چطور بدون خراب شدن رابطه عاطفی به درخواست رابطه جنسی نه ✋ بگوئیم ؟

اگر در رابطه ای هستید که شریک عاطفیتان از شما درخواست رابطه ی جنسی دارد و داشتن رابطه ی جنسی پیش از شروع زندگی مشترک جز خط قرمز های شما است ، و یا نمی خواهید در شرایط فعلی رابطه ی جنسی داشته باشید و از طرفی هم این نگرانی را دارید که با نه گفتن شما ، ممکن است شریک عاطفیتان رابطه را ترک کند ، به راهکارهایی که در زیر گفته شده به دقت توجه کنید و به آنها عمل کیند تا به نتیجه ی دلخواه خود برسید . .

فرض اولیه پیش از پاسخ به درخواست رابطه جنسی :

وقتی با درخواست رابطه ی جنسی از سوی شریک عاطفیتان مواجه می شوید ولی شما نمی خواهید در شرایط فعلی رابطه جنسی داشته باشید ، ممکن است این درخواست در شما استرس و اضطراب ایجاد کند و حتی ممکن است از دست شریک عاطفی خود بابت این درخواستش ناراحت شوید .

قبل از هر پاسخی از روی نگرانی و یا ناراحتی ، بهتر است پیش فرض را بر این بگذارید که او هنوز خط قرمز ها و شرایط شما را درک نکرده است ، این فرض اولیه به شما کمک می کند تا تصمیم عجولانه نگیرید و حرفی را که باعث ناراحتی و خراب شدن رابطه تان شود را بر زبان نیاورید .

پس با در نظر گرفتن اینکه شاید او نمی داند که شما در حال حاضر قصد و یا شرایط لازم انجام رابطه ی جنسی را ندارید ، به این موضوع فکر کنید که چگونه بدون اینکه صمیمیت و رابطه تان سرد شود بهترین پاسخ ممکن را به او بدهید .

اعتماد بنفس خود را حفظ کنید :

اگر در رابطه خود با درخواست رابطه جنسی از رطف مقابل مواجه شدید و شما نمیخواهید رابطه جنسی داشته باشید در برابر این درخواست اعتماد بنفس خود را حفظ کنید . نفس عمیق و راحت بکشید و اصلا به اینکه عکس العمل شریک عاطفیتان به پاسخ شما چه خواهد بود ،فعلا فکر نکنید . احساسات خود را کنترل کنید . شاید شما هم علاقه داشته باشید که با او وارد رابطه جنسی شوید ولی میدانید که در حال حاضر رابطه ی جنسی ممکن است به شما و رابطه عاطفی تان آسیب بزند .

هر وقت وسوسه شدید تا به او پاسخ مثبت دهید ، این نکته را به یاد بیاورید که اگر بعد از رابطه ی جنسی شریک عاطفی شما دیگر خواهان به ادامه ی رابطه عاطفی با شما نبود و قصد ترک رابطه را داشت ، چه اسیب های روحی و اجتماعی را متحمل می شوید .

پس حتی اگر شما هم علاقه به برقراری رابطه ی جنسی داشتید ولی این رابطه جنسی در نهایت به ضرر شما می شد ، احساس خود را کنترل کنید و سریع به درخواست او پاسخ ندهید و کمی مکث کنید و اجازه بدهید تا او کامل حرفش را بگوید و صحبتش را تمام کند ، در طول مدتی که او صحبت میکند ، در ذهن خود روی اصول و خط قرمزهایتان پایبند باشید و به او فقط گوش دهید .

از همان اول شفاف باشید :

اگر طرف عاطفی شما درخواست رابطه ی جنسی داشت و شما نمیخواهید رابطه ی جنسی داشته باشید ، با توجه به نکته ی قبل ، بعد از شنیدن صحبت های فرد مقابل ، بهتر است همان اول پاسخ خود را شفاف و واضح و بدون پیچیدگی به او بگوئی بگوید . همانطور که گفتم شاید او هنوز نتوانسته شرایط شما را درک کند و نیاز به راهنمایی و توضیحات شما شما است تا این موضوع و اهمیتش را برای او شفاف کنید ، اینطوری او بهتر می تواند شما و شرایطتتان را درک کند .

از او تمجید صادقانه کنید :

پیش از آنکه پاسخ خود را به درخواست رابطه ی جنسی شریک عاطفیتان بگوئید ، بهتر است برای ایجاد احساس ازشمندی و احساس خوب در طرف مقابل ، بصورت واقعی و صادقانه از او تعریف و متجید کنید . از او بخاطر یکی از ویژگی های شخصیتیش و یا ویژگی های ظاهری اش تعریف و تمجید صادقانه کنید ، مثلا : اینکه در فلان موضوع این اخلاق خوب را داری من واقعا خوشم می آید و چقدر این جنبه از شخصیت شما را دوست دارم .

اینکار دو مزیت دارد ، اول اینکه ذهن طرف را مقابل به خودش و ارزش هایش متمرکز می کند و باعث می شود تا در او احساس خوب ایجاد شود و اورا هم ترغیب و هدایت می کنید تا به ارزش های شما توجه کند . همچنین این احساس خوب باعث اعتماد بیش تر او به شما می شود و این اعتماد بیش تر باعث می شود در مقابل شما تسلیم باشد و جبهه ای نداشته باشد . به نوعی به او این پیام را میدهید شما نسبت به او هیچ نگرش منفی ندارید ، دانستن این موضوع برای آدما خیلی مهم است .

احساستان را نسبت به او بگوید :

گام بعدی این است که احساس خود را از اینکه در رابطه با او هستید به وضوح بیان کنید . به او بگوئید از اینکه در رابطه با او هستید واقعا احساس خوشحالی دارید . این نیز به تقویت احساس خوب در طرف مقابل شما کمک می کند و باعث می شود او احساس ارزشمندی بیش تری داشته باشد و اینکه باعث می شود تا خودش را انسان موثری بداند از اینکه حضورش باعث خوشحالی شما شده . سعی کنید احساس حوب خود را شفاف و واقعی بیان کنید .

درخواست خود را بگوئید :

حالا که فرد مقابل شما کمی اماده شده است ، اکنون فرصت مناسبی است تا پاسخ خود را به صورت یک درخواست به او بگوئید . از او بخواهید تا موضوع رابطه جنسی را برای بعد از وارد شدن به زندگی مشترک بگذارد و تا قبل از آن درموردش دوست ندارید صحبتی بشود و از او بخواهید تا به این درخواست شما احترام بگذارد . منظور من از زندگی مشترک آن است که بطور رسمی و قانونی زندگی مشترک را شروع کرده باشید .

همچنین اهمیت این موضوع را به طرف مقابل خود اینگونه بگوئید که رابطه ی جنسی پیش از زندگی مشترک جز اصول و خط قرمز های شماست . همچنین به این نکته اشاره کنید که دوست دارید رابطه جنسی را بدون هیچگونه ترس و عذاب وجدانی بعد از شروع زندگی مشترک ، تجربه کنید و نمی خواهید بابت رابطه جنسی قبل از زندگی مشترک هم برای هردو شما و رابطه تان مشکلی پیش بیاید ، سعی کنید با مطرح کردن این موضوع او را از خواسته ی خود آگاه کنید .

اگر به درخواست رابطه جنسی اسرار کرد چه کنیم؟

درخواست رابطه جنسی

اما اگر طرف عاطفی شما نمیخواهد به پاسخ شما توجه کند و مجدد درخواستش را مطرح کرد شما هوشیار باشید . چون گاهی ممکن است درخواستش را بصورت مستقیم مجدد بیان کند و یا اینکه با گفتن جمله هایی مانند ” چون با من رابطه ی جنسی برقرار نمی کنی پس مرا دوست نداری ” در شما احساس گناه را ایجاد کند و حس دلسوزی را در شما بر انگیزاند تا شما از روی دلسوزی تن به رابطه دهید .

و یا اینکه با اشاره کردن به این موضوع که ” اگر با هم رابطه ی جنسی نداشته باشیم من تو را دیگر نمی توانم دوست داشته باشم ” ، با این کار شما را تهدید به این می کند که اگر رابطه جنسی نداشته باشیم رابطه را ترک خواهد کرد و سعی میکند تا با این شیوه شما را به خواسه ی خودش متقاعد کند ، چه او آگاهانه یا نا آگاهانه به اسرار خود ادامه می دهد ف شما فریب این بازی ها را نخورید و محکم و با اراده روی اصول و خواسته ی خود پایند باشید .

