با ساده ترین راه جذب ثروت آشنا شویم 💰💰💰

trying to attraction-the-wealth
جذب ثروت

برای هرچه بهتر درک کردن راه جذب ثروت،نیاز است تا دو مفهوم خیلی مهم را درک کنیم. نمی دانم شما در این لحظه چطور و چه انتظاری از واژه جذب ثروت در ذهن خود دارید اما برای برخی از افراد وقتی کلمه قانون جذب پول و ثروت را به گوش می شنوند، تصویری خیالی از پول کسب کردن در ذهنشان شکل می گیرد.

این که فقط یک فقط در یک گوشه بنشینند و به پول فکر کنند بدون اینکه بخواهند کاری کنند،پولی درشت از آسمان وارد زندگی شان می شود ویا فردا صبح که می خواهند از خانه بیرون بروند در را که باز می کند یک ماشین مدل بالا به همراه سویچش را به او می دهند و می گویند بفرمایید این ماشین مال شما، و این برای آنها جذب پول با استفاده از قانون جذب تعریف می شود.

این روش ،روش خوبی است،خیلی هم قشنگ به نظر می رسد،اما سخت ترین راه ممکن برای جذب ثروت و پول درآوردن در زندگی است چون اصلا جواب نمی دهد. من راه حل ساده تری دارم و آن این است درک درستی نسبت به موضوع پول و جذب ثروت و قوانین جذب داشته باشیم.

یعنی بدانیم اول قانون جذب دقیقا چطورعمل می کند و بدانیم پول چیست و بعد متوجه می شویم که چطور می شود برخی افراد با کمترین میزان تلاش بیش ترین درآمد و پول را در زندگی دارند ولی برخی افراد با بیش ترین میزان تلاش هر روز از روز گذشته فقیر تر می شوند وبعد متوجه می شویم که چرا هرچقدر تلاش می کنیم،چرا پولدار نمی شویم.

قبل از هر چیز بیاییم کمی با خودمان رو راست تر و شفاف تر صحبت کنیم. یعنی وقتی می گوییم جذب ثروت دقیقا منظورمان چیست؟ آیا منظور ما از جذب ثروت و پول به این معنی است که ما هیچ کاری نکنیم و یک پول و دارایی به شکل های مختلف مثل ارث و میراث و یا یک جایزه خیلی بزرگ از یک قرعه کشی وارد زندگی مان شود؟

البته که برای قرعه کشی هم باید یک حساب قرعه کشی ایجاد کرد ولی اگر ذهنیت ما چنین چیزی است ما در پایین ترین ذهنیت فقیر قرار داریم.

بیش از 99% درصد از مردم فقیر جهان دقیقا چنین تفکری دارند،اینکه هیچ کاری نکنند و پولی وارد زندگی شان شود،این سمی ترین تفکر برا فردی است که می خواهد تجربه شیرینی از پول در زندگی اش داشته باشد.یعنی موفقیت مالی خود را به عواملی در بیرونی مثل ارت گرفتن یا در جایزه و لاتاری و قرعه کشی برنده شدن،گره زده باشد.

شاید شما الگوهایی از افرادی را داشته باشید که در ظاهر،بدون هیچ کار کردنی و بدون اینکه ظاهرا دست به سیاه و سفید زده باشند، مثلا از طریق ارث یا برنده شدن در قرعه کشی، زندگی مالی آنها متحول شده باشد.

این خیلی قشنگ بنظر می آید،اما جهان اینگونه عمل نمی کند و اگر ما در زندگی کسی را نداشته باشیم که ارثی به ما بدهد و یا در یک قرعه کشی برنده نشویم برای همیشه طعم شیرین پول را فقط در خواب باید بچشیم.

در این نوشته می خواهیم باهم سفری به دنیای قوانین جهنی جذب و پول و ثروت داشته باشیم تا پول و ثروت از طریق درست و از راه های عملی و واقعی وارد زندگی مان شود.

قانون جهانی جذب ثروت چه می گوید

قانون جذب به طور کلی می گوید،نسبت به هر موضوعی تمام اتفاقات و شرایطی را که در زندگی تجربه می کنیم،نتیجه ای از اساس کانون توجه ما نسبت به آن موضوع است.

