل های بهتری از جنس آگاهی ناب, سفرهای خوب و ایمن در بهترین زمان و بهترین مکان, روابط خوب, سلامتی و ثروت و معنویت اعتماد بنفس و دوستان و همسفران خوب دریافت میکند و وارد زندگیش میشود.

قیمت یک دوست خوب و همسفر خوب چند است؟
قیمت یک لحظه سلامتی و قیمت یک حال خوب در زندگی چند است؟

اما من تلاش کرده ام تا همه این ها را در بهترین محصول از خدمات خود به شکل بهترین سفرها و تجربه ها به همسفران عزیزم تقدیم کنم.

سایت جهان شو تنها بصورت گروهی و در ایام و جشنواره های خاصی که برگزار میکند هدایایی را در محصولات خود عرضه میکند.

همه این ها برای این است که خوب زندگی کنیم تا جهان هم جای بهتری برای زندگی کردن باشد.

چرا نماد عقاب به عنوان لوگوی خانواده طبیعت گردی جهان شو است؟

هیچ چیز اتفاقی نیست.

من عاشق دیدن عقاب ها و پروازشان هستم. هر موقع که به کوه و دشت می روم نگاهم به آسمان است و بیش تر دنبال دیدن عظمت و ابهت این حیوان هستم, عقابی بزرگ را در آسمان دیدم و آرام آرام بدون حتی یک بال زدن به اوج آسمان رفت و فقط چرخ می زد و چرخ می زد و لذت می بردو ندای در درونم صدا کرد که شخصیت و آگاهی‌های یک مسافر چقدر با خصوصیات عقاب همخونی داره.

پس بیاید کمی خصوصیات خوب این پرنده را با شخصیت یک مسافر در کنار هم قرار بدیم.

عقاب بسیار باخودش در صلح است. عقاب آزاد است. عقاب نماد صلح و آزادی است. به هر مقدار که بخواهد اوج میگیرد به هر مقدار که به خواهد در سفر است و پراوز میکند و به هر مقدار که بخواهد دور میشود و هر وقت که بخواهد بر میگردد.(یک مسافر سفیر صلح و آزادی است).

عقاب ها دور از جوامع زندگی میکنند, در واقع فردی که سفر میکند به دنبال یک تنهایی درونی است دور از جمع یا اجتماعی خاص, این به معنی فرار از اجتماع یا تنفر از اجتماع نیست, این سفر تنها فرصتی برای ایجاد و بودن در یک تنهایی مقدس است.

عقاب ها مستقل هستند, در واقع یک مسافر هم میداند که برای سفر باید قسمتی از داشته های محیط زندگی قبلی خود را, مثل محیط خانه و خانواده دوستان و کسب و کارش, راه ها و خیابان هایی را که بلد بوده و غیره, را حداقل برای مدتی رها کند و به داشته های وجودی خود تکیه کند و فقط به خودش و خدایش تکیه کند و مستقل باشد و آماده تجربه های جدید باشد.

عقاب ها همیشه در اوج هستند, بلند پرواز میکنند و برای دیدن شکار خود از بالا به آنها میکنند از زاویه ای که همه چیز را بتوان دید و از آن نگاه جزییات را به خوبی میتوانند ببیند(یک مسافر همیشه به مسائل زندگی اش به اتفاقات مسیرش و تضاد هایی که برایش پیش می آیند نگاهی فراتر از حد و مرزها دارد به گونه ای جهانی تر میبیند تا به احساس خوب و آرامش برسد).

عقاب بسیار بزرگ تر از پرندگان دیگراست و خانه اش همیشه در جاهای خلوت و دور از پرندگان دیگر و در دل کوههای بلند است غذایش را آسان و با کمترین تلاش به دست می آورد. بسیار آرامش دارد. از پروازش لذت میبرد و فقط در یک لحظه خاص غذایش را پیدا می کند و نوش جان می کند.

درشرایط و مداری قرار دارد که همیشه درامنیت و آسایش است و هیچ خطری را از طرف هیچ حیوانی در آسمان احساس نمی کند.(یک مسافر بهترین سفرها را برای خود انتخاب میکند در واقع به بهترین و زیباترین نقاط و امن ترین نقاط جهان سفر میکند و با مهربان ترین و بهترین افراد آنجا ارتباط میگیرد و در همه جای جهان مردم هر منطقه و کشور با مسافران و گردشگران بهترین رفتار و بیش ترین احترام را میگذارند).

عقاب خانه اش از تمام حیوانات پرنده های دیگر بزرگ تر و مقاوم تر است.(یک مسافر بزرگ ترین و زیباترین خانه را دارد, همیشه در سفر است و تمام جهان خانه اوست).

عقاب مردار نمی خورد, برخلاف برخی پردندگان همنوعش, که از هر غذایی, حتی مردار میخورند(یک مسافر برای خود ارزش بسیاری قائل است برای اینکه بتواند به سفرش ادامه دهد همانطور که از بهترین مکان ها دیدن میکند, همیشه از بهترین و لذیذ ترین غذاها استفاده میکند).