یادتان باشد از ترس اینکه رابطه را ترک کند و شما تنها بمانید هرگز و هرگز و هرگز تن به خواسته ی او ندهید . اگر تنهایی برایتان خیلی سخت است یادتان باشد تن دادن به چنین خواسته ای بعد ها خیلی سخت تر و گران تر از تنها بودن پایتان تمام می شود .

در صورت درخواست رابطه جنسی مجدد ارتباطتان را محدود کنید :

درصورتی که طرف شما در طول رابطه عاطفی مجدد به درخواستش به شوه های مختلفی که در بالا اشاره کردم ادامه داد ، آگاه باشید و بدانید که این فرد مناسب برای رابطه و زندگی برای شما نیست و هنوز بلوغ عاطفی کافی را برای بودن در رابطه با شما را ندارد . بهتر است رابطه با چنین فردی را بسرعت محدود و حتی تمام کنید زیرا به احتمال زیاد او قصدی به جز استفاده ی جنسی از شما را ندارد .

آمار زیادی وجود دارد از زن هایی که به درخواست های جنسی پیش از شروع زندگی مشترک و ازدواج تن دادند ولی شریک عاطفی آنها پس از رابطه ی جنسی رفته رفته رابطه را ترک کردند و در این میان زن آسیب دیده ی این رابطه شد و ضرر های جبران ناپذیری را متحمل شد .

حرف آخر این است که یادتان باشد اگر باکسی وارد رابطه ای شدید که برای خواسته ها وشرایط و خط قرمز ها و اصول زندگی شما احترام و ارزشی قائل نیست ، او نمی تواند فرد مناسبی برای رابطه عاطفی با شما باشد .

از تنهایی بدون او نترسید زیرا وقتی شما پایبند به اصول و خلاقیات و ارزش های خود باشید ، افراد نامناسب از محدوده زندگی شما دور می شوند و افراد مناسب و فرد مناسب برای زندگی و روابط به طرف شما می آیند .زیرا جهان هستی جهان لیاقت هاست .

اگر اکنون در رابطه ی خود با چنین مسئله ای دست و پنجه نرم می کنید به تمام آگاهی هایی که در این نوشته آمده به دقت توجه کند و در باره آنچه به شما گفتیم خوب فکر کنید و به بهترین شکل ممکن عمل کنید . بهترین تصمیم در صورت مواجه شدن با این مسئله در رابطه عاطفی و زندگی مشترک این است که با کارشناس و مشاور روابط مشورت بگیرید .

تمرین :

بنویسد اگر پیش از شروع زندگی مشترک وارد رابطه جنسی شوید و بعد از رابطه ، شریک عاطفی شما را ترک کند چه آسیب هایی را متحمل می شود و اگر رابطه جنسی را برای بعد از شروع زندگی مشترک بگذارید چه نتایج مثبتی را به دنبال خواهد داشت ؟

فرمول طلایی تبدیل یک رابطه عاطفی سرد به یک رابطه عاشقانه 👩‍❤️‍💋‍👨

فرمول طلایی تبدیل رابطه سرد به یک رابطه عاشقانه – حجم ویدیو 217.3 MB

قبل از اینکه فرمول طلایی را بیان کنم ، باید تعریف درستی از یک رابطه عاطفی سرد داشته باشیم . در واقع نقطه ی مقابل یک رابطه سرد و بی روح ، یک رابطه عاطفی گرم و صمیمی است . پس برای درک یک رابطه سرد شده ، بهتر است نقطه مقابل آن یعنی ویژگی های یک رابطه عاطفی گرم و صمیمی را بدانیم .

برخی از ویژگی های رابطه عاطفی گرم و عاشقانه :

  • در یک رابطه عاطفی عاشقانه و صمیمی طرفین احساسات قلبی و واقعی خود را نسبت به هم و موضوعات مختلف به راحتی بیان می کنند .
  • در یک رابطه ی عاطفی گرم و صمیمی طرفین رابطه ی جنسی دلخواه و مطلوب خود را دارند و از رابطه ی جنسی خود رضایت دارند .
  • در یک رابطه ی عاطفی گرم و صمیمی هرکدام از طرفین علاقه و توجه خود را به طرف مقابل ابراز می کند .
  • همچنین بخش عمده ای از وقت خود را به با هم بودن و در کنار هم و عشقبازی سپری می کنند و اگر به هر دلیلی برای مدتی مشخص از هم دور باشند از احوالات هم جویا هستند .
  • همچنین در یک رابطه صمیمی افراد به راحتی عقاید و نظرات خود را بیان می کنند و به هم دیگر احترام می گذارند .

اگر ویژگی هایی که در رابطه گرم و صمیمی عنوان شد را به شکل کمرنگ تری در رابطه ی خود تجربه می کنید ، رابطه شما یک رابطه ی عاطفی سرد است و یا به سمت سرد شدن پیش می رود و باید هر چه زود تر جلوی این سردی رابطه را گرفت .

در اینجا می خواهم فرمول طلایی را به شما بگویم که یخ هر رابطه ی سردی را درهم می شکند و آن را حتی از کوره آهن هم داغ تر می کند ، پس به دقت به نکاتی که در این نوشته می خوانید توجه کنید و به آنها عمل کنید .

پذیرش و گذشت در یک رابطه عاطفی سرد :

هیچ رابطه عاطفی بدون دلیل سرد نمی شود . قطعاً در یک رابطه سرد شده یکی از طرفین یا هر دو ، نسبت به هم اشتباهاتی را داشته اند ، که باعث ایجاد سردی در روابط شده است .

پیش قدم باشید :

اگر آگاه هستید که در برخی از موارد در رابطه دچار اشتباهاتی نسبت به طرف مقابل شدید ، قدم اول این است که با خود صادق باشید و اشتباهات خود را بپذیرید . سپس اگر نیاز به عذرخواهی از طرف مقابل است با اعتماد به نفس بالا از طرف مقابل خود عذرخواهی کنید .

از او بخواهید که عذرخواهی شما را بپذیرد و از او بخواهید تا با شما همراه شود و برای بهتر شدن رابطه به شما کمک کند . شاید خیلی ها در چنین شرایطی با خود بگویند چرا من همیشه باید خودم را کوچک کنم ؟ و یا چرا من همیشه باید غرورم را بشکنم ؟

من به شما حق میدهم اینگونه فکر کنید ، عذرخواهی کردن برای افرادی که میخواهند رابطه گرمی را داشته باشند ولی نمی خواهند قدمی پیش بگذارند کار بسیار سختی است .

شاید شما منتظر هستید تا او پا پیش بگذارد ، در حالی که او منتظر است تا شما پا پیش بگذارید .

اولا این کار به هیچ عنوان کوچک کردن خود نیست چون شما اصلا قرار نیست به کسی التماسی بکنید، شما قرار است صحبت کنید و از طرف مقابل خود درخواستی داشته باشید . هرچقدر از مزیت های این تصمیم به شما بگویم باز هم کم است اما حداقل مزیتی که دارد این است که به طرف مقابل خود این پیام را می دهید که شما بصورت جدی خواهان برگشت رابطه به حالت گرم و صمیمی هستید .

همچنین طرف مقابل این پیام را دریافت می کند که ، شما در برابر او هیچ جبهه و یا قصد نشان دادن برتری خود را ندارید ، همین قدم کوچک به شدت به بهبود رابطه عاطفی شما کمک می‌کند. اما اگر بر این باور هستید و مطمئن هستید که اشتباهی از طرف مقابل شما است و همچنان خواهان رابطه صمیمی با او هستید ، پس بهتر است از اشتباهات فرد مقابل خود چشم پوشی و گذشت کنید .

اما باید در نظر داشته باشید این گذشت می تواند در آینده به شما آسیب بزند ، اگر آسیب این گذشت را به طعم شیرین رابطه گرم و صمیمی ترجیح می دهید مانعی ندارد . بهتر است بگونه ای عمل کنید تا طرف مقابل خود را به ارزش های انسانی یادآوری کند تا به اشتباهش پی ببرد و در تلاش برای جبران اشتباهش بر آید .

توجه به علاقه ها در رابطه عاطفی سرد :

یکی از عوامل مهمی که باعث سردی رابطه می شود عدم توجه به علاقه های همدیگر است . به یاد بیاورید در زمانی که رابطه ی گرم و صمیمی داشتید ،بیش تر به علاقه‌ های یکدیگر توجه داشتید . ولی اگر در شرایطی هستید که رابطه شما دوران سوت و کور و سردی را سپری می کند، متوجه می شوید که توجه کمتری به علاقه های همدیگر دارید .