طبق این قانون می گوید،ذهن انسان خالق شرایط زندگی خود است.یعنی ما همواره و در هر لحظه به واسطه افکار غالب و نگرش های غالبی که نسبت به هر موضعی که داریم همواره درخواستی را به جهان هستی ارسال می کنیم،یعنی فرکانسی از یک درخواست را به جهان هستی ارسال می کنیم و جهان هستی در پاسخ درخواست ما افراد و شرایطی و ایده هایی را برای ما ایجاد می کند که همفرکانس است با همان فرکانس ارسالی ما و ما در آن شرایط قرار می گیریم و آن را تجربه می کنیم.

اگر بخواهم کمی د قیق تر این موضوع را بیان کنم باید بگویم که بدلیل باورها و نگرش هایی که نسبت به هر موضوع داریم،باعث می شود که به جنبه ای از آن موضوع توجه کنیم که در ما احساسی را ایجاد می کند.

اگر باورهای درستی نسبت به آن موضوع داشته باشیم خود به خود به جنبه هایی از آن موضوع توجه می کنیم که در ما احساس خوبی را ایجاد می کند و اگر باورهای نامناسبی نسبت به آن موضوع داشته باشیم،خود به بخود به جنبه ای از آن موضوع توجه می کنیم که در ما احساس بدی را ایجاد می کند.

احساس خوب=تجربه شرایط خوب و احساس بد تجربه شرایط بد

جهان-جهان شو

احساسی که ما نسبت به هر موضوع داریم به ما نشان میدهد که اتفاق و شرایط بعدی که در زندگی تجربه خواهیم کرد چیست ،ین یک قانون جهانی است.

اگر بتوانیم همواره در احساس خوب بمانیم قطعا شرایطی خوبی از زندگی تجربه خواهیم که خود ما توسط کانون توجه مان آن شرایط را خلق کرده ایم و اگر احساس بدی داشته باشیم شرایط بدی را از زندگی مان تجربه خواهیم کرد که توسط کانون توجه مان خلق شده است.

پول چیست ؟

پول یک نوع انرژی است. پول مانند هر چیز دیگری که در این جهان وجود دارد از یک نوع انرژی است. این تنها یک مفهوم از پول است.بهتر است این گونه نگاه کنیم که،جنس انرژِی پول از جنس آرامش و تعهد و عشق و ارزش است.قانون انرژی اینگونه است که انرژِی های مشابه همدیگر را جذب می کنند.

هرچه انرژی خود را نزدیک تر به انرژی پول قرار دهیم،جذب پول و موفقیت های مالی خیلی بیش تری را سریع تر تجربه خواهیم کرد.هر چه ارزش بیش تری را در خود احساس کنیم و هرچه احساس لیاقت بیش تری نسبت به پول در خود احساس کنیم پول بیش تری به سمت ما جذب می شود.

در جهان هر چیز چیزی جذب کرد 
گرم گرمی را کشید و سرد سرد

مولانا>>مثنوی معنوی>>دفتر دوم

پول به طرف افرادی می رود و وارد زندگی افرادی می شود که انرژِی مشابه با آن داشته باشند. در واقع ما نسبت به هر چیز وقتی به جنبه ای از آن چیز که به ما احساس خوب و آرامش می دهد توجه می کنیم از همان جنس انرژِی به شکل های مختلف در زندگی خود تجربه می کنیم.

وقتی می گویم پول جذب ما می شود لطفا با همان موضوعی که در اول نوشته به آن اشاره کردم اشتباه نگرید،یعنی اینکه یک گوشه بشینیم و هیچ کاری نکنیم و یک کیسه پول از آسمان در بغل ما بیافتد،نه هرگز چنین چیزی نیست.

در ادامه با فرایندی آشنا می شویم که طبق قانون جذب پول و ثروت از روش های خیلی بدیهی و ساده و از راه های منطقی جذب و وارد زندگی مان می شود.

نگرش در جذب پول همه چیز است

طبق قانون جذب ما به واسطه باورهای خود و کانون توجه ما نسبت به هر جنبه ای از هر موضوع،همواره تمام اتفاقات و شرایط زندگی خود را خلق می کنیم.