عقاب ها همیشه در آسمان در حالت رها پرواز می کند بال هایش را رها می کند تا خداوند او را به سمت طعمه اش هدایت کند.(یک مسافر همیشه خود را در بهترین حالت روحی قرار میدهد خودش را به دست خدایش میسپارد تا همواره بهترین شرایط و اتفاقات هدایت شود و آنها را تجربه کند. آزاد و رها است. به هر منطقه ای میرود سعی میکند زیبایی های آنجا را ببیند و از آنها لذت ببرد و سپاسگزار است).

عقاب با چند تا بال زدن از خانه اش به اوج آسمان می رسد و دیگر حتی یک بال هم نمی زند و در آن ارتفاع فقط در حال لذت بردن است, (این قانون فیزیک است, این قانون جهان است, جهان هرگز از حرکت نمی ایستد. که ساکن بودن انرژِی بیشتری از در حرکت بودن میگیرد, وقتی یک مسافر سفرش را شروع میکند تنها با اولین قدم که شاید سخت ترین قدم باشد سفرش را شروع میکند اما قدم های بعدی برایش آسان تر میشود).

آن طور که من متوجه شدم عقاب حدودا بعد از اینکه ۳۰ سال از عمرش می گذرد,بال ها و نوک و چنگال هایش کیفیت مناسب برای شکار کردن را ندارند و اگر آنها با نوک و بال و چنگال های جدید جایگزین نشوند دیگر نمیتواند بخوبی شکار کند و کمی بعد خواهد مرد. برخی تصمیم میگیرند و شروع به تغییر کردن می کند و چنگال ها و منقار خودش را می شکند. این درد و رنج و این تغییر بزرگ را به جان می خرد ولی می داند که با این تغییر می تواند تا سن ۷۰ سالگی با چنگال ها و منقارهای جوان تر و زیباتر زندگی کند و لذت اش را ببرد. این تغییر برای عقاب بسیار دردناک است و حتی به شش ماه به طول می انجامد تا به آنچه که میخواهد کامل تغییر کند.

(مسافر وقتی سفر میکنید برای تغیر سفر میکند, بله ممکن است در ابتدا ترسی داشته باشد, ترسی نهفته از ناشناخته ها ترسی از اینکه در ادامه مسیر چه چیزی انتظارم را میکشد اما به خود ایمان دارد به خدای درونش اعتماد دارد که همواره او را مراقبت و هدایت خواهد کرد و سفرش را شروع میکند, برای اینکه ورژن بهتری از خود ارئه دهد, او همواره زندگی بهتری را طلب میکند و همواره خود را برای خواسته هایش تغییر میدهد, مسافر میداند سفر خستگی دارد, درد دارد, تنهایی دارد, اما لذت تغییر و نتایج سفرش به همه خستگی اش میچربد).

عقاب اصلا نگران هیچ چیزی نیست. می داند که در زمان مناسب و مکان مناسب روزی اش از طرف مخلوق اش خواهد رسید. او فقط در حال لذت بردن و پرواز کردن است(مسافراصلا نگران اینکه در سفرش چه اتفاق یا مسئله ای برایش پیش خواهد آمد نیست, اوهمواره در آرامش است از حرکت باز نمی ایستد و ایمان دارد همواره در لحظه درست یعنی, در مکان درست و در زمان درست قرار دارد چون ایمان دارد خدای درونش از او مراقبت میکند و راه مناسب را از طریق نشانه ها به او نشان میدهد).

ما باور داریم که هر انسانی آزاده آفریده شده و این حق را دارد تا از آزادی خود بهره ببرد, او میتواند به هرکجا که بخواهد سفرکند و هرگونه که بخواهد میتواند فکر کند و در محیط خصوصی خود به  دانسته هایش عمل کند.

ما باور داریم در جهانی بدون مرز زندگی میکنیم که از اول هیچ خط و مرزی برای آن کشیده نشده بود و بی نهایت است. اما انسان زمانی میتواند این آزادی را ببیند و باورش کند ,و خودش را لایق این آزادی ببیند و توانایی هایی که بطور ذاتی در درونش است را باور کند و از آنها استفاده کند.

در واقع او باید بتواند اول با خودش در صلح باشد با آنچه که به او داده شده در صلح باشد, با توانایی ها و ناتوانایی هایش با شرایطی که اکنون از زندگیش دارد با خانواده ای که الان در آن دارد زندگی میکند با شهر و کشوری که درآن دارد زندگی میکند.

بتواند از هر آنچه که در اختیار دارد استفاده کند و از وجودش سپاس گزار باشد و لذتش را ببرد. و به همان میزان که خود را لایق شرایط بهتری میداند آنها را نیز تجربه میکند.

باید بگوییم که در واقع عقاب را نماد و الگویی از آنچه که میتوان بود و تجربه کرد(آزادی) دانست.

نوشته شده توسط: جهان