شاید فکر کنید که سردی رابطه باعث عدم توجه به به علاقه های همدیگر شده است ، اما حقیقت این است که عدم توجه به علاقه های همدیگر است که به مرور زمان باعث ایجاد این سردی در رابطه عاطفی شده است . پس اگر می خواهید یک رابطه گرم و صمیمی را تجربه کنید به علاقه های طرف‌مقابل خود توجه بیش تری کنید . کاری کنید که او را خوشحال می کند و در او حساس خوبی ایجاد می‌کند .

مثلاً هدیه ای برای او بخرید از او بابت کاری تشکر کنید ، از او تعریف کنید ، برای او دست گلی بگیرید و یا هر کار دیگری که به میزان شناختی که از علاقه های او دارید و از دستتان بر می آید انجام دهید . کاری کنید که او خودش را فرد موثری در زندگی شما ببیند و باور کند که فرد ارزشمندی است .

فایده این کار این است که به طرف مقابل این پیام را منتقل می کنید که به طور جدی خواهان بهبود رابطه هستید و اگر در این مورد درست عمل کنید ، قطعا نتیجه دلخواه تان را میگیرید .

Frozen emotional relationship

ریشه ناراحتی را پیدا کنید :

حالا که برای بهبود رابطه قدم برداشتید و ارتباط اولیه گرفته شده است ، اکنون فرصت مناسبی است که علت اصلی سرد شدن رابطه را پیدا کنید .

در کمال احترام از طرف مقابل خود بخواهید تا دیدگاه و نظرش را در مورد علت سردی رابطه‌ بیان کند .

شاید علت سردی رابطه بر اثر یک سوء تفاهم و یا یک موضوع کم اهمیت بوده باشد که شما از آن خبر نداشتید .

این اطمینان را به طرف مقابل خود بدهید که حتی اگر سردی رابطه را از سوی شما می داند ، از این موضوع ناراحت نمی شوید . یادتان باشد ، هدف و قصد شما بهبود رابطه است .

به دنبال مقصر نباشید :

اگر می‌خواهید رابطه سرد خود را به یک رابطه گرم و عاشقانه تبدیل کنید ، هرگز به دنبال مقصر کردن فرد مقابل نباشید .

هرگز تلاش نکنید تا ثابت کنید که اشتباه از سوی او بوده و مقصر سردی رابطه است .

گاهی ما فراموش می‌کنیم که در یک رابطه عاطفی هستیم و آن را با یک میدان جنگ و قدرت نمایی اشتباه می گیریم .

هدف از رابطه عاطفی عشق ورزیدن و لذت بردن از وجود هم دیگر است .

هر لحظه بیاد داشته باشیم که یک رابطه ی عاطفی مسابقه یا میدان جنگ و قدرت نمایی نیست که کسی برنده یا بازنده شود .

با به یاد آوردن این آگاهی هرگز تلاش نکنید تا طرف مقابل را مقصر ، ضعیف و یا مغرور نشان دهید .

از بحث و مجادله دوری کنید :

یکی از عواملی که باعث ایجاد یک رابطه سرد و بی روح می شود ، مجادله و بحث کردن در روابط است .

به هر دلیلی ، در یک رابطه عاطفی هیچگونه بحث و مجادله ای نباید وجود داشته باشد .

فضای رابطه عاطفی را به سمت یک فضای امن برای بیان دیدگاه ها و احترام به عقاید همدیگر پیش ببرید نه محیطی برای تحمیل و یا تغییر و اثبات عقاید به همدیگر بدانید احترام ، احترام می آورد .

عامل اصلی ایجاد هرگونه مجادله در یک رابطه عاطفی ، تلاش برای تغییر رفتار ها عادت ها و عقاید همدیگر است و به شدت از این موضوع دوری کنید .

تنها راه دوری کردن از مجادله ، مجادله نکردن است .

سَبک رابطه داشته باشید :

یک رابطه عاطفی به دلیل پیروی نکردن از یک سبک مناسب به سردی کشیده می شود .

مواردی که در بالا گفته شد همان سبک مناسبی است که شما باید در رابطه ی عاطفی خود پیش بگیرید تا رابطه را از یک جو سرد به یک رابطه گرم و صمیمی تبدیل کنید .

آگاهی هایی که در این نوشته گفته شد صرفاً برای یکبار اجرا کردن نمی باشد بلکه تمام موردهایی که گفته شد باید به طور مداوم و مستمر در رابطه عاطفی پیاده شود آنقدر که تبدیل به سبک رابطه شما شود .

منظور از سبک رابطه عادت ها رفتارها و تفکرات و عقاید و باورهای شما در رابطه عاطفی است که فضای رابطه را به سمت شادی ، گرمی و صمیمیت پیش می‌برد .

یک تمرین عملی :

ویژگی های و رفتارهای خود را نسیت به طرف مقابل قبل از سرد شدن رابطه را بو با رفتار های فعلی خود مقایسه کنید و انها را بنویسید و نکات گفته شده در بالا را اجرا کنید .

احساسات جنسی در رابطه عاطفی و خارج از رابطه به همراه راهکارهای عملی 👫

احساسات جنسی در رابطه یکی از مهمترین موضوعاتی است که باید روی آن کنترل داشته باشیم چون کنترل این احساسات در روابط عاطفی و زناشویی می تواند لذت یک رابطه عاطفی را چندین برابر کند و عدم کنترل این احساسات میتواند آسیب های جبران ناپذیری را به رابطه ی شما وارد کند .

در این اینجا دلایل ایجاد تمایلات و احساسات جنسی در خارج از رابطه عاطفی را مطرح می کنم و راهکارهای عملی را در اختیار شما قرار می دهم ، پس به این مقاله و نکات مهمی که در ویدیو این صفحه گفته شده است ، بدقت توجه کنید .

کنترل احساسات جنسی در رابطه عاطفی

چندی پیش خانمی در جلسه مشاوره مشکل رابطه ی عاطفی خود را اینگونه بیان کرد : با اینکه سه ماهه عقد کردم ، نامزدم می گوید با دیدن زن های بیرون از نظر جنسی تحریک می شوم . حالا این مشکل به رابطه ی عاطفی من بشدت آسیب میزند ، راهکار این مسئله چیست و چکار باید کرد ؟

قبل از هر چیز نکته ی بسیار مهم این است که ، اگر همسر و شریک عاطفی شما احساسات و مسائلش را با شما در میان می گذارد و این میتواند به این معنا باشد که در رابطه ی شما اعتماد سازی بخوبی ایجاد شده است و این یک امتیاز خیلی خوب برای رابطه ی عاطفی شما است .

احساسات جنسی در رابطه عاطفی و بیرون از آن :

مواردی که در این نوشته به آن پرداخته شده است :

  • تاثیر ذهن بر کنترل احساسات جنسی
  • تاثیر کاهش کیفیت رابطه جنسی در عدم کنترل احساسات جنسی
  • خط قرمز های یک رابطه ی عاطفی
  • اهرم رنج و لذت راهکاری برای کنترل تمایلات جنسی
  • دلایلی که باید تحت نظر یک مربی روابط عاطفی قرار بگیرید
Sexual feelings in a relationship 1
کنترل احساسات جنسی خارج از رابطه ی عاطفی

تاثیر ذهن بر کنترل احساسات جنسی :

وقتی شناخت بهتری نسبت به دنیای درون و دنیای بیرون از خود داشته باشیم ، قطعا خیلی بهتر میتوانیم شرایط و اتفاقات زندگی را درک و کنترل کنیم . اگر جسم و ذهن فیزیکی و مادی خود را مانند یک اتومبیل در نظر بگیریم ، هر چه شناخت بیش تری در استفاده از این اتومبیل داشته باشیم و هرچه بهتر مسیر و جاده را بشناسیم خیلی سریع تر ، راحت تر و با هزینه ی کمتر و لذت بیش تری میتوانیم ان را هدایت کنیم و به مقصد برسیم .

قدری با سیستم جهان هستی آشنا بشویم :

ساختار جهان هستی و ما انسان ها به گونه ای است که به هر چیز در زندگی توجه کنیم آرام آرام از جنس همان کانون توجه، وارد زندگی مان میشود . این توجه می تواند نگاه کردن ، صحبت کردن ، یک فکر یا هر احساس درونی و یا هر نوعی دیگر باشد . نکته ی مهم این است که بدانید اگر از همسر و یا دوست عاطفی خود چنین صعفی در کنترل احساسات جنسی را تجربه می کنید ، بدلیل کانون توجه خود شما است که چنین شرایطی را و یا چنین فردی با این بخش از ضعف شخصیتی را وارد زندگی تان کرده اید .

قانون توجه اساس زندگی مادی است .

جهان – جهان شو

هرچقدر این موضوع را بهتر درک کنید و بپذیرید سریع تر به آرامش و راهکار آن میرسید . علت این شرایط می تواند نوعی ترس و نگرانی از دادن فرد مورد علاقه در رابطه ، وابستگی عاطفی به او و یا هر حالت دیگری احساسی را در شما ایجاد کرده که شما را نسبت به آینده ی رابطه ی عاطفیتان نگران و مضطرب کرده است .

آدم های زندگی ما عوامل شرایطی که تجربه می کنیم نیستند بلکه آنها وسیله ای برای انتقال و ایجاد آن شرایط هستند . قطعا باید در احساسات و کانون توجهات خود که این شرایط را ایجاد کرده است متمرکز شوید تا توجه تان را از انچه که در شما احساس بد ایجاد کرده را بردارید .

تغذیه نامناسب ذهن با ورودی های نامناسب :

نکته ی دیگر این است که تا زمانی که دوست عاطفی یا همسر عاطفی شما ذهن خود را با مسائل جنسی تغذیه می کند کنترل احساسات جنسی برای او سخت تر میشود . پس باید هر گونه عامل تحریک کننده احساسات جنسی بیرون از رابطه را از خود دور نگه دارد . این عومل میتواند یک فکر یا یک تجسم جنسی باشید و یا شنیدن و یا دیدن یک موضوع تحریک کننده و یا معاشرت با افراد باشد .

تاثیر کاهش کیفیت رابطه ی جنسی بر عدم کنترل احساسات جنسی :

یکی دیگر از عواملی که موجب می شود تا افراد به رابطه های عاطفی و جنسی خارج از رابطه ای که در آن هستند کشیده شوند ، کمبود ها و نقطه ضعف ها و خلاء هایی در کیفیت رابطه عاطفی و کیفیت روابط زناشویی فعلی می باشد . احساسات عاطفی و جنسی جذابیت های یک رابطه هستند و ضعف این جذابیت ها خلاء های رابطه هستند .

هر چقدر عمق این خلاء ها در رابطه ی شما بیش تر باشد ، کشش افراد به جذابیت های بیرون از رابطه بیش تر می شود . این خلاء ها می تواند سردی روابط عاطفی ، وابستگی عاطفی ، کنترلگری و محدود کردن روابط بیرونی ، دخالت اطرافیان ، عدم رضایت از رابطه ی جنسی از رابطه فعلی و یا مواردی دیگر باشد .

آخط قرمزهای یک رابطه عاطفی :

دقیقا مثل یک راننده ای که در جاده رانندگی می کنیم ، حد و حدود خود و دیگران و جاده را به خوبی میدانیم و رعایت می کنیم و میدانیم رعایت نکردن این حد و مرز ها باعث تصادف ، آسیب دیدن و جریمه شدن و اتفاقات بد می شود ، دقیقا در یک رابطه ی عاطفی هم به همین صورت است ، یعنی شما باید برای خود حد و حدود و خط قرمز هایی داشته باشید که نه خود و نه طرف عاطفی شما از آن تخطی نکند .

بهتر است که در روابط عاطفی از حد و مرزهای همدیگه اطلاع داشته باشید و آنها را به شیوه ی درست باهم درمیان بگذارید. زیرا دانستن این حد و مرزها همواره این نکته را یاداوری می کند که گذشتن از این خط قرمز ها چه عواقب و هزینه های سنگینی را برای خود و دیگری ببار خواهد آورد.

رابطه ی عاطفی مانند رانندگی است نیاز به مهارت و دانستن قوانین رابطه دارد .

جهان – جهان شو

اهرم رنج و لذت راهکاری برای کنترل تمایلات جنسی :

یکی از راه هایی که میتواند کمک کند تا افراد بتوانند انتخاب های درستی در جهت خواسته های خود داشته باشند استفاده از اهرم رنج و لذت است . ذهن ما انسان ها بصورت ناخوداگاه انتخاب هایش را بر اساس دوری از رنج ها و رسیدن به لذت هایی انجام میدهد . هر چقدر جایگاه این رنج و لذت در ذهن درست باشد ، انتخاب های هماهنگ تری با خواسته های خود خواهیم داشت .

هرچه آگاه تر باشیم که گذشتن از خط قرمز های رابطه ما را وارد آسیب و رنج می کند و رعایت احترام و حدود رابطه باعث بیش تر شدن احترام و لذت رابطه می شود ، این امر باعث می شود تا بیش تر مراقب ذهن و کانون توجه و ورودی هایی که به ذهن می دهیم و رفتار و اعمال و انتخاب های زندگیمان باشیم .

این تمرین عملی را انجام دهید یعنی لیستی تهیه کنید از اتفاقات و شرایطی که اگر احساسات خود را کنترل نکنیم چه رنج هایی را در آینده متحمل می شوید و اگر احساسات خود را کنترل کنید چه لذت هایی را در رابطه ی عاطفی و رابطه ی زناشویی خود تجربه می کنید .

بنویسید چه اقداماتی را باید انجام دهید و یا انجام ندهید ، تا رنج ها را تجربه نکنید و لذت ها را تجربه کنید ، هر روز این موارد را با خود مرور کنید و به آن ها عمل کنید و بعد خواهید دید چه نتایج بزرگی در روابط و زندگی خود تجربه می کنید .

حتما از یک مربی و مشاور روابط کمک بگیرید :

همانطور که جسم ما نیاز به تغذیه ی صحیح دارد و باید زیر نظر متخصص تغذیه، به اصلاح رفتارها و عادت های غذایی خود بپردازیم ، یا در زمانی که دچار بیماری می‌شویم به فرد متخصص مراجعه می کنیم ، رابطه ی عاطفی هم نیاز به تغذیه صحیح و مراقبت زیر نظر کارشناس و متخصص رایطه دارد . قطعا پرداختن به اینکار هزینه دارد ولی در برابر سلامتی رابطه ای که بدست می آورید نتیجه اش با هزینه ای که می کنید اصلا قابل مقایسه نیست و تفاوتش از زمین تا آسمان است .

پس برای بهبود روابط خود از افراد متخصص در این حوزه کمک بگیرید . امیدوارم این راهکارها برای شما مفید باشد و در شما احساس خوب و امید و انگیزه ایجاد کرده باشد و آن ها را بکار بگیرید . تجربه ی خود را بنویسد از لحظه هایی که احساسات و هیجانات خود را چه از لحاظ عاطفی و یا جنسی نتوانستید کنترل کنید ، چه شرایطی را بعد از آن تجربه کردید ؟

پاسخ های خود را در زیر همین مقاله در این صفحه با جزئیات بنویسید من جهان منجزی هستم مربی روابط عاطفی و مشتاق خواندن تجربه های شما هستم .

چطور در یک رابطه ی عاطفی بخاطر اشتباهاتمان خود را سرزنش نکنیم ؟

خود را سرزنش نکنید

به غیر از کودکان خرد سال ، تقریبا هیچ کسی نیست که بابت اشتباهاتش خود ش را سرزنش نکرده باشد ، اینکه بابت اشتباهاتی برای لحظه ای کوتاه بطور ناخوداگاه خودمان را سرزنش کرده باشیم اشکالی پیش نمی آید ، ولی ماندن در احساس بد و سرزنش کردن بشدت هم به خود ما و روابطمان آسیب می زند ، در این نوشته دلایلی محکمی را به شما گفته شده که چرا خودتان را سرزنش نکنید و راهکارهاییی را به شما می گویم که چطور در روابط عاطفی خودمان را سرزنش نکنیم .

تکرار اشتباهات بیش تر :

گاهی اوقات در روابط عاطفی خود دچار اشتباهاتی می شوید که باعث می شود دوست و شریک عاطفیتان از شما دلسرد و یا ناراحت شود و یا اینکه وارد رابطه عاطفی اشتباهی شده باشید ولی حالا پس از تمام شدن رابطه هنوز خود را سرزنش می کنید.

اگر در روابط خود دچار اشتباهاتی شدید ، یادتان باشد هرگز خودتان را سرزنش نکنید ، زیرا شما با سرزنش کردن خود باعث تکرار اشتباهات می شود . در واقع با شرزنش کردن خودتان دارید توجه بیش تری به نقاط ضعف و ناتوانایی هایتان می کنید . وقتی خودتان را سرزنش می کنید به این معناست که به مشکلات بیش تر و محدودیت ها توجه کرده اید . توجه به مشکلات و محدودیت ها باعث ایجاد احساس بد و ناامیدی در شما می شود و احساس بد ، باعث تصمیمات بد و اشتباهات بیش تر می شود .

احساس خوب اتفاقات خوب و احساس بد اتفاقات بد

جهان – جهان شو

این قانون توجه در زندگی است که اگر به چیزی توجه می کنید که حتی خواسته ی شما نیست ، ولی بخاطر توجهی که می کنید ، احساس بد و ناامیدی را در شما ایجاد می کند . که باعث می شود اتفاقاتی و شرایطی را به زندگی خود دعوت کنید که ، دوباره همان احساس بد را در شما ایجاد می کند .

یعنی اگر به اشتباهاتتان توجه کنید و خودتان را سرزنش کنید ، باعث ایجاد احساس بد درونی می شوید و این احساس بد ، شرایط شما را به سمتی پیش می برد که دوباره اشتباهات و اتفاقات بدتری را در زندگی تجربه کنید ، و این شرایط بد تا زمانی که شما به اشتباهاتتان توجه می کنید ادامه خواهد داشت . پس برای اینکه این زنجیره را قطع کنید ، توجه خود را از روی اشتباهات و ناخواسته ها بردارید و خود را سرزتش نکنید تا به احساس خوب دست پیدا کنید .

به هر جنبه از هر چیز که توجه کنید از جنس همان کانون توجه را وارد زندگیتان می کنید .

جهان – جهان شو

خود را سرزنش نکنیم زیرا :

اگر در رابطه عاطفی و دوستی و یا زندگی زناشوئی دچار اشتباهاتی شدید که باعث جدایی و یا سردی در روابطتان شد ، هرگز خودتان را سرزنش نکنید ، زیرا سرزنش کردن خود باعث حل و یا اصلاح آن مشکل نمی شود . شما نمی توانید با سرزنش کردن خودتان اشتباهاتتان را جبران کنید . پس با دانستن به این آگاهی که سرزنش کردن خود هیچ کمکی به حل مشکل نمی کند دست از این نوع خود تحقیری برداریم .

از چشم دیگران می افتید :

اگر بخاطر اشتباهاتتان خودتان را سرزنش می کنید بدانید ، وقتی دیگران این خودزنی و خودتحقیری شما را ببینید ، ناخوداگاه درمورد شما اینگونه قضاوت و برداشت می کنند که فرد کم اعتماد بنفسی هستید و از عزت نفس پائینی برخوردارید . یادتان باشد شما زمانی برای دیگران جذاب و محبوب خواهید بود که دیگران به این نتیجه برسند که شما فرد بااعتماد بنفسی هستید و برای خود ارزش قائل هستید .

هر وقت به این نکته شک داشتید ، به این سوال پاسخ دهید ، آیا شما حاضر هستید با کسی که مدام خودش را سرزنش میکند در رابطه عاطفی باشید ؟ آیا شما حاضر هستید با فردی که اعتماد بنفس ضعیفی دارد وارد رابطه شوید ؟ همانطور که شما دوست دارید با یک فرد قوی و قابل اعتماد که هم خودش را و هم شما را دوست بدارد وارد رابطه شوید ، دیگران هم دقیقا چنین انتظاری را دارند .

چرا خودمان را سرزنش می کنیم ؟

دلیل سرزنش های ما میتواند سه علت اصلی داشته باشد ، یعنی سه نگرش که باعث می شود تا ما در برابر اشتباهاتمان رفتار نامناسبی با خود داشته باشیم و خودمان را سرزنش کنین . باید نگرش هایی را که باعث می شود ، خودمان را سرزنش کنیم ، بشناسیم و دقیقا برخلاف آن باورها عمل کنیم .

دلیل اول قدر خودمان را نمیدانیم :

اگر بخاطر اشتباهاتت در رابطه ی عاطفی یا بخاطر رفتارها و قضاوت ها و یا ناراحت شدن دیگران از دست شما ، خودتان را سرزنش می کنید ای این معنا است که ، آنطور که باید خودمان را نپذیرفتیم ، اونطور که باید خودمان را هنوز دوست نداریم ، توقعمان بیش از حد مهرات ها و توانایی های فعلیمان است در واقع هنوز قدر خود را نمیدانیم .

و یک نگاه کمال گرایانه نسبت به خودمان داریم . هنوز نقاط قوت و نقاط ضعف شخصیتی و مهارتی خودمان رو به خوبی نشناختیم و آن‌ها را نپذیرفتیم .

جواب من به شما اینه که ” عزیزم حتی اگر بزرگترین اشتباه دنیا رو کرده باشی ، آنقدر ارزشمند هستی که بابت چیزی و یا کسی خودت رو سرزنش نکنی ” “تو آنقدر ارزشمند هستی که باید خودت را ببخشی ، و تو آنقدر توانمند هستی که بتوانی اشتباهاتت را جبران کنی . به خاطر اینکه تو انسان ارزشمندی هستی ، ارزشمندتر از هر چیز ی .

دلیل دوم ناتوان دیدن خود :

نگرش دومی که باعث سرزنش کردن خود می شود این است که ، اشتباهاتمان را آنقدر بزرگ در نظر می گیریم که فکر می کنیم دیگر نمی توانیم بابتش خودمان را ببخشیم و یا برای جبران آن اشتباه ، دیگر کاری از دستمان بر نمی آید . و این نگرش بشدت باعث می شود تا خودمان را سرزنش کنیم .

آگاه باشیم هیچ وقت هیچ اشتیاهی نیست که بتواند زندگی ما را نابود کند . اشتباهات فقط برای افرادی که نمیخواهند برای زندگی خود هیچ تلاش بکنند بسیار سخت و آسیب رسان هستند . ولی برای فردی که مدام در حال بهبود شخصیت و توانایی های خود است ، شاید اشتاباهاتش به او آسیبی وارد کند ، اما میداند که همه چیز موقتی است و اگر از اشتباهات خود درس بگیرد و عملکرد و نگرش و عملکرد خود را بهبود دهد دیگر منجر به تکرار اشتباهی نخواهد شد بلکه نتیجه ی دلخواهش را نیز خواهد گرفت .

به ارزش های بیرونی نچسبید :

سومین نگرشی که باعث خود سرزنش کردن می شود ، این است که ارزش ها و اهتماد بنفس و سرنوشت خود را به نتیجه ی آن خواسته که انتظارش را داشتیم ، گره بزنیم . مثلا با فردی وارد رابطه شده باشیم ولی به دلایلی رابطه منجر به جدایی شد ، تا زمانی که ارزش ها و آینده خود را به آن رابطه و فرد گره زده باشیم ، بعد از جدایی خودمان را سرزنش خواهیم کرد و احساس شکست خواهیم داشت .

در چنین شرایطی که رابطه ی دلخواهمان شکل نگرفته باشد و حالا که در انتخابمان اشتباه کردیم ، فکر می کنیم چیز خیلی بزرگی را از دست داده ایم و سرنوشت زندگی مان از چیزی که میخواستیم عوض خواهد شد .

سرنوشت زندگی تو به چیزی غیر از خودت وابسته نیست .

جهان – جهان شو

باید یادمان باشد ما با سرزنش کردن خود هرگز باعث جبران شدن اشتباهاتمان نمی شویم ، بلکه روحیه و انگیزه خود را برای بهتر طی کردن مسیر زندگی و لذت بردن از زندگی می کُشیم .

No blame

با سرزنش کردن خودمون باعث توجه به نقاط ضعفمان و ضعیف تر شدن خودمان می شویم و باعث تکرار اشتباهات بیش تر و بزرگ تر می شویم . یادتان باشد تو ارزشمند تر از هر چیزی در زندگیت هستی . تو مهم ترین فرد زندگیت هستی و آن قدر خودت را لایق و ارزشمند بدان که بابت چیزی خودت را سرزنش نکنی .

بدان هیچ اشتباهی آنقدر بزرگ نیست که بخواهی بابتش خودت را سرزنش کنی . تنها اشتباهی که مرتکب میشویم این است که خودمان ران سر زنش کنیم . حتی اگر روزی متوجه شدی که اشتباه کردی که خودت را سرزنش کردی ، بخاطر این هم خودت را سرزنش نکن .

تمرین عملی :

بنویسد بخاطر چه مواردی در روابط و زندگی ، خودتان را سرزنش کردید ؟ نتیجه آن همه سرزنش کردن ها چه بود ؟ همچنین بنویسید در مواردی که خودتان را سرزنش کردید چطور توانستید دست از سرزنش خود بردارید ؟

تفاوت بخشش با گذشت کردن چیست و چه موقع ببخشیم و چه موقع گذشت کنیم ؟

تفاوت بخشش با گذشت کردن چیه ؟ آیا گذشت کردن همون بخشیدن محسوب میشه ؟ چه زمانی باید بخشش کنیم و چه زمانی باید اشتباهات دیگران را نادیده بگیریم و گذشت کنیم ؟ آیا با گذشت کردن و نادیده گرفتن به آرامش می رسیم ؟ اینها موضوعاتی هستند که در اینجا میخواهم با شما در میان بزارم .

اگر می خواهید در مورد بخشش و بخشیدن درک بهتری پیدا کنید ، توصیه می کنم نوشته ” چرا باید ببخشیم و چگونه بخشش کنیم ” را به طور کامل مطالعه کنید که البته در آن به طور مختصر در مورد تفاوت بخشش با گذشت کردن توضیحاتی دادم ، اما اینجا قصد دارم با یکی دو مثال این موضوع را برای همیشه شفاف کنیم تا تفاوت بخشش با گذشت کردن را خیلی بهتر درک کنیم .

در بسیاری از موارد افراد بخشش را با گذشت کردن اشتباه می‌گیرند در واقع نادیده گرفتن موضوعاتی که باعص اسیب های جدی در ما می شود را بدلیل ضعف خود در برابر آن شرایط و یا عامل بیرونی همان بخشش معنا می کنند .

هم به خاطر این که تعریف درستی از بخشش در ذهن خود ندارند و همچنین ریشه اصلی این موضوع به دلیل ضعف عزت نفس و عدم داشتن احساس لیاقت کافی نسبت به آن شرایط یا موضوع ناراحت کننده است .

بخشش به معنای گذشتن از حق خود و اشتباهات نیست ، بلکه به معنای جبران و گرفتن حق خود است .

جهان – جهان شو

بعضی از آدما به دلیل احساساتی مثل ترس در برابر یک برخورد با یک موضوع و یا یک شرایط ناخواسته از حق خود گذشت می کنند و نام آن را بخشش می گذارند . این برداشت اشتباه در همه ی روابط بخصوص در روابط عاطفی بسیار زیاد به چشم می خورد .

به عنوان مثال با فرض اینکه ، فردی در یک رابطه عاطفی از شریک عاطفی خود اشتباه و خطایی ( عمداً یا سهواً ) را متوجه میشود و باعث آسیب روحی و هم آسیب در روابطشان می شود .

آیا این فرد باید از خطا و اشتباه شریک عاطفی خود چشم پوشی کند ؟ آیا این چشم پوشی همان بخشیدن محسوب می شود ؟ آیا چشم پوشی باعث عدم تکرار آن اشتباه می شود ؟ عکس العمل درست در این شرایط چیست ؟

نکته قابل توجه که نباید از نظر پنهان بماند این است که فرد بهتر است بپذیرد ، هر شرایطی را که اکنون در رابطه را تجربه می کند ، نتیجه نوع باورها ی و نگرش های خودش هست ، یعنی نتیجه انعکاس ارتعاشی که از الگوهای ذهنی شکل گرفته در ناخوداگاهش به جهان هستی می فرستاده ، می باشد .

بعضی از آدم ها به دلیل ضعف اعتماد به نفس و عزت نفس ، در برابر یک شرایط نامطلوب در رابطه احساس ترس بر آنها غلبه می کند و دچار تصمیمات اشتباه در چنین شرایطی می شوند و جرات طلب و درخواست حق خود در رابطه عاطفی را ندارد . و در برابر خطاها و اشتباهات شریک عاطفی خود ، یا سکوت می کنند و خودخوری می کنند و یا مدام گِله و شکایت می کنند و ابراز نارضایتی می کنند ، اما هیچ تلاش درستی در جهت بهبود حال روحی خود انجام نمی دهند .

و وقتی که از آن ها در مورد اینکه از زندگی خود راضی هستند ، میپرسیم جواب آنها خیر است . بهانه آنها از اینکه با وجود شرایط نامطلوب هیچ تغییری در رابطه خود ایجاد نمی کنند ، معمولا این است که ” من به خاطر این که رابطمون خراب نشه به این رابطه ادامه دادم ” و یا اگر فرزند و یا بچه داشته باشند ، معمولا با این بهانه که ” من به خاطر بچه هام تن به ادامه زندگی با چنین فردی را دادم و از خطاهای او چشم پوشی کردم ” و یا اگر از شرایط مالی خوبی برخوردار نباشد با این بهانه که ” من مجبور بودم توی این زندگی بسوزم و بسازم و با این شرایط کنار بیایم چون پشتوانه ای نداشتم ” .

وقتی که از آن ها در مورد اشتباه شریک عاطفی شان میپرسم معمولا می گویند که من او را بخشیدم ، در حالی که از دل هنوز پر از کینه و نفرت هستن و از درون اصلا آرامش ندارند و شدیداً نسبت به شرایطی که تجربه می کنن احساس بدی دارند .اینجاست که باید بدانیم بخشش با گذشت کردن کاملاً تفاوت دارد و هر کدام ویژگی ها و شرایط خاص خود را دارد .

با توجه به درکی که تا به این لحظه از بخشیدن بدست آوردم ، بخشش به این معنی است که من خودم را عامل تمام شرایطی که در زندگی تجربه می کنم ، میدانم ، پس اگر یک شرایط ناخواسته در زندگی ام را تجربه کردم و اگر عامل آن شرایط ناخواسته یک فرد و یا یک چیز در بیرون باشد ، اصلاً نیازی نیست که من آن عامل بیرونی را ببخشم ، بلکه عامل اصلی خودم بودم و خودم را می بخشم و نسبت به هیچ کسی و یا هیچ چیزی احساس کینه و نفرتی ندارم و با بخشش خودم است که به آرامش قلبی و صلح با خود دست پیدا می کنم .

گذشت کردن به این معنی است که من هدف مهم و بزرگتری در مسیر زندگی ام دارم ، و از موانعی که توجه کردن به آن در زندگی‌ام هیچگونه منفعتی و یا کمکی در رسیدن به این هدفم نمی کنند ، پرهیز می کنم و به سادگی از آنها گذر می کنم و گذشت کردن از آن موارد مخرب اسیبی هم به من نمی زند و کمک می کند تا من سریع تر به خواسته هایم و اهدافم برسم ، این هدف می تواند رسیدن به یک آرامش و صلح درونی و یا یک موضوع مالی و یا هر چیز دیگری بسته به اولویت های خود شما باشد .

ما باید در زندگی از مسائل و موضوعاتی گذشت کنیم گذشت کردن از آنها به ما آسیب روحی و آسیب های دیگری وارد نمی‌کند . مثلا اگر در رابطه عاطفی ، از شریک عاطفی ام خطا و اشتباهاتی را دیدم ، نمی توانیم بگوییم من بخاطر بچه هایم یا بخاطر سال هایی که در این رابطه بوده ام و یا بخاطر حفظ آبرو پیش مردم از خطای او گذشت می کنم ، این گذشت نیست ، بلکه نادیده گرفتن خود و ارزش های خود است. چون ادامه دادن رابطه در چنین شرایطی هم به فرزندان و هم به خود شما و همه به کل رابطه آسیب های سنگینی وارد می کند .

بهتر است تا به سادگی از اشتباه طرف مقابل گذشت نشود ، چون تا وقتی که حال روحی مان بد است ، تا وقتی که از اشتباه طرف عاطفی خود آسیب روحی دیده ایم ، نمیتوانیم گذشت کنیم و نامش را بخشش بگذاریم .

اگر در رابطه عاطفی طرف مقابل مرتکب اشتباهاتی در رابطه شد ، اولین کاری که باید انجام بدهم این است که بپذیرم خودم باعث ایجاد آن شرایط ناخواسته ، برخورد و یا اتفاق شدم و خودم باعث شدم تا طرف مقابلم به گونه‌ای رفتار کند تا او آسیب ببینم . من نباید رابطه ام را بگونه ای پیش ببرم که از اشتابهات طرف مقالم آسیب ببینم ، من نباید خودم را در رابطه آسیب پذیر کنم و این بدلیل احساس ارزشمندی ضعیفی که خودم برای خودم قائل بودم است که این مجوز را داده ام که فرد مقابلم چنین رفتاری با من بکند .

پس قدم اول این است که خودم را عامل آن شرایط ناخواسته می دانم پس خودم را به خاطر ایجاد آن شرایط می بخشم . اما این بخشش به معنای گذشت از اشتباهات آسیب زننده طرف مقابل نیست ، چون با نادیده گرفتن اشتباهات و گذشت زود هنگام ، نتنها باعث میشوم تا فرد مقابل متوجه نشود که هر اشتباهی تاوانی دارد و بلکه باعث میشود تا فرد مقابل حتی زحمت عذر خواهی کردن از من را هم به خودش ندهد .

به نوعی با گذشت کردن باعث جلوگیری از عدم تکرار آن نمی شویم . باگذشت زودهنگام راه را برای فرد مقابل برای تکرار مجدد آن خطا و اشتباهات بیش تر باز گذاشته ایم و هم خود را در برابر اشتباهات فرد مقابل دوباره آسیب پذیر کرده ایم .

پس در نتیجه ، راه حل اینکه بتوانیم از اشتباهات دیگران گذشت کنیم تنها یک مورد است ، و آن هم این است که فرد خطاکار باید به اندازه ی اشتباهی که کرده تاوان پس بدهد . این تاوان میتواند در حد تحریم در میزان صمیمیت رابطه و یا حتی درخواست های مالی و یا محدود کردن طرف مقابل در هر موضوعی باشد . در صورت جبان خطا است که فرد مقابل ما جایگاه قبلی خود را خواهد داشت ، در غیر این صورت جایگاه خود را پیش ما از دست داده است .

از اینکه تا اینجا همراه من هستید از شما سپاسگزارم ، لطفا نظر و تجربه ی خود را از گذشت کردن و بخشش برای من بنویسید ، و بنویسید در مواردی که خطاهای دیگران را نادیده گرفتید چه آسیب یا کمکی به زندگی شما شد . مشتاق خواندن نظرات ارزشمند شما هستم .

چرا باید ببخشیم و چگونه بخشش کنیم ؟

فایل تصویری بخشش و بخشیدن – چرا باید ببخشیم و چگونه بخشش کنیم ؟ – حجم فایل 115.4 مگا بایت
فابل صوتی بخشش و بخشیدن – چرا باید ببخشیم و چگونه بخشش کنیم ؟ – حجم فایل 14.7 مگا بایت

چرا باید خود و دیگران را ببخشیم و چگونه این بخشش را انجام دهیم؟

چند روز پیش از یکی از هنرجوهای دوره عملی عزت نفس پیامی به دستم رسید با این مضمون که ” با اینکه من در تمام جنبه های زندگیم دارم روی خودم کار می کنم اما هنوز اون قسمت بخشیدن رو نتونستم به خوبی انجام بدم و کسی که باعث تمام حال بدی های زندگیم شد رو هنوز نتونستم بطور کامل ببخشم و از درون رها کنم . فهمیدم این نبخشیدن همون گیر کارم هست ” .

عدم توانایی در بخشش دیگران بدلیل عدم درک صحیح از بخشیدن

در چنین شرایطی چیکار باید بکنیم ؟

در جواب می خواهم بگویم که تقریبا همه ی ما خیلی از جاهای زندگی بوده که افراد و شرایطی را در زندگی داشتیم که بصورت خواسته یا ناخواسته از آنها اتفاقات و شرایط نامناسبی را تجربه کردیم که باعث شد چه روحی و یا از هر نظر دیگه آسیبی به ما وارد بشود و بخاطر درد ناشی از آن لحظه نتوانستیم دیگران را آننطور که باید ببخشیم .

یکی از دلیل های مهمی که نمی توانیم ببخشیم این هست که فکر می کنیم یک فرد یا یک اتفاق بیرونی ( چیزی غیر از خودمان ) عامل رنجش های ما بوده ، که در این مورد جلوتر بیش تر توضیح میدهم و دلیل دیگه که نمی توانیم ببخشیم این هست که تفاوت بخشش با نادیده گرفتن و گذشت کردن را اشتباه می گیریم که در این مورد هم توضیح میدهم .

فردی که بخواهد زندگی خودش را تغییر بدهد و شرایط متفاوت تری را تجربه کند ، باید متفاوت از گذشته به اتفاقات و شرایط و ماهیت زندگیش نگاه کند ، باید با ساز و کار جهان هستی و قوانین زندگی آشنایی بیش تری پیدا کند و درک بهتری از زندگی رو به دست بیاورد .

فردی که میخواهد تغییر کند و شرایط جدیدی را در زندگی ایجاد کند باید بتونه آگاهانه مثل یک رودخونه از یک سری از مسائل که مانع از رسیدن به اهداف و اولویت های زندگی اش می شود گذشت کند ، اما این گذشت باید به شویه مناسب باشد که آسیبی به خود وارد نکند .

فردی که بخواهد عزت نفس خود را حفظ کند باید بتواند ببخشد . بخشش اولین درس از جلسه اول دوره عزت نفس هست .که یکی از مهمترین موضوعاتی که به آن اشاره کردم موضوع مهم بخشش و بخشیدن است . بخشش و بخشیدن یک مهارت و توانایی اکتسابی است . در واقع …

بخشش یک هنر است و فرد بخشنده یک هنرمند است .

جهان – جهان شو

شاید بعضی وقت ها رفتارهای نامناسب اطرافیان ، خانواده ، پدر ، مادر ، دوستان ، معلمان و … ، خواسته یا ناخواسته باعث شده تا ما احساس بدی نسبت به خودمان و به دنیای اطرافیان پیدا کنیم . شاید آن برخورد و رفتارها باعث شد تا عزت نفسمان ضعیف شود خورد شود شکسته شود ، هر چند آن رفتار کوچیک یا برای اولین بار بوده باشد ولی ممکنه اثر و طعم تلخی در روح و جان ما گذاشته باشد .

اما اگر بخواهیم زندگی خودم را تغییر دهیم ، اگر بخواهیم به سوی اوج پرواز کنیم اولین قدم این هست که خود را از هر قُل و زنجیر و بند و قفس رها کنیم . خود راسبک بال و سبک بار کنیم . چیزهای اضافی و بدرد نخور را رها کنیم و فقط چیزهایی که توی مسیر بهشون نیاز داریم را با خودمون برداریم چیز هایی مثل عشق به خود ف صلح درونی و آرامش . بخشش اولین کار مهم قبل از هر پرواز هست که تو رو برای به اوج رسیدن آماده می کند .

هرگز بدنبال مقصر برای حال بد خود ، نباش !

جهان – جهان شو

اولین قدم برای سبک شدن ، به آرامش رسیدن این است که به دنبال مقصر برای احساس بد و شرایط بدی که تجربه کردیم نباشیم . برای عزت نفسی که خدشه دار شده ، دلی که شکسته شده ، عزتی که خورد شده ، کسی یا چیزی را مقصر ندانیم . در واقع اولین درس این هست که هرگز هیچ عامل بیرونی را به عنوان دلیل حال بدی ها ، عزت نفس پایین اتفاقات و شرایط بدی که در زندگی تجربه کردیم ، ندانیم .

یکی از نگرش هایی که به شدت باعث آرامش درونی ما می شود که بتونیم دیگران را راحت ببخشیم این نگرشی است مه خودم در مورد بخشش دارم که : ” اگر طرف مقابلم را مقصر حال بدم و آسیب هایی که دیدم یا دردهایی که کشیدم بدانم ، هرگز چیزی به نغع من تغییر نمی کند . پس بهترهست خودم را باعث خلق تمام شرایط زندگی ام بدانم ، چون در این اینصورت هست که قدرت تغییر در دستانم است و میتوانم شرایطم را تغییر بدهم .

از طرفی اینطور برای خودم منطقی می کنم که طرف مقابلم تمام تلاشش را برای بهترین برخورد با من داشته و این تمام آنچه بوده که میتوانست و بلد بود عرضه کند . او همه ی زحمت خود را کشیده و هیچ قصد و قرضی در آن نبوده . مثلا اگر خانواده یا پدر و مادر با رفتارهایی که در کودکی با من داشته اند ، باعث شد تا عزت نفسم آسیب دیده شود ، قبل از اینکه بخواهم از آنها کینه ای داشته باشم در ذهنم اینگونه منطقی می کنم که آنها تمام تلاش خود را برای تربیت من کردند و هرچه در توان داشتن را برای من ارزانی کردند از اینجا به بعد من به سبک خودم و طبق چیزی که به نفعم هست و میخواهم زندگی می کنم و آنطور که شایسته است خودم با خودم رفتار می کنم .

دنیای بیرون تو انعکاس دنیای درون تو است .

جهان – جهان شو

همانطور که بالا اشاره کردم یکی از دلایلی که نمیتوانیم ببخشیم ، این هست که یک عامل بیرونی (فرد،شی،شرایط) را مقصر میدونیم ، که باعث میشود تا تمرکزمان را بر روی چیزی بگذاریم که بیرون از ما هست که هیچ تسلط و کنترلی بر آن برای تغییرش نداریم .

همواره این قانون را به یاد داشته باشیم ما خالق تمام لحظه ها و شرایط زندگی خود هستیم . دنیای بیرون ما انعکاس دنیای درون ماست در واقع انعکاس الگوها و پیش فرض های ناخوداگاه ما است . پس اگر من از کسی یا چیزی شرایط بدی را تجربه کردم ، خودم باعث این اتفاق و این شرایط بودم .

اگر کسی به من توهین یا بی احترامی کرده ، به خاطر ارتعاش نامناسب خودم بوده ، بخاطر آن الگوهای نامناسب ذهنی خودم و ارتعاش های نامناسب ذهنی خودم بوده که از توجه بر نکات منفی که در ناخوداگاهم کاشته ام بوده ( آگاهانه یا نا آگاهانه ) ، آن شرایط را برای برایم ایجاد کرده .

دانستن و پذیرفتن همین نکته طلایی بلافاصله باعث ایجاد آرامش و ایجاد احساس قدرت درونی می شود ، باعث قوی تر شدن ایمان میشود ، این نکته که من خودم آن شرایط را ایجاد کردم . اگر یک رفتار ناشایست از کسی یا شرایط نامناسبی را تجربه کردم ، دلیل اصلی آن کسی یا چیزی جز خود من نبوده است . منظور من از متفاوت نگاه کردن ، متفاوت ارتعاش فرستادن متفاوت فکر کردن ، این چنین نگاهی است .

وقتی اینجوری به اتفاقات زندگی خود نگاه کنیم ، وقتی اینجور به عامل شرایط و اتفاقات بد نگاه می کنیم خیلی راحت تر می توانیم این قضیه را با خودم کنار بیائیم که اگر من در این اتفاق و شرایطی که باعث حال بدی ام شده به دنبال مقصر هستم ، آن مقصر و عامل اصلی خودم هستم .

خود من به واسطه الگو ها و پیش فرض های ذهنی نامناسبی که داشتم ، شرایطی را که ایجاد کردم و ارتعاش هایی را به جهان هستی فرستادم که این شرایط را خلق کردم . یعنی آن آدم نامناسب یا آن رفتار نامناسب را از آن فرد یا یک شرایط را به سمت خودم جذب کردم ، پس هیچکس جز خودم عامل و باعث نیست ، خودم عامل آن شرایط بودم . پس با دانستن به این نکته در هر اتفاق و شرایطی از زندگیم آن کسی که باید اول و آخر بخشیده بشود ، خودم هستم .

من خودم را میبخشم .

وقتی که خودم را می بخشم به این معنی است که من پذیرفتم خودم اون شرایط نامطلوب را ایجاد کردم و این یعنی بخشش واقعی . نکته ای که در بالا اشاره کردم ، یعنی بعضی از افراد گذشت کردن را به معنی بخشش می‌دانند ، اما هرگز چنین نیست و بخشش با گذشت کردن (خود نادیده گرفتن) زمین تا آسمان تفاوت دارن .

بعضی از ما در برابر اتفاقات شرایط نامطلوب زندگی به خاطر اعتماد به نفس و عزت نفس ضعیف از حق خود می گذریم ، خود را نادیده می گیریم و اسم آن را بخشش می گذاریم .

در حالی که این هرگز بخشش نیست و نشانه آن هم این است که طرف و شرایط مقابل هنوز به رفتارها و اتفاقات و برخوردهای نامناسب با ما ادامه می دهد در صورتی که هیچ تغییری نکرده و ما فقط در برابر آن شرایط سکوت کردیم و هنوز آن حال بد ، کینه و نفرت وجود دارد ، هنوز دلی درد مند داریم و هنوز فرد مقابل تاوانی بابت برخورد نامناسبش نداده ، این بخشش نیست بلکه این نادیده گرفتن خود است .

درواقع ما با گذشت کردن یا همان بخشش زود هنگام ، نه تنها باعث میشویم تا طرف مقابل هرگز نفهمد که هر اشتباهی تاوانی دارد ، بلکه باعث میشویم تا طرف حتی زحمت عذرخواهی کردن از ما را هم به خودش ندهد . بخشش دقیقا مثل این است که من یک سنگ بسیار سنگین ( نفرت ) که در بغلم نگه داشته ام را رها می کنم و خود را برای پرواز سبک می کنم . چیزی که به من احساس خوب نمی دهد را رها می کنم ، چیزی که به بهبود زندگی من کمکی نمی کند را رها می کنم .

اگر فردی به من بی احترامی کرده باشد آن فرد را می بخشم ، در واقع خودم را می بخشم زیرا طبق قانون دنیای بیرون من انعکاس دنیای درون من است . با خودم اینجا می‌گویم که آن فرد و آن رفتار را خودم وارد زندگیم کردم خودم باعث آن شرایط نامناسب بوده‌ام پس من در این میان نیازی نیست آن فرد را ببخشم ، بلکه خودم را می بخشم به خاطر اینکه آن شرایط نا مناسب را خودم ایجاد کردم . اما این بخشش من به این معنی نیست که اجازه بدهم دوباره آن فرد با من رفتار نامناسب داشته باشد یا آن شرایط نامناسب را دوباره تجربه کنم .

بلکه حد و حدود و استانداردهایی را برای خودم پررنگ تر و خط قرمزهای را تعیین می کنم تا دوباره آن اشتباه را مرتکب نشوم تا دوباره اجازه ندهم طرف‌ مقابلم با من رفتاری نامناسب را داشته باشد .

بیایید ببخشیم ، همواره هر چیزی را که فکر می‌کنیم مقصر تمام حال بدی ها و اتفاقات ناخوشایند زندگی مان است . یکبار برای همیشه بپذیریم که من خالق تمام شرایط زندگی ام هستم و اگر شرایط و افراد نامناسب و برخوردهای نامناسبی را در زندگی‌ام تجربه کردم همه آنها را خودم به واسطه کانون توجه نامناسبی که ایجاد کرده بودم به خاطر الگوهای نامناسب ذهنی که برای خودم ساخته بودم به خاطر پیش‌فرض‌های نامناسبی که برای خودم ساخته بودم به خاطر ارتعاش نامناسبی که به جهان هستی فرستاده بودم ( آگاهانه یا نا آگاهانه ) آن شرایط بد را تجربه کردم .

پس من در اول و در آخر از همه خودم را به خاطر تمام حال بدی های خودم می بخشم دقیقاً مانند یک پرنده ای که خود را از قُل و زنجیر و هر بند اسارتی رها می کند ، دقیقا مثل رودخانه برای تجربه یک زندگی متعالی به مسیر لذت بخش خود ادامه می دهم و از هر چه موانع و شرایط نامناسب است آنها را نادیده می گیرم و گذر می کنم ، این گذر به معنای این نیست که اجازه بدهم آسیبب پذیر باشم این گذر به معنای این است که به خود تعهد می دهم که مرتکب اشتباهات گذشته ام نشوم و همواره خودم را از هر کینه و نفرتی خالی نگه دارم و جا را برای ایمان و عشق باز بگذارم .

ممنون و سپاسگزارم جهان هستم راهنمای شما در سفر زندگی ، لطفا دیدگاه خود را درباره موضوعاتی که خواندید و احساس و تجربه ی خود را قبل از بخشش و بعد از بخشیدن در اینجا با من درمیان بذارید .