من خالق تمام شرایط زندگی ام هستم.

جهان-جهان شو

دقیقا درمورد پول هم می توان همین دیدگاه را داشت.اگر شرایط مالی خوبی را در زندگی تجربه نمی کنیم در واقع به جنبه هایی از شرایط مالی توجه می کنیم که اجازه ورود پول به زندگی ما را نمی دهد.

آیا پول فراوان در زندگی می خواهیم؟ اما به کمبود پول در جهان و در زندگی آدم ها توجه می کنیم؟آیا باور داریم که پول کسب کردن راه سختی است و یا آدم نمی تواند از کارهای مورد علاقه اش پول خوبی کسب کند؟ نکند بدون اینکه متوجه باشیم پول را در زندگی عامل مشکلات بیش تر، بدانیم؟و یا اینکه ثروتمند شدنمان را باعث از بین رفتن روابط خانوادگی بدانیم؟ و یا اینکه باور داشته باشیم که اگر پولدار شویم همه اطرافیانم از من انتظارات نابجا مالی خواهند داشت،و یا اینکه نکند باور کردیم که شاید لیاقت پول زیاد را نداشته باشیم و یا نکند باور کردیم که من جنبه پول زیاد را ندارم؟

تا وقتی که چنین باورهای محدودی نسبت به پول داریم که در ما احساس خوبی ایجاد نمی کند،همواره شرایطی از کمبود پول در زندگی را تجربه می کنیم،طبق قانون جذب ما خودملن این شرایط را به زندگی خود دعوت می کنیمفچون پول را می خواهیم اما بدلیل باورها و نگرش های اشتباهی که نسبت به پول داریم به جنبه هایی از آن توجه می کنیم که احساس بدی نسبت به پول در ما ایجاد می کند و خیلی راحت مانع از ورود پول به زندگی مان می شود.

در مقابل وقتی باورهای مناسبی نسبت به پول و ثروتمند شدن داشته باشیم و بتوانیم نگرش خود را عوض کنیم و به آن جنبه از پول و ثروت در زندگی توجه کنیم که در ما احساس خوبی ایجاد می کند،همواره طبق قانون شرایطی را در زندگی ایجاد می کنیم که پول به ساده ترین شکل و از راه های کاملا طبیعی و منطقی جذب و وارد زندگی مان می شود و هر چه بیش تر این توجه و احساس خوب را قوی تر کنیم و ادامه دارتر باشد این شرایط خوب را همواره به همان میزان قدرتمند تر خلق می کنیم.

باورهایی مثل پول درآوردن راحت است و از راه های خیلی ساده و با همین توانایی هایی که دارم می توانم پول خیلی بیش تری در زندگی ام ایجاد کنم،وقتی چنین باوری داشته باشم آنوقت ایده ها و افراد و شرایطی را در زندگی ام تجربه می کنم که از همین راه ها و از توانایی هایی که دارم، و از استعداد های طبیعی که در زندگی دارم به راحتی و بصورت کاملا طبیعی پول خیلی خوب کسب می کنم.

در واقع وقتی پولی وارد زندگی مان نمی شود به این معنی است که باورهای محدودی نسبت به موضوع پول داریم که مانع از ورود طبیعی جریان پول و ثروت به زندگی ما می شود،و وقتی این باورها از باورهای محدود کننده و فقر آفرین به باورهای ثروتمند و قدرتمند کننده تغییر می دهیم منجر به یک اقدام عملی در زندگی ما می شود که با لذت و حوصله و عشق آن را انجام می دهیم،که موجب می شود پول و ثروت جذب زندگی مان شود.

این موضوع دقیقا مثل این است که من مهمانی گرفتن و مهمان دعوت کردن را دوست دارم و علاقه دارم تا به خانه ام مهمان دعوت کنم اما وقتی باورم این باشد که مهمان که می آید،خانه ام نامرتب می شود،مهمان باعث ناراحتی همسایه ها می شود،اگر تعداد مهمان ها زیاد باشد شاید نتوانم مهمانی را کنترل کنم،یا اگر مهمان دعوت کنم ممکن است هر کاری کنم آن ها از پذیرایی من راضی نباشند و اینگونه نگرش ها و باور ها که باعث می شود ما به جنبه ای از مهمان و مهمانی توجه کنیم که در ما احساس بدی ایجاد می کند.

تا وقتی که چنین باورهایی نامناسب نسبت به مهمان دعوت کردن داشته باشیم همواره کانون توجه ما بر روی جنبه ای از مهمان و مهمانی می رود که در ما احساس بدی ایجاد می کند و این باورها هرگز به من ایده مهمان دعوت کردن را نمی دهد چه برسد به این که بخواهم به ایده دعوت مهمان عمل کنم واگر هم مهمانی بگیرم و مهمان دعوت کنم دقیقا شرایطی از اساس همین باورها را تجربه خواهم کرد و یا نشانه هایی را دریافت می کنم که اگز مهمان دعوت کنم این درد سرها برایم ایجاد می شود.

همه این ها بخاطر کانون توجه مان است که بخاطر باورهای اشتباه به چنین موضوعاتی معطوف کرده ایم.

اما در مفابل وقتی من واقعا علاقه مند به دعوت مهمان باشم و باورهای درستی نسبت به خودم و مهمان هایم داشته باشم، باورهایی مثل،وقتی مهمان دعوت می کنم احساس بهتری پیدا می کنم،وقتی مهمان دعوت می کنم هر تعداد هم که باشند من می توانم جمع مهمانی را کنترل کنم وقتی مهمان می آید خود مهمان ها برای شستن ظرف ها کمکم می کنند،مهمان هایی که دعوت می کنم هیچ مزاحمتی برای همسایه هایم ایجاد نمی کنند،وقتی مهمان می آید و از آنها پذیرایی می کنم اعتماد به نفس بیش تری پیدا می کنم وقتی مهمان می آید غذاهای خوشمزه ای برای آنها درست می کنم که باعث می شود از من تعریف و تشکر کنند و باورهای درست دیگری نسبت به مهمانی که باعث می شود من به قسمتی از مهمانی توجه کنم که در من احساس خوبی ایجاد شود.

در نتیجه این احساس خوب،افراد ایده ها و نشانه ها و شرایطی را تجربه می کنم که من را به یک شرایط مهمانی و شرایطی از همان جنس هدایت می کند و اینگونه جذب آرام آرام اتفاق می افتد.

هرچه باورها و نگرش های قدرتمند کننده ای نسبت به موضوع مهمانی داشته باشم،احساس خوب تری را تجربه خواهم کرد و شرایط دلخواهم را سریع تر جذب می کنم و در واقع شرایط درلخواهم سریع تر تجربه می کنم.

جهان آینه باورهای ماست،هر باوری داشته باشیم از اساس همان را تجربه می کنیم.

جهان-جهان شو

درمورد پول هم دقیقا به همین صورت است،هر چقدر بتوانیم باورهای مناسب و همجهت با پول و پول کسب پول داشته باشیم،که باعث می شود تا به جنبه هایی از پول توجه کنیم که در ما احساس خوبی ایجاد می کند،به همان میزان افراد،اتفاقات،نشانه ها ،ایده ها و شرایطی را جذب می کنیم،که پول را به شکل های مختلف که برای ذهن ما منطقی است و از راه های طبیعی وارد زندگی مان می کند.

جهان هستی،نیروهای غیبی،کائنات،خداوند و یا هر چیز دیگری که اسمش را بگذارید،این کار را برای ما می کند.این یک قانون است.

منظور من از راه های طبیعی،همین روز های عادی زندگی است،همین کارهایی که در زندگی و در کسب و کار خود، انجام میدهیم است، برای یک مغازه دار به شکل مشتری های بیش تر و فروش بیش تر ،برای یک کارمند پیش نهاد ترفیع درجه بالاتر،برای یک ورزش کار قرارداد بازی جدید با دست مزد بالا تر و برای یک مشتری، یک فروشنده خوب،برای هرکس به طریق های مختلف اتفاق می افتد.

قانون جذب در تمام جنبه های زندگی،مالی،سلامتی،روابط و معنویت صدق می کند.

جهان-جهان شو

در مورد خودم مثالی یادم می آید و که وقتی باورم را نسبت به خودم و توانایی هایم توانستم آرام آرام تغییر بدهم که این خواسته بر اساس یک تضاد برایم پیش آمد که البته تغییر این باور برای من بیش از چندین هفته زمان برد وتوانستم باورکنم که من با همین شرایطی که دارم و در همین زمان و در همین موقعیتی که هستم از همین توانایی هایم می توانم پول دلخواهم را بسازم،یک ایده عملی به ذهنم رسید و تصمیم گرفتم تا فردا صبح به محض روشن شده هوا آن را اجرا کنم و اولین قدمی که برای آن لازم است را بردارم.

آنقدر برای اجرای آن مصمم بودم که حدی نداشت،اتفاق و شرایطی که بعد از این تغییر باور و تصمیم برای اجرای آن ایده برایم ایجاد شد،این بود که در همان شب یک اس مس و پیامک از طرف یک دوست که مدت های زیادی بود که با او در ارتباط نبودم بدستم رسید که در آن پیش نهاد انجام یک پروژه با قیمت خیلی خوب شده بود که در توانم بود و من آن را پذیرفتم وبعد از انجامش،آن پول وارد زندگی ام شد.

مثالی دیگر اینکه خیلی از افراد باور دارند که برای یک قرارداد کاری باید یک دفترکار شیک و مجلل در یک منطقه بالاشهر داشت تا مشتری به صاحب کسب و کار اعتماد کند و کارش را به او بسپارد،بله این دیدگاه خیلی قشنگ است ولی برای کسی که سرمایه آن دفتر و هزینه آن دفتر را ندارد هزینه های سنگینی است.

از یکی از دوستانم شنیده بودم که چندین پروژه کاری چندین میلیون تومانی را دم در حیاط خانه شان توی ماشین مشتری،قرارداد بسته بود،حتی مشتری خودش به در خانه او آمده بود و حتی چند روز قبل از بستن قرارداد مشتری بدون اینکه دوست ما را ببیند،برایش پول پروژه و سفارش را واریز کرده بود و چند روز بعد قرارداد را بستند.

وقتی چنین چیزی شنیدم،باورم نسبت به این موضوع بهتر شد،از انجا که باورم این است که کارها باید ساده تر،سریع تر،و آسان تر،با انرژی کمتر،و موثر تر پیش بروند،آخرین قراردادی که برای یکی از پروژه هایم بستم،بعد از مدتی ارتباط با مشتری،مشتری هنوز من را ندیده شماره کارت درخواست کرد و نیمی پول سفارش را واریز کرد،هنوز که برای شما این مطلب را می نویسم قراردادی امضا نشده است.این باور می گوید که می شود بدون اینکه قراردادی بسته شود پول وارد زندگی شود.هم من و هم شما می توانید صدا ها نمونه از این مثال ها و الگوها را در زندگی خود و دیگران ببینید.

این ها همه نتیجه باورهایی است که با گذشت زمان، درخود ایجاد کرده ام،به وسیله آموزش های درست یعنی همین کاری شما الان برای خود دارید انجام میدهید و دیدن الگوهای مناسب؛دقیقا قانون جذب به همین سادگی همیشه در تمام جنبه های زندگی ما در حال رخ دادن است.

قانون این است، تمام شرایطی را که در زندگی خود تجربه می کنیم،نتیجه ای از باورهای ما است،اگر می خواهیم شرایط زندگی خود را تغییر دهیم باید بتوانیم باورهای خود را تغییر دهیم،آن وقت نتایج خود به خود تغییر می کند.

اگر شرایط مالی بهتری را می خواهیم تجربه کنیم،اگر می خواهیم جذب ثروت در زندگی خود اتفاق بیافتد باید باورها و نگرش های خود را تغییر بدهیم.

آنوقت همه چیز تغییر می کند،آنوقت این پول است که تا پشت در خانه شما می آید و این پول است که به دنبال شما می دود.

من جهان هستم و از اینکه راهنمای شما در این سفر زیبا بودم از شما ممنون و سپاسگزارم،لطفا تجربه خود را از قانون جذب و اتفاقات خوبی که در زندگی جذب کردید را در اینجا بنویسید و من تمام تجربه های شما را با عشق مطالعه خواهم کرد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید