being thanksful

چرا سفر به کیوپ دلیلی برای سپاسگزار بودنم از زیبایی های طبیعت شد ؟

احساس خوبم ، دلیل محکمی برای سپاسگزار بودنم است .

جهان – جهان شو

من وسط هفته تصمیم ام رو جدی گرفته بودم ؛ به آرش دوستم پیام دادم تا اگر برنامه ای برای یک سفر یک روزه دارد به من هم اطلاع دهد ؛ تا اگر شرایطش مناسب بود برای سفر باهم هماهنگ بشویم .

ما باهم مکتن سفر را مشخص کرده بودیم ، اما تا پنج شنبه حدود ساعت یازده شب برنامه آرش برای بودن در این سفر هنوز مشخص نبود . به محض اینکه همه سفر ما قطعی شد ، می بایست تدارکات لازم را در کمتر از یکی دو ساعت برای سفر آماده می کردم و زمان زیادی تا ساعت حرکت نمانده بود .

من از شهر باستاتنی شوشتر ساعت 3:05 دقیقه صبح حرکت کردم و و حدودا بعد از سه ساعت و نیم رانندگی به ابتدای شهر زیبیای باغملک رسیدم . در همان ابتدای جاده باغملک به ایذه ،من و آرش و محمد حسین هر دو از اهواز به هم پیوستیم و در همان اول جاده باغملک به ایذه صبحانه را ساعت 6:30 پیش مغازه آشی سید میل کردیم . واقعا صبحانه ی لذیذی بود و دلیل خوبی برای سپاسگزار بودنم .

یک تجربه خیلی جالب اینکه ، وقتی دور میز در حال میل صبحانه بودیم از آنجا که صاحب مغازه آشی با آرش آشنایی قبلی داشت ، سید صاحب مغازه هم پیش ما آمد و باهم گپ و گفتی داشتیم . در ادامه صحبت ها موضوع به بحث شیوع بیماری همه گیر که از حدود 7 ماه پیش تا به امروز ( تاریخ 15 شهریور 99 ) ادامه داشت ، کشیده شد . آرش با متنانت طبع از سید پرسید که ؛ شما که بدلیل نوع کسب و کارتان که مستقیم با مردم در ارتباط هستید ، از اینکه دچار این بیماری شوید نگران نیستید .

من همیشه منتظر شنیدن جواب های متفاوت از افراد با نگرش های متفاوت در موضوعات متفاوت هستم و جواب جالب سید گوش های من را به خود تیز کرد . در جواب آرش سید گفت : ” من به این بیماری اعتقادی ندارم و به همین خاطر هم هرگز دچار همچین بیماری نمی شوم و ترسی هم ندارم ” .

شاید این جمله در نگاهی بی معنی و یا ساده لوحانه بنظر برسد ، که مگر می شود کسی به بیماری اعتقادی نداشته باشد . اما از نظر من هرگز چنین نیست . زیرا افکار و رفتار و گفتار ما از باورهای ما نشأ می گیرند و قطعا هم چنین جمله ای از باورهای ریشه ای این فرد نسبت به این موضوع نشات می گیرد که باعث شده چنین اعتماد بنفسی در او نسبت به این موضوع ایجاد شود که باعث می شود تا ترسی نسبت به شرایط موجودی که تجربه می شد ، نداشته باشد .

سوره یونس :
أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾ آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى ‏شوند (۶۲) .

البته هیچکس در تمام جنبه های زندگی و نسبت به موضوعات مختلف باورها و نگرش های کاملی ندارد ، مثلا ممکن است دیدگاه این ایشان نسبت به این بیماری همه گیر چنین بوده باشد ، اما نسبت به یک سرماخوردگی و یا یک دل پیچه و یا سر درد دیدگاه کاملا متفاوتی داشته باشد .

به هر حال با توجه به آگاهی هایی که نسبت به قوانین جهان هستی دارم ، گوش هایم آن برداشت متفاوت و بر اساس قانون باورها را به خوبی شنید و من دوباره برای هزارمین باور برایم تایید شد که تنها تفاوت انسان ها در نتایج زندگی شان ، از تفاوت در باورهای آنها است . و دانستن این موضوع برای من یکی دیگر از دلیل های سپاسگزار بودنم بود .

تفاوت در نتایج به دلیل تفاوت در باورهاست .

جهان – جهان شو

در ادامه سفرمان به دره زیبای کیوپ از وسط شهر باغملک به طرف روستای حضرت سلیمون ( سلیمان ) و روستای بلواس ( ابوالعباس ) و منطقه رباط حرکت می کردیم تا به روستای کیوپ رسیدیم و بعد ماشین ها را در گوشه ای از روستا ، طوری که مزاحمتی برای اهالی روستا و رفت و آمدشان ایجاد نکند پارک کردیم .

نکته جالب درباره پارک کردن ماشین ها این بود که اول ماشین را در قسمت ورودی و کنار مسجد روستا پارک کرده بودیم و هنوز درهای ماشین را قفل نکرده بودیم که یکی از اهالی روستا آمد و گفت جایی که شما ایستادید جایی است که ما برنج برداشت شده را روی هم می گذاریم ؛ ماشین را جابه جا کنید و کمی جلو تر یا عقب تر ببرید .

اولش کمی توی ذوقمان خورد که جای پارک خوبی پیدا کرده بودیم ، پس به ناچار بایستی جای پارک دیگری می جستیم تا ماشین در امان باشد ، چون بصورت ناخودآگاه این باور که هر لحظه ممکن است در نبود ما کسی به ماشین ها دست درازی کند ، بصورت خیلی خفیف و جزئی وجود داشت اما نه در حدی که این موضوع سفرمان را مختل کند ، درواقع ترسش وجود داشت ، ولی مانعی برای ادامه سفرمان نمی شد .

بخاطر همین هم بود که وقتی آن جای پارک خوب را از دست می دادیم کمی توی ذوقمان خورد ، اما من یک باور بنیادی خیلی مهم دارم که همیشه حتی در بدترین شرایط زندگی ام اجازه نمی دهد تا احساس بدی داشته باشم و آن هم این باور است .

هروقت خداوند ، کائنات ، جهان هستی و یا هر چیزی که به آن اعتقاد داری چیزی را از تو می گیرد ، آگاه باش که قرار است چیز بهتری نسیبت شود .

با وجود این باور بود که از مرد روستایی پرسیدم ، پس بنظر شما کجا خوب است تا ما ماشین های خود را پارک کنیم تا هم مطمئن باشد و هم مزاحم کارتان نباشد ؟ او گفت شما اصلا نیازی نیست نگران ماشین هایتان باشید ، کافی است ماشینتان را هر جایی که می خواهید پارک کنید و بروید ، حتی اگر یک سال دیگر هم برگردید ، کسی به مال شما دست نمی زند .

این گفته مرد روستایی قوت قلب بیش تری در در دل ما ایجاد کرد و بعد هم پیشنهاد داد تا ماشین های خود را در کنار دیواری که با دست به ما اشاره می کرد پارک کنیم و ما هم همین کار را کردیم و وقتی هم برگشته بودیم هیچ شرایط بدی برای ماشین هایمان پیش نیامده بود . این احساس خوب من از این امنیت بخاطر وجود باورهای مناسب در این سفرمان دلیلی برای سپاسگزار بودنم است .

اول صبح بود و ما در سکوت اول صبح از دل خانه های روستایی و کوچه های پیج در پیج اما کم تعداد روستا وارد مسیر پیاده رو خاکی شدیم که دقیقا از کنار مزارع شالی زار برنج عبور می کرد و ما را به ابتدای مسیر پیاده روی در دره می رساند .

باور کنید وقتی چشمم به شالیزاری های برنج افتاد اولین چیزی که به ذهنم رسید ، باور فراوانی بود . باور فراوانی باوری است که می گوید ، نعمت ها بیش از حد نیاز در جهان وجود دارد .

باور فراوانی : بیش از حد نیاز ، منابع و نعمت ها وجود دارد .

جهان – جهان شو

من هم با باور به فراوانی از مزارع برنجی که در مسیر می دیدم و اهالی روستا که در حال درو کردن برنج ها بصورت دستی بودند بسیار سپاسگزار بودم . از موقعی که قوانین را درک کرده ام بعضی وقتا هنوز از اینکه عده ای از مردم از کمبود مواد غذایی مثلا همین برنج ، صحبت می کنند ، تعجب می کنم ، در حالی که من می دیدم بی نهایت برنج در همان مسیری که ما می رفتیم وجود دارد .

حالا شما در ذهنتان تصور کنید چقدر در جهان مزارع و شالیزار های برنج وجود دارد ، بسیار بسیار زیادند ، و نمی توانیم حتی به کمبودش فکر کنیم . و در ادامه مسیر از سلام گرمی که با آن کشاورزان داشتیم و جواب پر انرژی آنها احساس خوب ما را چنیدن برابر بهتر کرد و به سمت دره کیوپ پیش رفتیم .

وقتی در ادمه سفرمان به دره وارد شدیم ، ابتدای مسیر با آنچه که از زیبایی های این مکان زیبا شنیده بودم هنوز کمی تفاوت داشت ، اما توجه به نشانه ها ، یعنی تغییر دمای هوا و تغییر ظواهر فیزیکی منطقه و آبی که در گوشه هایی از مسیر جمع شده بود و شاپرک هایی که در مسیر میدیدم ، خبر خوبی از سفرمان را میداد و طبق قانون تکامل من به خوبی میدانستم که باید در مسیر سفر استقامت کنم و از هر لحظه از سفرم لذت ببرم .

میدانستم طبق قانون رهایی نیازی نیست تا احساسم وابسته به مقصد سفرم باشد و به آن نچسبم و باور کنم که آن را دارم و هست و فقط از مسیرم لذت ببرم . و میدانستم طبق قانون تجسم همواره خودم را در بهترین شرایط ممکن از رسیدن به مقصد و سفرم تجسم کنم و از احساس خوب آن تجسم لذت ببرم و با احساس خوب به مسیر سفرم ادمه دهم .

و طبق قانون فرکانس میدانستم که احساس خوب ، تجربه شرایط خوب و اتفاقات خوب خواهد بود . مهمترین دلیلم از سپاسگزار بودنم برای سفری کداشتم ، عمل کردن طبق آگاهی هایم بود که موجب شد تا دوباره یکی دیگر از بهترین سفر های زندگی ام را تجربه کنم .

و در نهایت هم از مسیر سفرم و هم از زیبایی ها و سختی های مسیر سفرم و هم از مقصد سفرم نهایت لذت را بردم .

من جهان هستم و یکی دیگر از دلیل های سپاسگزار بودنم همسفری شما دوست عزیز در این سفرنامه بود و از اینکه در کنارم بودید از شما ممنون و سپاسگزارم . شما هم میتوانید با داشتن درک بهتری از خود و قوانین زیبای جهان هستی در هر شرایطی که از سفر زندگی تان هستید بی نهایت در احساس خوب و سپاسگزاری باشید . با ایجاد یک شخصیت سپاسگزار از طریق سفر سپاسگزاری این حقیقت را به واقعیت زندگی خود تبدیل کنید .

real gratitude 1

سپاسگزار واقعی بودنم باعث شد تا مأمور پلیس نظرش عوض شود ؟

وقتی سپاسگزار واقعی هستیم ، جهان هستی هم بصورت واقعی به ما پاسخ میدهد .

جهان – جهان شو

وقتی عصر روز جمعه 15 شهریور 1399 از سفر طبیعت گردی به دره زیبای پروانه ها ( دره کیوپ ) در کنار روستای کیوپ در استان خوزستان از شهر باغملک بر می گشتم ، در جاده باغملک به اهواز دو ماشین سواری با هم بودیم که من عقب تر از دیگری بودم .

قصد داشتم تا کمی سریع تر رانندگی کنم و خودم را به ماشین جلویی برسانم تا سر سه راهی که می خواهم به سمت شوشتر بروم ، خداحافظی کنم و از هم جدا شویم . چون سرعتم را زیاد کرده بودم و داشتم عجله می کردم ، بارها در طول مسیر به خودم می گفتم ، حالا هم اگر نشد خداخافطی کنم عیبی ندارد ، پس نیازی نیست تا عجله کنم و سبقت بگیرم ، اما تا خودم را از این تصمیم قانع کنم دیگر دیر شده بود .

چون پلیس سبقت ممنوع من را دید و با تابلوی ایست در دست از من خواست تا کنار جاده توقف کنم تا بخاطر سبقت ممنوعی که داشتم ، مرا جریمه کند .

در این حالت چه احساسی به شما دست می دهد ؟ عکس العمل شما در چنین شرایطی چیست ؟ افراد معمولا در این شرایط چطور با خود و دیگرا برخورد می کنن و چه رفتار و عکس العملی از خود بروز میدهند ؟

به تجربه ام افراد زیادی را دیده ام که وقتی در یک شرایط غیره منتظره قرار می گیرند ، در به بد ترین حالت ممکن از شرایط توجه می کنند ، شروع به یک جنگ و دعوای درونی با خود می کنند ، بارها و بارها خود را سرزنش می کنند ، یَقه خود را می گیرند و بدلیل ضعف در عزت نفس و اعتماد به نفس با خود وارد یک نزاع شدید درونی می شوند ، و به یک حالت بَد پریشانی و سراسر از اضطراب با مأمورپلیس رو به رو می شوند .

وقتی خودت را قبول نداشته باشی ، نمی توانی با خود در صلح باشی و اشتباهاتت را بپذیری .

جهان – جهان شو

چنین افرادی خود را در این شرایط گم می کنند و به شیوه ها و عناوین مختلف سعی دارند تا برای پلیس توضیح دهند که آنها مقصر نیستند و یا نمی دانستند اینجا سبقت ممنوع بوده است (دروغ یا راستشان با خودشنان ) یا از پلیس میخواهند تا آنها را جریمه نکند ، یا به پلیس توضیح میدهند که این آخرین دفعه خواهد بود که مرتکب چنین اشتباهی می شوند و یا سعی میکنند تا پلیس را به نحوی از تصمیمش منصرف کنند و به شیوه های و ترفند های مختلف وقت زیادی را زیادی را صرف تغییر رأی و نظر پلیس می کنند .

اگر میدانی اشتباه کردی ، اشتباهت را بپذیر .

جهان – جهان شو

آنها با خود در صلح نیستند ، اشتباه خود را هم قبول ندارند و فقط اَدای پشیمان بودن را در می آورند و در اکثر مواقع هم پلیس در برابر چنین افرادی که اشتباه خود را قبول ندارند ، حداقل کوتاهی را نمی کنند .

حالا من هم در شرایطی مشابه این افراد قرار گرفته بودم و داشتم توسط پلیس راهنمایی و رانندگی بخاطر یک سَهل انگاری جریمه سنگینی می شدم ، من در حالی داشتم جریمه می شدم که از نظر مالی اصلا در شرایط مناسبی قرار نداشتم و این موضوع داشت استرس و یک ترسی آنی را در من ایجاد می کرد .

اما من یاد گرفتم که تمام اتفاقات و شرایط زندگی ام را ، در هر لحظه خودم در حال رقم زدن و خلق کردن هستم ، و این شرایط هم از این ماجرا جدا نیست . آگاه بودم که این شرایط نتیجه مجموعه ای از احساسات نامناسب حداقل همین چند دقیقه پیشم بود که پشت فرمان ماشین داشتم ، که حالا بصورت چنین شرایطی در زندگیم نمایان شده است . دقیقا در فاصله ای که چراغ راهنما را به سمت راست جاده زده بودم و داشتم به کنار جاده و جلوی ماشین پلیس توقف می کردم ، در همین لحظات این جملات را به یاد خودم می آوردم .

وقتی خودمان ، خودمان را قبول نداریم ، چطور می توانیم به قدرت های درونمان ایمان داشته باشیم .

جهان -جهان شو
  • من خودم این شرایط را بوجود آوردم .
  • پس من خودم هم می توانم این شرایط را درست کنم .
  • احساس خوب اتفاقات خوب و احساس بد اتفاقات بد
  • فرقی ندارد چقدر دلیل محکمی برای ناراحت بودن داشته باشم ، من باید در احساس خوب بمانم .
  • جهان آینه رفتار های ما است .
  • من باید بهترین رفتار مناسب را از خودم بروز دهم .
  • در هر شرایطی حتما خیریتی وجود دارد ، پس بگرد وآن را پیدا کن .
  • به نکات مثبت این شرایط توجه کن و به احساس خوب برس .
  • من قبول دارم در این مورد اشتباه کردم .
  • از اینکه با خود در صلح هستم خوشحالم .
  • از اینکه اشتباهم را می پذیرم ، خوشحالم .
  • من خودم این شرایط را بوجود آوردم .
  • من مسئولیت اشتباهم را می پذیرم .
  • و … .

پس من خودم را در یک شرایط غیر منتظره دیده بودم و تنها کسی که می توانست در چنین شرایطی کمکم کند ، خودم بودم . وقتی توقف کردم ، نفس عمیقی کشیدم و از خودم این سوال را پرسیدم :

این شرایط چه نکات مثبتی میتواند برایم داشته باشد تا بابت آن سپاسگزار باشم ؟

پاسخ من به خودم این بود که اگر توسط پلیس بخاطر تخطی از قانون متوقف نمی شدم ، ممکن بود این رفتار در وجود و شخصیتم نهادینه شود و هم ممکن بود تا بخاطر این رفتار و عادت بد رانندگی هرگز به مقصد نرسم .

پلیس فرشته ی نجات من شد . نکته مثبت این ماجرا این بود که من درک کردم که خودم چنین شرایطی را برای خودم خلق کردم ، با قرار گرفتن در شرایط داشتم می دیدم که چطور خودم بواسطه فرکانس ها نامناسب ناشی از احساس نامناسب ، ناشی از احساس عجله داشتن ، احساس استرس ، احساس حسرت ، احساس ترس ، ناشی از توجه بر کمبود این شرایط را برای خودم بوجود آوردم .

حالا دیگر همه چیز عوض شده بود ، انگار شرایط به نفع من برگشته بود و شرایط را بخاطر نکات مثبتی که در آن دیده بودم به نفع خودم می دیدم که می توانستم بابت آن سپاسگار واقعی باشم . من به احساس خوب رسیده بودم و از این احساس خوب هم سپاسگزار بودم .

در همین چند ثانیه گفت و گوی درونی با خودم و توجه ام در همین لحظه حال بر جنبه مثبت از این اتفاق ، احساس من از چند ثانیه پیش که تابلو ایست پلیس را دیده بودم به کلی تغییر کرده بود ، و احساس خوشحالی به من دست داده بود .

چرخه سپاسگزاری : توجه بر نکات مثبت >> احساس خوب >> سپاسگزاری >> دیدن نکات مثبت بیش تر >> احساس خوب قوی تر >> و تکرار همین چرخه

شاید بگویید چی ؟ ؟ ؟ از اینکه داشتی توسط پلیس جریمه می شدی خوشحال بودی ؟ از اینکه از ماشین جلویی عقب افتاده بودی خوشحال بودی ؟

جواب من قطعا بله است . نه تنها خوشحال بودم . بلکه سپاسگزار واقعی هم بودم . چون من در چنین شرایطی چیزی را دیده بودم که هرگز انسان های دیگر در چنین شرایطی نمی توانند درک کنند و ببینید و یا حداقل بعدها از موهبتش باخبر می شدند .

همه چیز خیر است ، حتی بظاهربدترین شرایط زندگی

جهان – جهان شو

پس وقتی که توقف کردم ماشین را خاموش کردم و با همان احساس خوب و یک لبخند زیبا بر صورتم به چهره پلیس نگاه کردم و اولین جمله ای که گفتم این بود ،

جناب سروان من در برابر شما تسلیمم و کاملا به اشتباهم اقرار می کنم ، هر جریمه ای برای من بنویسید ، حق باشماست و من می پذیرم .

تمام این جملات را با همان احساس خوب واقعی و با همان لبخند بر صورت و آرامش در کلام و حرکاتم مطرح کردم و واقعا قبول داشتم و مسئولیت اشتباهم را پذیرفته بودم که هر جریمه ای بشوم حقم است ، زیرا میدیدم که هر جریمه ای که پلیس برایم بنویسد ، در برابر کار مهمی که پلیس برایم انجام داده بود صدها برابر ارزشش کمتر بود ، یعنی توقف ایجاد یک شخصیت بد در رانندگی ام .

زیرا نکات مثبتی که در این شرایط بسیار بد دیده بودم ، این شرایط به ظاهر بد را برایم به یک شرایط طلایی تبدیل کرده بود .

شاید باورتان نشود ، شاید از شنیدم این جمله تعجب کنید ، بدون اینکه من از پلیس درخواست کنم تا من را جریمه نکند یا درمبلغ جریمه ام تجدید نظر کند ، در حالی که کمک افسر داشت برایم توضیح میداد ، شما بدلیل عبور از خط سبقت ممنوع مبلغ 200 هزار تومان جریمه می شوید ، خودش گفت که : جریمه را برایت کمتر از نصف می نویسم . این در حالی بود که من اصلا از پلیس برای کاهش جریمه درخواستی نکرده بودم .

و من بخاطر احساس خوب و نکات مثبتی که در این شرایط دیده بودم سپاسگزار واقعی بودم و فقط گفتم ، بسیار سپاسگزارم و میدانم که در این مورد من صد در صد مقصر هستم و اشتباه کردم و اشتباهم را هم می پذیرم .

بعد این بار خود افسر ارشد پلیس به افسر کمکی خود گفت : برایش جریمه را کم بنویس . و من دوباره گفتم بی نهایت سپاسگزارم ، بی نهایت سپاسگزارم .

و همانطور که احساسم خوب بود و از این برخورد خوب و این تجربه خوب احساسم خوب تر شده بود با همان لبخند بر صورت ، گفتم سپاسگزارم و سوار ماشینم شدم و حرکت کردم .

چه اتفاقی در این چند ثانیه رخ داده بود ؟ همان افسر پلیسی که آدماهای دیگر وقتی جریمه می شوند ساعت ها باید به او التماس کنند تا ذره ای از مبلغ جریمه را برایشان کم کند ، خودش برای من دستور می دهد که مبلغ را برایم کم بنویسد ، آن هم بدون اینکه من ذره ای درخواست کنم . تفاوت من در این شرایط با دیگر ادم ها در چه بود ؟ تخلف من همان تخلف آنها بود ، پس چه شد که همه چیز به نفع من عوض شد ؟

همه جواب ها در این دو کلمه است ، من در چنین شرایطی سپاسگزار واقعی بودم . من با توجه کردن به جنبه مثبت از این شرایط بظاهر نامناسب سعی کردم تا در خودم احساس خوب واقعی ایجاد کنم و بابت هر خیریتی از این شرایط سپاسگزار باشم . من بر خلاف دیگر آدم ها حتی یک ذره هم سعی در جلب رضایت پلیس نکردم و اصلا سعی نکردم اشتباهم و خطایم را به عنواین و دلایل مختلف توجیه کنم . من سعی کردم خودم را راضی کنم .

به جای تلاش برای راضی کردن دیگران ، تلاش کنیم خودمان را راضی کنیم .

جهان -جهان شو

من سعی کردم بیش تر با خودم در صلح باشم ، با افسر پلیس در صلح باشم و با اشتباهاتم و خطاهایم در صلح باشم و خودم را بپذیرم ، من از این شرایط که باعث شده بود تا خودم را دوباره پیدا کنم ، سپاسگزار واقعی بودم .

بیایم تا در هر شرایط غیر منتظره ای برخلاف رفتار اشتباه آدم های دیگر عمل کنیم و کار درست و تصمیم درست را بگیریم و سعی کنیم در آن شرایط نکته ای را پیدا کنیم که بابتش سپاسگزار واقعی باشیم . من جهان هستم و از اینکه در این سفر با من همسفر بودید از شما بی نهایت ممنون و سپاسگزارم و در حال خوب الهی باشید .

شما هم میتوانید در هر شرایطی و حتی در بظاهر بدترین شرایط از زندگی خود احساس خود را خوب نگه دارید و شرایط نامطلوب را به بهترین شرایط زندگی خود تبدیل کنید ، البته این توانایی نیاز به یک شرط خیلی مهم دارد و آن هم این است که واقعا بخواهید تا شرایط خود را به بهترین شکل تغییر دهید .

breathing gratitude 1

بهترین زمان سپاسگزاری کردن چه زمانی است ؟

مومنان افرادی هستند که هر لحظه در حال سپاسگزاری کردن هستند .

جهان – جهان شو

وقتی در مسیر بهبود شرایط زندگی ام ، بدلیل روحیه جستوجوگری که دارم ، برای اولین بار می شنیدم که ، سپاسگزاری کردن باعث افزایش نعمت و خوشبختی در زندگی می شود ، آن اوایل درک درستی از این جمله نداشتم و ذهنم مدام هی می گفت ، آخه یعنی چی ، چه ربطی داره ، آدم کار می کنه و پول در میاره ، دیگه سپاسگزاری چه ربطی به ثروتمند شدن و پولدار شدن و خوشبختی یا موفق شدن داره ؟ حالا اگه یه کسی هم به ما یه کمکی کرد ، یه تشکر و خیلی ممنون هم می گیم ، ولی نه در این حد که دیگه خودمو کوچیک کنم .

درون افکار مخدوش و پر از تردیدم چیزی میگفت سپاسگزاری دیگر یعنی چه ؟ اینکه خودت را پیش یکی کوچک کنیی چه عایدی نصیبم میشه مگه ؟ یعنی چه اینکه از غذایی که می خوریم سپاسگزاری کنم ؟ ، یعنی چه باید از خداوند سپاسگزار بود ، یعین چه من خودم را با گفتن کلمه ی ممنون یا مچکرم کوچک کنم . این چه اثر و تاثیری در زندگی من میتواند داشته باشد .

دلیل این نوع نگاهم به این خاطر بود چون درک خیلی سطحی از سپاسگزاری داشته بودم ، خیلی سطحی که چه عرض کنم ، باید بگویم کلا برداشت اشتباهی داشتم ، چون آن روزها قوانین جهان هستی را به خوبی الانم درک نکرده بودم ، بخاطر اینکه درک و شناخت درستی از خودم نداشته بودم . .

چون در احساس غرورآمیز من سپاسگزاری به معنی این بود که خودم را کوچک می کنم . و این نگاهم هم بخاطر پالس هایی بود که از آدم ها و محیط و افکار نامناسب خودم دریافت کرده بودم در من ایجاد شده بده بود .

می توانم با جرأت بگویم چنین نگاهی نه در همه ما ، ولی در 99% از ما وجود دارد ولی بسیار مخفی و ذهنی و پنهان است و فقط در گفت و گو های ذهنی مان ضمضمه می شود . اینکه اینقدر برداشت ضعیف و درک سطحی از سپاسگزاری کردن در ما ایجاد شده بود که در افکار منحرف و ذهن محدود ما به معنی خود کوچک کردن برداشت می شده ، که ناشی از غرور حاصل از جهل بوده و در حالی که الان می بینم دقیقا تاثیر سپاسگزاری دقیقا چیزی برعکس از آن است که برداشت می کردم .

اگر از همین امروز درک مناسبی از سپاسگزاری و معنی سپاسگزاری نداشته باشیم ، خیلی راحت ممکن است خود را از موهبت های سپاسگزاری دور کرده باشیم ، و اگر برداشت مناسبی از سپاسگزاری داشته باشیم خیلی بهتر می توانیم از نتایج سپاسگزاری سود ببریم و بهترین زمان برای سپاسگزاری کردن رو پیدا کنیم .

سپاسگزاری تنها یک لحظه ی خاص ، صرفا گفتن یک جمله خیلی شیک برای قشنگی در کلام یا و یا خشک و بی روح صدقه سری ، مثل ؛ “مچکرم و یا ممنون و یا سپاس ، یا لطف کردین ” نیست . بلکه سپاسگزاری یک فرایند تکاملی رسیدن به احساس خوب است که منجر به قدر شناسی جانانه می شود . احساسی خوبی که نمی تواند به چیزی جز تشکر کردن و ابراز احساسات منجر شود .

سپاسگزاری یک فرایند تکاملی از توجه بر نعمت ها که منجر به احساس خوب می شود .

جهان – جهان شو

و گفتن واژه سپاسگزارم به معنی قدرشناسی نعمت ها ناشی از احساس خوب است . سپاسگزاری به معنی توجه بر نعمت ها و داشته هاست . سپاسگزاری کردن به معنی ارزشمند دیدن هر چیزی حتی اتفاقات و شرایط بطاهر بد زندگی است ، سپاسگزاری نتیجه یک احساس خوب ناشی از توجه بر نعمت ها و فراوانی های زندگی در لحظه ی حال است .

فرایند سپاسگزاری :
توجه بر نعمت ها در لحظه حال >> درک فراوانی نعمت ها >> قدر شناسی و ارزشمند دیدن نعمت ها >> احساس آرامش >> اعمال و رفتار ناشی از احساس خوب ( مثل گفتار و کردار و اعمال خوب مث بخشش و بخشیدن ) >> دوباره همین سیکل با شدت بیش تری تکرار و تکرار و تکرار می شود .

سپاسگزاری هماهنگ ترین فرکانس به فرکانس جهان هستی است .

جهان -جهان شو

فرض کنیم شما از بیرون تازه به خانه برگشتید ، هوای بیرون بسیار گرم و شرجی بوده است ، در این لحظه احساس شما چگونه است ؟ احتمالا کمی بی حوصله هستید و حال صحبت کردن با کسی را ندارید و حوصله سوال جواب کسی را هم ندارید ، کمی هم شاید خسته و کلافه باشید و البته کمی هم عصبانی و یا آماده عصبانی شدن ؛ بخصوص وقتی کسی سوالی به ظاهر بی ربط از ما بپپرسد دیگر از کوره در می رویم .

همان که وارد خانه شدید ، یک راست به سراغ یخچال می روید تا یک لیوان آب خنک و گوارا نوش جان کنید ، بلافاصله بعد از اینکه آب را میل کردید ، چه احساسی را پیدا می کنید ؟ آیا متوجه می شوید که در این لحظه انگار فشار سنگینی از روی شما برداشته شد است ؟ آیا احساس خوبی از نوشیدن آن آب خنک به شما دست می دهد ؟ آیا بعد از نوشیدن آن آب گوارا در دل خود جمله ی ” آآآآآآخیییششش … چقدر خوب بود ” را نمی گوید ” . من فکر می کنم قطعا برای هر کسی در چنین شرایطی چنین تجربه ای پیش آمده است .

اگر این لحظه را خوب درک کنید ، آن احساس آرامش دقیقا همان احساس سپاسگزاری است . احساس ناشی از داشتن ، احساس ناشی از لذت رسیدن ، احساس ناشی از بودن و موجود بودن .

احساس خوب ، لاجرم منجر به بیان سپاسگزاری می شود .

جهان – جهان شو

یعنی وقتی آن احساس خوب ایجاد شود و سر شار از این احساس می شوید ، خود به خود و نا خوداگاه این احساس خوب در شما جاری می شود که خودش را در قالب ، کلمات و جملات زیبا ، یک نگاه و یا یک لبخند زیبا و یا یک عمل محبت آمیز نشان میدهد و چنین حالتی بدلیل احساس خوب ، خود به خود و لاجرم در شما ایجاد می شود .

حال شما بگوید ، چه وقتی می تواند بهترین زمان برای بروز این احساس خوب باشد ، دم صبح وقتی که از خواب بیدار می شویم یا شب قبل از خواب ؟ برای چنین احساس خوبی که منجر به قدر شناسی میشه واقعا چه وقت از روز یا شب می تواند وقت مناسبی باشه .

احساس سپاسگزاری کردن و ساپاسگزار بودن یک باید نیست ، بلکه یک نیاز است ، همانطور که شما به آن یک لیوان آب خنک نیاز دارید تا به احساس خوبش برسید .

برای درک این موضوع مثالی بزنیم ، وقتی بدن ما نیاز به نفس کشیدن دارد و بدن ما با نفس کشیدن اکسیژن لازمش را دریافت می کند ، به نظر شما بهترین وقت برای نفس کشیدن کی هست ؟ اگر جواب شما ” اول صبح هست چون فکر می کند هوا پاک تره ” باید بگم پس شما فقط اول صبح نفس بکشید و بقیه روز رو نفس نکشید . قطعا نمی شود ، چون همانطور که در هر لحظه ما به اکسیژن نیاز داریم ، بیش از آن ما به سپاسگزاری کردن نیاز داریم .

همیشه و همواره و در هر لحظه باید سپاسگزار بود ف بخصوص وقتی حتی بظاهر در شرایط سخت زندگی قرار گرفته باشیم و گرنه هر کسی در شرایط راحت زندکی اش می تواند احساس خوبی داشته باشد و می تواند سپاسگازر باشد .

هر لحظه بهترین زمان برای سپاسگزاری کردن است .

جهان -جهان شو

من جهان هستم و از اینکه در این سفر به قلب آگاهی از بهترین زمان برای سپاسگزاری کردن با من همسفر بودید از شکا بی نهایت ممنون و سپاسگزارم . شما نیط می توانید از طریق سپاسگزاری کردن خوشبختی و نعمت و ثروت و سلامتی بیش تری را به زندگی خود تجربه کنید ، اگر خود را لایق خوشبخت زندگی کردن می دانید پس شروع کنید .

signs guide

چگونه چراغ سبز نشانه ای خوب برای سفرم به دره شاپرک ها شد ؟

good sign for travel

نشانه های زندگی را جدی بگیریم .

جهان – جهان شو

وقتی که جمعه 15 شهریور 1399 ساعت 3:05 دقیقه صبح ، از جلوی درب خانه سفرم را به مقصد دره شاپرک ها (دره کیوپ) شروع کردم ، به محض اینکه به چهار راه نزدیک محله ، رسیدم ، دیدم که چراغ راهنمایی برایم سبز مانده است تا من رد شوم . بله چراغ برای من سبز مانده بود تا من رد شوم . این تعبیری است که من از نشانه های زندگی دارم .

نشانه های زندگی تو برای تو هستند و تو فقط آنها را می بینی و درک می کنی و برای دیگری هم او خودش میتواند نشانه هایش را تشخصی دهد . هر کسی نشانه های زندگی خودش را دارد ، من یادگرفتم همیشه چراغ سبز راهنمایی را به عنوان یکی از نشانه ای خوب در نظر بگیرم .

وقتی بدلیل شرایط قرنطینه بیماری همه گیر و ممنوع شدن سفرها و هم توجه ام بر شرایط نامناسب مالی ؛ به مدت طولانی سفرهایم متوقف شده بود ؛ ندایی از درونم فریاد میزد که باید حرکت کنم ، باید یک تصمیم جدید و جدی بگیرم . باید برای تغییر شرایطی که در حال تجربه آن هستم اقدام عملی انجام دهم . من به نشانه های زندگی ایمان دارم و این احساس حرکت کردن و نیاز به تغییر یکی دیگر از همین نشانه هاست .

من این شرایط را یک نشانه جدی در نظر گرفتم و هیچ ایده ای برای یک اقدام عملی نداشتم . ولی وقتی موضوع را جدی دانستم ، برای حداقل کاری که می توانستم کنم با میثم که یکی از دوستان نزدیکم است ، مشورت کردم .

این مشورت برایم خیلی خوب بود و مرا به سوی یک تصمیم جدی تر و یک ایده عملی پیش برد ، تصمیمی که منجر شد تا دوباره سفرهایم را با نگرشی متفاوت تر و با ایمانی راسخ تر از گذشته شروع کنم .

به محض گرفتن این تصمیم ، نشانه ها هم یکی یکی ظاهر شدند . اولین نشانه این بود که همان احساسم تفییر کرد . احساسم بهتر شد ، نوری از امید ، انگیزه ، اشتیاق در من ایجاد شد و صحنه تاریک دلم را دوباره روشن کرد و پرده ها را از بر دیدگانم کنار زد .

وقتی شروع به تغییر می کنی ، همه چیز از درون شروع به قلیان و جریان می کند و جهان هستی اثرش را در تک تک لحظات زندگی ات نقش میدهد . دیدن نشانه ی چراغ سبز نتیجه یک احساس خوب دائمی در اثر سپاسگزاری در من بود ، که به شکل یک نشانه در برابر من ظاهر شد . تنها وقتی که در حال خوب هستیم می توانیم نشانه ها را تشخصی دهیم .

مقصدی که برای سفر این هفته ام در نظر گرفته بودم ، دره شاپرک ها معروف به دره کیوپ نزدیک روستای کیوپ در شهر باغملک در استان خوزستان بود ، اما چون اولین باری بود که به این منطقه جدید می رفتم ، با اینکه بارهای به مکان های جدید سفر کرده بودم ، اما باز هم نجواهای ذهنی ناشی از توجه بر کمبود در افکارم خودشان را بروز میدادند .

هر بار با جمله هایی مانند ” این سفر نمی تواند سفر خوبی باشد ، تو شرایطش را نداری ، همه جا اسم بیماری پر شده است ، ممکن است راه بسته باشد ، هر لحظه ممکن است اتفاق بدی رخ بدهد ، ممکن است ماشین خراب شود ، ممکن است منظقه خطرناکی باشد ، هزینه مالی اش زیاد است و پول به اندازه کافی نداری ، همه سفرهای خوب گذشته ات شانسی بوده اند ، راه طولانی است و خسته می شوی ، بگذار هفته ی بعد برو ، ممکن است در جاده تصادف کنی ، و هزاران فکر و خیال باظل در قالب پیشنهاد های متعدد ” در ذهنم بصورت نجواها ، می امدند و می رفتند .

اما من خوب می دانستم که قطعا هر نجوایی از سوی شیطان ( افکار ناشی از باور کمبود) است .

تا بوده همین بوده و نجواهای ذهنی برای هر انسانی وجود دارند ، اما من یاد گرفته ام بر نجواهای ذهنی بی ریشه که بر اساس توجه به کمبود نشأت گرفته شده ، کنترل داشته باشم و توجه ام را بر روی لحظه ی حال و آنچه که هم اکنون هست وفراوانی بگذارم ، آنقدر که تا صدای نجواها در ذهنم کم و کم و کم و کم ترشوند .

نجواها همیشه هستند ، تنها راه ها کم کردن نجوا ها در ذهن ، اقدامات عملی پشت سر هم با توجه به فراوانی نعمت در مسیر خواسته ها و تایید نشانه های هدایت و تایید نتایج بدست آمده است تا فرصت توجه به نجواها کم تر شود .

دیدن نشانه ها ، دل هر کسی معجزه می کند و احساسات را دگرون می کند ، وقتی خداوند ، کائنات ، جهان هستی و یا هر چیزی که به آن اعتقاد داریم ، جدیدت ما را ببیند ، هدایتش را آشکارا ارزانی می کند .

جهان هستی ، از طریق نشانه هایش تو را به مسیر خواسته هایت هدایت می کند .

جهان – جهان شو

برای دیدن هر نشانه دو شرط خیلی مهم وجود دارد ؛ یکی ایمان و باور به هدایت توسط نشانه های زندگی و دیگری همواره خود را در حال خوب نگه داریم . هر چقدر ایمان به وجود نشانه ها قوی تر باشد ، به همان میزان نشانه های بیش ترو بزرگ تر را خواهیم دید .

توجه و چشم امید داشتن به نشانه های زندگی ، مهارت و توانایی مان را در دیدن نشانه ها در هر بار بهتر و بهتر می کند . و این کار نیاز به امید و ادامه دادن و هوشیاری در لحظه حال دارد .

ما همواره درحال هد ایت از سوی جهان هستی ، هستیم .

جهان – جهان شو

باد بتوانیم به اتفاقات و شرایط زندگی مان طوری نگاه کنیم که همواره به احساس خوب برسیم . حتی اگر به ظاهر در بدترین شرایط و اتفاقات زندگی خود باشیم .

یعنی هر اتفاق و شرایطی را بتوانیم به عنوان نشانه ای برای هدایت ببینیم . شرایط فرقی نمی کند ، خواه در دام بیماری گیر افتاده باشی یا در قرض و بدهی باشی ، خواه از شکست روابط عاطفی ات زخمی شده باشی یا از شرایط اقتصادی به ظاهر نامناسب جامعه در رنج و عذاب باشی ،هر کسی میتواند در چنین شرایطی در احساس بد و ناسپاسی باشد ، تنها در شریط سخت و بظاهر نامساعد زندگی می توانیم نشان دهیم که متفاوت هستیم .

فرقی نمی کند در چه مداری از زندگی باشیم ، فرقی نمی کند در مدار فقر یا در مدار ثروت قرار داشته باشیم ، تنها وقتی در حال خوب باشیم می توانیم نشانه های زندگی را ببینیم . نشانه های زندگی پاسخ درخواست ما در هدایت به مسیر خواسته هایمان است .

همه می توانند در شرایط سخت و نا مطلوب غُر بزنند و شکایت کنند ، هنر این است که وقتی حتی همه حالشان بد است ، حال تو خوبِ خوب باشد .

جهان – جهان شو

نشانه ها می توانند همان اتفاقات ساده روزمره زندگی مان باشند که از دیدنشان متعجب و خوشحال می شویم ، مثل ؛ یک پیامک تبلیغاتی که در آن جمله ای انگیزشی نوشته شده یا آمدن یک مهمان که از دیدنش خوشحال می شوی ، تلفن کردن یک نفر دوست قدیمی ، صدای خنده و یا گریه یک نوزاد ، دیدن عبور یک پرنده درهوا دقیقا وقتی که نگاهت را به آسمان می اندازی ، دیدن یک دوست در یک مکان غیر منتظره ، پیدا کردن پول و یا یک شئ با ارزش کف استخری در کشور ترکیه و یا روی زمین چمن فوتبال وقتی که تمرینت تمام شده است .

و یا هرچیز دیگری میتواند یک نشانه باشد ، مثل ، جاماندن ازهواپیما وقتی که فقط 10 دقیقه مانده به پرواز دقیقا روبه روی گیت ورودی بر روی صندلی انتظار از خستگی خوابت می برد ، شنیدن یک اسم یا جمله ای در دیالوگ بین دو نفر ، و یا خواندن یک خط جمله از یک کتاب یا روزنامه که از آن به عنوان زیر سفره استفاده کرده ای اما برای لحظه ای اتفاقی چشمت به آن می خورد و نظرت را جلب می کند ، و یا نگاه کردن به سیری از اتفاقات و شرایطی از یک دوره از زندگی ات ، یا سبز شدن چراغ راهنمایی وقتی که دقیقا به چراغ نزدیک می شوی و یا جریمه و یا دستگیر شدن توسط پلیس ترکیه وقتی که برای دیدن مسابقات ورزشی تیم ملی کشورت وارد استادیوم میشوی و یا دعوت یک دوست از تو که باهم به یک مهمانی بروید و یا یک تغییر باور و نگرش که منجر به یک تصمیم جدید و ایجاد احساس خوب درونی ات می شود و یا هر چیزی دیگری .

هر چیزی پتانسیل یک نشانه بودن را در خود دارد .

جهان – جهان شو

قبل از اینکه سفرم را به مقصد دره کیوپ ( دره شاپرک ها ) شروع کنم ، از مدت ها همواره با مراقبه و در لحظه حال بودن ، لذت اقدامات کوچکی که در هر لحظه برای ایجاد شرایط جدید انجام میدادم ، سعی می کردم تا بیش تر و بیش تر در احساس خوب بمانم و احساسم را در بهترین حالت نگهدارم .

ما باید هوشیار به دیدن نشانه های زندگی باشیم .

جهان – جهان شو

وقتی چراغ برایم سبز شد ، احساس خوب بیش تری در من ایجاد شد . و از آنجایی که من به نشانه ها امید و ایمان دارم ، شکی نداشتم که این سفرم هم یکی از بهترین سفرها خواهد بود و همینطور هم شد .

مهم نیست که چقدر ترس ، دلشوره و استرس در دل داریم ، مهم این است که در هر شرایطی بتوانیم به نشانه ها توجه کنیم .

تنها از طریق سپاسگزار بودن و از طریق توجه بر نکات مثبت و بر زیبایی ها و از طریق توجه بر لحظه حال و توجه به داشته ها می توانیم در احساس خوب بمانیم وآماده دریافت نشانه های زندگی باشیم . هر احساس بدی چشم را بر دیدن نشانه ها کور می کند .

هر گِله و شکایت کردن و غُر زدن در اثر ناسپاسی و عدم توجه بر داشته ها و توجه بر ناخواسته ها بوجود می آید . همانطور که سرما از نظر قوانین فیزیک یک انرژی نیست و سرما تنها تعریفی از نبود گرماست و همانطور که تاریکی به خودیِ خود یک انرژی نیست و تاریکی تعریفی از عدم وجود نور است ، ناسپاسی در اثر سپاسگزار نبودن است .

وقتی در گله و شکایت نباشیم ، یعنی درحال سپاسگزاری هستیم .

جهان – جهان شو

دیدن همین یک نشانه چراغ سبز راهنمایی ، آنچنان شور و اشتیاقی در من ایجاد کرد که نه تنها باعث شد تا نوری از امید در دلم برای سفر پیش روی ام روشن شود و تجربه عالی از سفرم داشته باشم بلکه باعث شد تا انگیزه ام را برای به اجرا در آوردن تصمیم سفرهای بعدی ام را نیز چندین برابر کند .

ما تنها با در احساس خوب ماندن می توانیم به نشانه های هدایت دسترسی داشته باشیم ، اما طبق تجربه ام ایجاد احساس خوب دائمی یک روند است که با فکر کردن به یک چیز خوب و در یک شب بدست نمی آید ، بلکه نیاز به یک سفر سپاسگزاری برای ایجاد یک شخصیت سپاسگزار دارد .

من جهان هستم و از اینکه در این سفر در کنار و همسفر با من هستید از شما بی نهایت ممنون و سپاسگزارم و اگر شما فردی هستید که در هر شرایطی از زندگی که باشید ، بخواهید احساس خوب دائمی داشته باشید ، اگر میخواهید یک شخصیت سپاسگزار را در خود ایجاد کنید که حتی از دل بدترین شرایط زندگی اش بتواند همچنان در بالاترین احساس خوب دائمی بماند و سپاسگزار تک تک لحظات زندگی اش باشد ، اگر میخواهید کنترل تمام شرایط زندگی تان را در دست داشته باشید و نشانه های بیش تری را در زندگی خود ببینید تا به مسیر مستقیم به سمت خواسته های خود هدایت شوید ، می توانم شما را در سفر زندگی تان راهنمایی کنم تجربیاتم را در اختیار شما قرار دهم ، به شرط اینکه ؛ هم به خود و به من ایمان و اعتماد کامل داشته باشید .

plan for change the lifestyle

بهترین برنامه برای تغییر سبک زندگی چه برنامه ای است ؟

بهترین برنامه برای تغییر سبک زندگی از نو ساختن باورها است .

جهان – جهان شو

قبل از اینکه نسخه تمام شده بهترین برنامه تغییر سبک زندگی را به شما بدهم ؛ میتوانید با مطالعه نوشته سبک زندگی با مفهوم آن بیش تر آشنا شوید ، زیرا قبل از هر چیز بهتر است تا درک بهتری از مفهوم سبک زندگی در این سایت آشنایی داشته باشیم .

در نوشته های قبلی توضیح دادم که بهترین سبک زندگی سبک است که بر اساس خواسته هایمان باشد و همچنین بهترین سبک زندگی سبکی است نه بر اساس آنچه که دوست داریم ، بلکه بر اساس آنچه که به نفعمان است باشد و چیده شده باشد .

در نوشته چگونه می توانم سبک زندگی ام را تغییر دهم توضیحاتی را دادم که از طریق ایجاد تغییر در باورهای اساسی خود ، می توان تغییرات را ایجاد کرد . در این نوشته درباره اینکه باورها چه هستند اشاره می کنیم و اینکه چطور میتوانیم این باورها و نگرش ها را تغییر دهیم صحبت می کنیم .

خیلی بهتر خواهد بود تا درک کنیم که شرایطی را که الان در زنگی در حال تجربه آن هستیم نتیجه عادت ها و رفتار هایمان نسبت خود است که همان سبک زندگی مان است و سبک زندگی ما نتیجه نگرش ها و باورهای اساسی ما نسبت بخود است .

منظور از باورها چیست ؟ منظور من از باورها همان عقایدی هستند که تمام افکار و ایدهایی که به ذهنمان خطور می کند از بستر آن باورها ایجاد می شوند .

برای درک بهتر باور ها مثالی میزنم . یک فرد دزد را در نظر بگیرید . او چرا اقدام به دزدی می کند ؟ جواب این است که او دلایلی ذهنی برای اینکارش دارد از جمله ، فرصت برای ثروتمند شدن وجود ندارد و یا ثروتمندان افارد بدی هستند پس دزدی از آنها کار درستی است . از جمله من توانایی پولدرآوردن از راه های حلال را ندارم یا با شغل حلال داشتن و پول حلال درآوردن ثروتمند نمی شوم ، و یا من لیاقت داشتن شغلی بی درد سر را ندام و یا فرصت ها و نعمت ها همه در حال تمام شدن هست و باید زود تر عجله کنم و زندگی ام را از لحاظ مالی ببندم در این دیدگاه بهترین ایده او اقدام به دزدی کردن است .

همه این ها باورهای او است که در ذهن وجود دارد . او بطور ناخوداگاه همه این باورها را در ذهن خود مرور می کند و سال هاست که آن ها را از عوامل مختلف خانواده محیط جامعه و غیره و تجربه های شخصی اش در ذهن خود ساخته است و تبدیل به باورهای او شده است . او هر ایده و فکری را بخواد داشته باشد از بستر چنین بائرهایی ساخته می شود و شاید خود هم خبر ندارد .

ایده دزدی کردن از ثروتمندان ، ایده ای است که بدلیل وجود چنین باورهایی در او ایجاد شده است . دقیقا بر عکس همین قضیه هم برای فردی که ایده های عالی و خوب و پر سود به نظرش می رسد بخاطر وجود باورهایی دقیقا مخالف با باورهای ان دزد است .

ما درباره اینکه باورهای یک نفر خوب هستند یا د هستند صحبت نمی کنیم ، هرکسی در زندگی اش نتیجه باورهای خود را تجربه می کند . چیزی که مهم است و ما باید از خود بپرسیم این است که ایا بائر هایی که من دارم به نفع من هستند یا به ضرر من هستند .

یعین ایا باورهایم در جهت خواسته هایم هستند و یا در خلاف خواسته هایم اند . زیرا فرقی نمی کند چه چقدر تلاش می کنیم یا چه ایده های خلاقانه ای برای دست یابی به آرزو ها و خواسته های خد دارم ، بلکه مهم این است که اگر بائرهایما هم سو وهمجهت با خواسته هایمان نباشد ، هرگز خواسته های خود را تجربه نخواهیم کرد .

بهترین سبک زندگی سبکی است که باورهایت را همسو با خواسته هایت قرار می دهد .

جهان – جهان شو

پس برای تغییر سبک زندگی بهتر است تا این باورها را از اساس تغییر دهیم .

قدم اول برای تغییر این باور ها درک و پیدا کردن باورهای محدود کننده و نگرش های منفی پا در خود نسبت به هر چیزی است .
مثلا اگر سبک زندگی را داریم که در آن ورامد مناسبی را کسب نمی کنیم بدلیل وجود برخی از این باورهای محدود کننده و منفی در ذهنمان است .

که قطعا باید آنها را تغییر دهیم . باورهایی مثل ؛ اگر پولدار نیستم احتمالا خداوند نخواسته و در مشیت من نبوده ؛
که بهتر است با باور اینکه ؛ خداوند و جهان هستی عاشق ثروتمند شدن من هستند و جهان هستی در تلاش است تا من همواره ثروتمند تر شوم .

یا باور دیگری که اکثرا دارند این است که ؛ پول کثیف است و پول خوشبختی نمی اورد .
که بهتر است تا با این باور که پول هدیه و رحمت الهی است و موجب می شود تا من خوشبختی بیش تری را تجربه کنم عوض کنیم .

یا باور هایی در مورد سلامتی که باعث می شوند تا سبک زندگی نامناسبی از لحاظ سلامتی داشته باشیم .

باهورهایی مثل ؛ بدن ما انسان ها خیلی ضعیف است و با هر تغییر اب و هوا سریع بیمار می شود ؛ و بهتر است با باور به اینکه بدن من بسیار مقاوم و در کامل و قدرتمند است و در هر شرایط اب و هوایی خودش را تطبیق میدهد عوض کنیم .

یا باور اینکه من آدم سرمایی هستم ؛ یا من جسم ضعیفی دارم را به ؛ من فرد قوی هستم و جسم قدرتمندی دارم که هر روز قوی تر می شود را دارم ؛ عوض کنیم .

یا باورهای معنوی که ؛ اگر تکالیف و فرایض الهی را انجام ندهم من فرد گنه کاری خواهم بود ک باید کفاره و یا جریمه بدهم را با این باور عوض کنیم که خداوند و خالق هستی بسیار مهربان و آمرزنده است و سریع الجواب و رحیم است تغییر دهیم و با هر اشتباهی گناهی بر من نیست و خودم را در مسیر اصلاح عملی قرار میدهم ؛ عوض کنیم .

یا باورهایی در مورد روابط که انسان ها این روزها همه گرگ شده اند و دیگر به کسی نمی شود اعتماد کرد را کنار بگذاریم و این باور که همه انسان ها قلب رعوف و مهربانی دارند ک همه انسان ها طالب عشق و محبت هستند و اگر به انها عشق و محبت بورزم قطعا همان را دریافت میکنم؛ جای گزین کنیم .

آنوقت سبک زندگی دیگری را متفاوت با آنچه که در گذشته تجربه می کردیم را تجربه خواهیم کرد .

من جهان هستم و بسیار باعث افتخارم است تا راهنمای شما در ارائه برنامه تغییر سبک زندگی تان باشم .

change the life style

چگونه سبک زندگی خود را تغییر دهیم ؟

تغییر باورها ، بهترین تغییر سبک زندگی است .

جهان – جهان شو

خوشحال میشدم تا کار شما را ساده تر کنم ، اگر می توانستم نام یک دارو یا قرص خاص و یا یک آمپول را به شما بگویم تا با مصرف آن یک شبه سبک زندگی تان تغییر کند ، اما با توجه به درکم از قوانین جهان هستی ، باید بگویم که بهترین تغییرسبک زندگی چیزی نیست که با زدن یک دکمه و یا خوردن یک قرص و یا زدن یک آمپول و یا با یک روز باشگاه ورزشی رفتن و یا با یک کتاب خواندن ، یکباره به آن چیزی که میخواهید ، تغییر کند .

سبک زندگی هیچ کسی با تغییر ذائقه غذایی و یا با تغییر لحن صحبت کردن و راه رفتن و یا با ورزش کردن و یا با تغییر لباس و نوع پوشش و یا عوض کردن محل زندگی و کشورش به این سادگی تغییر نکرده است .

قصد من اصلاً این نیست که بگویم تغییر شیوه زندگی کار بسیار مشکلی است یا نه ؛ و یا اینکه از انجامش منصرفتان کنم ، نه ، هرگز . بلکه منظور من این است که شیوه سبک زندگی چیزی فراتر از تغییرات ظاهری و رفتارهای زندگی است .

تغییر در نوع رفتارها و عاد ت ها و آداب و عملکردها و اقدامات و ایده ها و تغییر سبک غذایی ، تغییر دوستان ، تغییر محل زندگی ، تغییر نوع لباس و ظاهر و غیره ، همه این ها ، نتایج ایجاد تغییر در آن عامل اصلی که باید در خود ایجاد کنیم ، هستند .

تغییر نگرش و باورها عامل اصلی بهترین تغییر سبک زندگی است .

جهان – جهان شو

تغییر و بهبود هر سبکی از زندگی ، با تغییر در نوع نگرش و باورهای ما شروع می شود و نتایجش را به صورت اعمال و رفتارهای فیزیکی در زندگی خود تجربه می کنیم .

یعنی اینکه آن تغییرات ظاهری و تغییر عادت های غذایی و رفتارها و تغییر طرز صحبت کردن و یا هر تغییر دیگری را که در زندگی تجربه می کنیم ، همگی نتیجه تغییر عامل اصلی یعنی تغییر باورها و نگرش هایمان است .

اینکه فکر کنیم اگر سبک لباس پوشیدنمان را عوض کنیم یا مثلا برای کلاسِ بیش تر رژیم گیاه خواری را شروع کنیم یا شهر و کشور خود را عوض کنیم ، بدون اینکه بخواهیم آن عامل اصلی یعنی نگرش ها و باورهای اساسی خود را تغییر دهیم و فکر کنیم که سبک زندگی خود را عوض کرده ایم ، با عرض پوزش باید بگویم که با اینکار فقط خودمان را گول می زنیم ، زیرا هنوز قانون زندگی را خوب درک نکرده ایم ، و هر کدام از این تغییرات سطحی موقتی خواهند بود .

قانونی که می گوید آنچه را که در زندگی خود تجربه می کنیم فقط نتیجه نوع نگرش و باورهایمان نسبت به خود در آن چیز است ، حتی اگر محل زندگی خود را عوض کنیم و فکر کنیم تغییر کرده ایم ، سخت در اشتباه خواهیم بود چون همان نگرش های قبلی را هنوز در خود داریم .

خودت را تغییر بده تا سبک زندگی ات تغییر کند .

جهان – جهان شو

قبل از هر تغییر بهتر است تا یک سوال خیلی مهم را از خود بپرسیم و آن هم این است که چرا می خواهم سبک زندگی ام را تغییر دهم ؟ دانستن و درک هرچه بیشتر پاسخ این سوال اشتیاق ، انگیزه اراده و جسارت و جدّیت بیشتری برای ایجاد تغییرات دلخواه در ما ایجاد می کند .

در واقع هر چه دلیل محکم تری برای تغییر زندگی داشته باشیم ، انگیزه قوی تری برای ایجاد تغییر را داریم .

اگر چرایی ما از تغییر سبک زندگی برای جلب توجه دیگران باشد ، اگر برای به‌به و چه‌چه کردن و آفرین گفتن دیگران باشد ، یا اینکه بخواهیم به کسی ثابت کنیم که تغییر کرده ایم ، یا اگر برای خود نمایی باشد ، این تغییرهرگز پایدار نخواهد بود .

زیرا تغییراتی که بر اساس رضایت و جلب توجه دیگران ایجاد شده باشند ، و هرگاه آن رضایت از بین برود مرگ آن تغییرات نیز فرا می‌رسد . در ضمن این زندگی ، زندگی دیگران نیست که بخواهد بر اساس و برای دیگران تغییر کند ، بلکه این سبک زندگی شماست و برای شما و بر اساس آنچه می خواهید باید چیده شود نه بر اساس آنچه که دیگران می خواهند .

اما اگر چرایی و دلیل قدرتمندی داشته باشیم ، یعنی درک بهتری از خود و خواسته ها و از توانایی های خود داشته باشیم ، و درک بهتری از قوانین جهان هستی داشته باشیم ، خود به خود تمایل کمتری به ساکن شدن و عدم تغییر در ما ایجاد می‌شود و انگیزه بیش تری برای ایجاد تغییرات جدید در ما ایجاد می شود .

خود به خود سبک زندگی ما به سبکی تبدیل می شود که دائماً در حال تغییر است ، دقیقاً مانند یک سفرلذت بخش می شود که خود مسافر آن هستیم . یعنی یک مسافر وقتی که در حال سفر است هم در حال حرکت به سمت خواسته هایش است و هم در حال لذت بردن از مسیرش است .

سبک زندگی خود را بر اساس سفر و در حرکت بودن بچینید .

جهان – جهان شو

اگر بتوانیم درکی اینچنین از زندگی را در خود ایجاد کنیم ، خود به خود علاقه مند به تغییر سبک زندگی می شویم ، سبک زندگی زیبا و مفید است که با اشتیاق برای تغییر آن قدم بر داریم نه از روی اجبار و فشارهایی که در اثر برخورد با مشکلات و تضادهایی که در زندگی با آنها برخورد می‌کنیم ، بخواهیم خود را تغییر دهیم ، اگرچه مشکلات و تضاد ها عامل مهمی برای ایجاد انگیزه تغییر در ما هستند اما چه بهتر است که قبل از برخورد با مشکلات به فکر تغییر زندگی خود باشیم .

قدم بعدی برای ایجاد انگیزه در خود برای بهترین تغییر سبک زندگی توجه بر روی خواسته ها و شرایط مورد علاقه زندگی مان است .

اگر خواسته های خود را تجربه نمی کنیم به این دلیل است که به ناخواسته ها توجه می کنیم .

جهان – جهان شو

سبک زندگی بسیاری از ما بر اساس نا خواسته هایمان است . یعنی توجه مان به بر روی ناخواسته هایمان است ، سبک زندگی را داریم که بر اساس آنچه که نمی خواهیم در زندگی تجربه کنیم چیده شده و نه بر اساس آن چیزی که در زندگی میخواهیم تجربه کنیم و تفاوت این دو سبک از زمین تا آسمان است .

  • یکی رژیم میگیرد که چاق نشود و دیگری رژیم می گیرد که لاغر شود ، نتیجه این دو باهم تفاوت دارند .
  • یکی ورزش می کند که که در ناتوان نباشد ، دیگری ورزش می کند که جوان تر و توانمد تربماند ، نتیجه این دو باهم تفاوت دارند .
  • یکی وارد رابطه عاطفی می شود چون احساس تنهایی می کند ، دیگری وارد رابطه عاطفی می شود چون لبریز از عشق و انرژی است .
  • یکی درس می خواند تا بدبخت نشود ، دیگری درس می خواند تا خوشبخت تر شود ، نتیجه این دو باهم تفاوت دارند .
  • یکی بچه دار می شود تا خودش را در زندگی سرگرم کند ، دیگری بچه دار می شود تا فرزندش از زندگی در این جهان لذت ببرد .
  • یکی کار می کند چون مجبور است ، دیگی کار می کند چون علاقه دارد .
  • و …

برای درک این موضوع به یک بازی فوتبال توجه کنید ، اگر شما فردی باشید که با بازی فوتبال حداقل آشنایی را داشته باشید ، متوجه می‌شوید که عملکرد تیمی که تلاش می کند تا گل نخورد با عملکرد تیمی که در حال تلاش است تا گل بزند بسیار متفاوت است .

جالب اینجاست که هر دو تیم در یک میدان بازی می کنند هر دو تیم یک تعداد بازیکن دارند هر دو تیم به یک اندازه از زمان و امکانات بازی برخودار هستند ، اما به دلیل انگیزه‌ها خواسته ها و ناخواسته هایی که دارند رفتارهرکدام نسبت به دیگری کاملا متفاوت است .

تیمی که در حال تلاش برای گل نخوردن است سبک بازی را دارد ، که توجه اش بر روی ناخواسته هایش یعنی شکست است و تیمی که در تلاش برای گل زدن است سبک بازی که بر روی خواسته هایش یعنی پیروزی است را دارد. در واقع هر دو سبک بازی را دارند ، اما یکی سبک بازی اش بر اساس شکست نخوردن چیده شده و دیگری سبک بازی خود را بر اساس پیروز شدن چیده است .

سبک زندگی ات را برا اساس موفقیت بچین .

جهان – جهان شو

سوال اینجاست با توجه به این آگاهی‌ها و با توجه به شرایط فعلی برای بهترین تغییر سبک زندگی خود از کجا باید شروع کنیم ؟ اولین قدم برای حرکت در مسیر سبک زندگی مورد علاقه مان چیست ؟

اولین قدم برای بهبود سبک زندگی خود این است که دلیل و چرایی رفتار هایی که انجام می دهیم و سبک زندگی که الان داریم را بشناسیم ، زیرا سبک زندگی الان ما نتیجه چرایی های ما است .
شاید از خود بپرسید ، چرا باید از اینجا شروع کنم ؟ چگونه می توانم دلیل این سبک از زندگی ام را پیدا کنم ؟

بسیاری از افراد وقتی که نزد پزشک می‌روند تا مداوا شوند ، آنها فقط به دنبال درمان هستند و از پزشک فقط یک چیز می خواند و آن هم این است که زودتر یک نسخه به ما بدهید تا حال ما را خوب کند .

اما آنها هرگز این سوال را از پزشک نمی پرسند که چرا چنین بیماری و شرایطی را دچار شدم ؟ چون دلیل بیماری را نمی دانند ، دوباره همان عادت ها و رفتارهای قبلی را انجام می‌دهند که باعث ایجاد آن بیماری در آنها می‌شود و دوباره به همان درد و مرض گرفتار می‌شوند ، اما وقتی چرایی ایجاد آن بیماری را بدانند دیگر اجازه نمی دهند تا به چنین شرایطی دوباره مبتلا شود .

مثال دیگری برای درک این موضوع می تواند ، رنگ کاری دَر یا پنجره فلزی باشد . یادم می آید که وقتی شغل رنگ کاری را برای مدت کوتاهی انجام میدادم ، قبل از اینکه هر قسمت را رنگ بزنم ، حسابی عواملی که باعث میشد تا کیفیت و دوام کار را پایین بیاورد ، را از بین می بردم و یک تمیز کاری و نگهداری حسابی انجام میدادم .

مثلا در و پنجره ها را سیم فرچه و سمباده می کشیدم تا زنگ زدگی ها بر طرف شود و یا هر جا لازم بود بتونه کاری می کردم تا رنگی که می زدم در بهترین حالت به خورد کار برود و به سطح بنشیند .

تا قبل از این ‌که زنگارهای فلز به خوبی پاک‌ نشود و خوب سمباده کاری نشود ، هر چقدر که رنگ هم بر روی آن ریخته شود بعد از مدت زمان کوتاهی شاید کمتر از یک یا دو سال رنگ از سطح کار از بین می رود .

اما وقتی که تمام عواملی که باعث ایجاد آن زنگ زدگی می شوند و تمام آن زنگار ها پاک شوند و از بین بروند و بستر مناسب و مقدمه لازم ایجاد می شود و بعد رنگ آمیزی انجام شود ؛ دوام آن رنگ سال های سال بر روی سطح کار باقی می‌ماند ، افرادی که در بازار و در کارهای فنی هستند شاید این حرفم را بهتر درک می کند ، و خیلی مثال های دیگر که میتواند مرتبط با موضوع باشد نیز وجود دارد .

وقتی که برای بهترین تغییرِسبک زندگی بتوانیم عواملی که باعث ایجاد چنین شرایطی در زندگیمان شده است را پیدا کنیم و بتوانیم آن عوامل را حذف کنیم و یا تغییر و بهبود دهیم ، خود به خود شرایط زندگی ما نیز آماده تغییرات جدید می شود ، چون دلیل ایجاد شرایطی که در حال تجربه آن هستیم نتیجه آن عوامل قبلی هستند .

وقتی که قوانین جهان هستی را بهتر درک می‌کنیم وقتی که در آگاهی از قوانین جهان هستی و درک وجودی خود تحقیق می‌کنیم تا خود و توانایی های خود را بیشتر بشناسیم و در خود سفر کنیم و با توانایی های انسانی و الهی خود آشنا شویم ، متوجه می شویم که مهمترین عاملی که شرایط فعلی و این سبک زندگی را برای ما ایجاد کرده است ، عامل نوع نگرش ما نسبت به خود و نسبت به زندگی است که چنین سبک زندگی را برای ما ایجاد کرده .

به باورهای قدیمی و محدود کننده ات حمله کن .

جهان – جهان شو

پس اگر نگرش خود را نسبت به سبک زندگی و نسبت به خود تغییر دهیم خود به خود و رفتارها عادت ها و شرایط زندگی مان نیز به سمت آنچه که میخواهیم تغییر می کند . البته این اتفاق آرام آرام رخ میدهد همانطور که شرایطی را که الان تجربه می کنیم هم یک شبه ایجاد نشده است .

برای درک این موضوع می توانیم برگردیم به همان مثال تیم های فوتبال که اگر تیم فوتبالی که تحت فشار حمله‌های تیم مهاجم است ، درک کند که دلیل این رفتار او به خاطر نگرشِ ترس از گل خوردن است و باور او برای حمله نکردن ، فرصت حمله ی تیم حرف را ایجاد کرده است و وقتی که این نگرش را بتواند در خود پیدا کند و آن را تغییر دهد از اینکه به جای اینکه تلاش کند تا گل نخورد تلاش کند تا گل بزند ، آنوقت تِم و تاکتیک بازی اش ۱۸۰ درجه در جهت گل زدن تغییر می‌کند .

تغییر نگرش از شکست به پیروزی ، خود یک پیروزی است .

جهان – جهان شو

از کجا باید شروع کنم ؟

عمل کنید . به چیزهایی که در این مطلب خوانده اید عمل کنید . درک بیش تر و شناخت خود را شروع کنید ، باور، اعتقادات و نگرش هایی که باعث می شوند تا شما نتایج دلخواهتان در زندگی را تجربه نکنید را پیدا کنید و باورهای و نگرش های مناسب و همجهت با خواسته هایتان را در خود ایجاد کنید .

مثلا باور اینکه سن من برای پولدار شدن کم است یا سن من برای ایجاد یک کسب و کار جدید و مورد علاقه ام را تغییر دهید زیرا این باورهرگز اجازه پولدار شدن یا ایجاد یک کسب و کار جدید را به شما نمی دهد و به این باور که من در هر سنی که باشم ، توانایی پول ساخت و پولدار شدن و ایجاد کسب و کار جدید و مورد علاقه ام را دارم .

شروع کنید و باورهایتان را بهبود دهید از افراد موفق الگو بگیرید و باورهای بهتر و مناسب و همجهت با خواسته هایتان را در خود ایجاد کنید . هر چقدر ایمان وباورتان قدرتمند نباشد اشکالی ندارد ، با قدم برداشتن در مسیر خواسته هایتان و اقدامات عملی در جهت خواسته هایتان ایمان و باورهای شما تقویت می شوند .

این چرخه را به یاد داشته باشید :

ایمان به قدرت های الهی درون + اقدامات عملی در جهت علاقه و خواسته ها + استمرار = ظهور نتایج

ظهور نتایج >> تقویت ایمان به قدرت های الهی درون >> اقدامات عملی قدرتمند تر >> ظهور نتایج بزرگ تر

و دوباره این روند تکرار و تکرار و تکرار می شود و در هر بار قوی تر می شود .

در واقع این تعبری از آنچه که باید رخ بدهد است وگرنه هرچه ایمان واقعی تر باشد ، خود به خود منجر به اقدامات عملی درست می شود .

ایمانی که منجر به اقدامات عملی درست نشود ، نتیجه نمی دهد .

جهان – جهان شو

شما قدم های اول را با خواندن این مطلب و جست و جو درباره آنچه که می خواهید را برداشته اید . قطعا خوشحال می شدم اگر می توانستم با زدن یک دکمه سبک زندگی تان را تغییر دهم اما ، همانطور که گفتم ؛ تغییر سبک زندگی با زدن یک دکمه و یک شبه اتفاق نمی افتد .

سعی کنید آنچه که به شما می گویم را خوب درک کنید و به هر آنچه که از این مطلب درک کرده اید و احساس عمیق تان و قلبتان به شما می گوید توجه کنید و صدای های نامربوط و ترس آوردیگران را در ذهن خود کم کنید و به ندای درونتان گوش دهید، و بهبود و تغییر به سبکی که می خواهید تجربه کنید را شروع کنید .

مهمترین قسمت اصلی یک سبک زندگی خودِ سبک و شیوه زندگی کردن نیست ، بلکه دلیلِ پشت عادت هایی که آن سبک زندگی را ایجاد کرده است ، می باشد .

عادت عمل گرا بودن را در خود ایجاد کنید ، هرچه فاصله بین آنچه که به قلبتان گفته می شود تا عمل به آن را کمتر کنید ، زندگی جهانی تر و مورد علاقه تان را برای خود ساخته اید .

به ایده هایتان عمل کنید . از هر قسمتی که می دانید ، فقط شروع کنید و ادامه دهید . از خودتان شروع کنید و باورها و نگرش هایی که شما را در این شرایط از زندگی قرار داده اند را تغییر دهید .

توجه خود را از روی نا خواسته های زندگی و شرایطی که توجه و فکر کردن به آنها باعث ایجاد احساس یاس و نا امیدی و بی انگیزگی در ما می شود را متوقف کنیم ، و سعی کنیم به هر اتفاق و شرایط ، طوری نگاه کنیم که احساس خوبی برسیم .

قانون ؛

احساس خوب = تجربه شرایط مناسب

احساس بد = تجربه شرایط نامناسب

جهان – جهان شو

این تونایی را در خود ایجاد کنیم که حتی در بدترین شرایط و اتفاقات به ظاهر بدِ زندگی بتوانیم آن ها را عامل و دلیلی محکمی برای پیش رفت در زندگی خود ببینیم . مشکلات و سختی های زندگی خود را دلیلی محکم برای تجربه شرایط مورد علاقه زندگی خود بدانیم ، این نگاه خود یک سبک زندگی است .

پس برای بهترین تغییرسبک زندگی همانطور که در اول جمله هایم گفتم مناسب است تا نگرش خود را نسبت به سبک به زندگی و قوانین جهان هستی به ایمان به خداوند و به خود و توانایی های خود را تغییر دهیم و توجه خود را بر روی خواسته‌ها بگذاریم .

هر چقدر بیشتر در خود سفر کنیم هر چقدر بیشتر طبیعت درون خود را بشناسیم بیش تر قوانین جهان هستی را درک می کنیم ، می‌توانیم خیلی راحت‌ تر عامل اصلی تغییر سبک زندگی ، یعنی باورهای خود را بشناسیم و آنها را راحت‌ تر تغییر دهیم .

شما قدم های اول را با حضورتان در این سایت و مطالعه این مطلب برای تغییر سبک زندگی تان برداشته اید ، و روند تغییر را شروع کرده اید ، قدم های محکم تری برای بهترین تغییر سبک زندگی میتواند شروع یک سفر به طبیعت درون برای ادامه این تغییرباشد ، سفری که درک و چهره واقعی از توانایی های خداگونه که در وجودتان است را به شما نشان میدهد ، که مقدمه محکمی برای قدم های بعدی و بعدی و بعدی است .

من جهان هستم و باعث افتخارم است که راهنمای شما در سفر به طبیعت درون باشم .

my lifestyle

سبک زندگی من چگونه است ؟

سبک زندگی من یک سبک زندگی جهانی است .

جهان – جهان شو

هرکسی می تواند سبک زندگی خاص خود را داشته باشد ، حتی آنکسی که سبک زندگی برای خود ندارد هم ، خودش یک سبکی زندگی است . در واقع او سبک زندگیِ بدون سبک را برای خود انتخاب کرده است .

شاید یک نفر سبک زندگی را در پیش گرفته که تحصیلات و داشتن مدارک تحصیلی و تخصص های شغلی در اولیت او باشند . پس بنابر اولویت هایی که در پیش گرفته ، سبک خود را می سازد . شاید در چنین سبک زندگی ، مطالعه ، کتاب خوانی و کتابخانه رفتن جزئی از این سبک باشد .

شاید فرد دیگری سبک زندگی که سلامتی جسمی و افزایش فعالیت روزانه و افزایش نیروی جسمی را به عنوان اولویت سبک زندگی اش در پیش گرفته باشد . یعنی در این نوع سبک زندگی ورزش کردن و تغذیه مناسب ،افزایش مدت زمان کاری و انجام فعالیت های جسمی را بر مهمانی رفتن و یا وقت گذرانی های بدون دلیل و تغذیه نامناسب ترجیح داده می دهد .

و شاید فرد دیگری سبک زندگی جمعی و اجتماعی را در پیش گرفته ، یعنی بیش تر زمان های خود را در ارتباط با افراد مختلف و خانواده و گروه های دوستان می گذارد و به طبع برنامه های زندگی و اهداف خود را بر اساس منافع جمعی جهت داده باشد .

و شاید فرد دیگری سبک زندگی تنهایی زیستن را برای خود انتخاب کرده باشد و ترجیح میدهد تا ساعت های بیش تری از زندگی خود را در تنهایی و مراقبه و آرامش و خلوت با خود بسر ببرد و سپری کند . پس از بودن در جمع ها و مکان های پر سرو صدا و شلوغ دوری می کند تا طعم تنهایی بیش تری را بچشد .

هرکسی در این جهان هستی به سبکی ، زندگی می کند . من هم به سبک شخصی خودم ، زندگی میکنم . در واقع به سبک جهانی که در هر زمان و درهر مکانی قابل اجرا است .

سبک زندگی شخصی خودم ، نه به این معنی که هرکاری که دلم بخواهد را انجام بدهم ، نه چنین نیست ، بلکه مفهوم سبک زندگی شخصی باید درست درک شود تا سوء برداشت نشود .

برای درک بهتر این موضوع سبک زندگی شخصی را مثل شهری در نظر بگیرید که در آن میتوان رانندگی کرد . اما باید طبق قوانین رانندگی کرد و همه ی کسانی که در این شهر زندگی میکنند قوانین را رعایت می کنند . تا اینجای کار هیچ تفاوت و اتفاق خاصی نیست ، اما از این جا به بعد یعنی در عمل و نحوه اجرا خنده دار میشود .

در این شهر گروه هایی از راننده ها برای پیدا کردن راه های خود از هم دیگر تقلید می کنند، یعنی اگر یک راننده از یک مسیری رفت بقیه راننده ها هم از او تقلید می کنند و دنبال او می روند درحالی که اصلا نمی دانند کسی را که دنبال می کنند چرا و به کجا می روند . سبک زندگی شخصی من یعنی اینکه من هم در آن شهر رانندگی می کنم و قوانین را هم اجرا می کنم اما ، راننده ها را دنبال نمی کنم ، بلکه چرایی های خودم و مقصد های خود را دنبال می کنم و در جهت آنها حرکت می کنم .

برای درک این موضوع کافی است به بازار و پاساژهای بزرگ شهر خود بروید و برخی از افراد جامعه را می بینید که تیپ و مدل مو و استایل های لباسی را پوشیده اند که در نگاه اول بسیار زیبا و جذاب هستند و یا از نگاه عده ای دیگر عجیب و غریب به نظر برسد که تا اینجای کار هیچ موردی ندارد .

اما داستان از اینجا جالب می شود که وقتی از افرادی که مد جامعه را دنبال می کنند سوال می شود که چرا چنین تیبپ و یا استایل مو را انتخاب کردی ، پاسخی مانند این را می شنویم که : ” چون مد است دیگر و همه همین کار را می کنند ” را می شنویم .

یعنی بزرگ ترین و محکم ترین دلیل منطقی برای دنبال کردن و تقلید آن ها این است که چون دیگران این کار را می کنند ما هم انجام میدهیم . این حرف یعنی من مهم نیستم ، دیگران مهم اند ، دیگران از من بهترند ، دیگران از من بیش تر می فهمند ، نظر شخصی من ارزشی ندارد . اما نظر جمعی ارزش بیش تری دارد این حرف یعنی اهداف و زندگی من مهم نیست حتی اگر کاری به ضررمان باشد ولی اجام میدهیم و خیلی از معناهای دیگری که می شود از پشت این تفکر و عملکرد خارج کرد وجود دارد .

الان که این نوشته را می نویسم در ابتدای شهریور 1399 هستیم و طب بازار بورس و سرمایه گذاری برای در بین مردم حسابی جسابی داغ است . اکثر خویشاوندان و دوستان نصحیت می کنند که شما هم پاشید و بیاید بورس سهام بخرید که این خیلی سود آور خواهد بود و پول خوبی توش هست و از این تعریف ها .

وقتی بعد از مدتی همین پیشنهاد را هم از مادرم شنیدم ، از او پرسیدم چرا می خواهید وارد بازار بورس شوید و در آن سرمایه گذاری کنید ؟ جالب است پاسخی که شنیدم این بود : خُب چون دیگران این کار را می کنند ما هم انجام میدهیم . همه رفتن توی بورس ، ما هم میرویم ، اگر همه بدبخت شدند اشکالی ندارد بزار ماهم بشویم . 😂 احتمالا شاید شما هم در موضوعات مختلف چنین تجربه ای و یا جمله هایی رو از اطرافیان خود شنیده باشید .

اما سبک زندگی من سبک زندگی آگاهانه است . سبک زندگی که در مسیر اهداف و خواسته هایم است . سبک زندگی که در مسیر تجربه علاقه هایم است . سبک زندگی که در آن به منافع خودم توجه می کنم است ، نه اینکه بر اساس عملکرد و نظر مردم باشد . روش زندگی من بر اساس آنچه که مردم می پسندند نیست بلکه بر اساس آنچه که نیازم است و به نفعم است و با آن راحت هستم می باشد و البته با رعایت احترام به دیگران می باشد .

سبک زندگی که بر اساس آنچه به نفعم است می باشد حتی سبک زندگی ام بر اساس آنچه که خودم هم می پسندم نمی باشد ، شاید چیزی را که خودم می پسندم برایم مفید نباشد و دلیلی ندارد تا آن را انجام دهم ، سبک زندگی ام بر اساس آنچه که به نفعم است ، می باشد .

احتمالا شاید ماجرای ملانصرالدین و پسرش و الاغی که همراه خود داشتند را بیاد بیاورید . اینکه روزی ملانصرالدین و پسرش سوار بر الاغ شان به طرف مقصدی حرکت می کردند . وقتی به روستای اول رسیدند ، اهالی روستا آن ها را مزمت کردند که چرا دونفری سوار بر الاغ زبان بسته شده اید ؟ گفتند : شما با این کارتان می خواهید آن الاغ را از بین ببرید .

ملانصرالدین و پسرش که این حرف را شنیدند از الاغ پیاده شدند . به روستای بعدی رسیدند و اهالی روستا شروع کردند هر دو نفر را مسخره کردند ، که شما چقدر احمق هستید ، اگر می خواستید پیایده بیاید پس چرا این الاغ زبان بسته را با خود همراه آوردید .

پس ملا نصرالدین پسر خود را سوار بر الاغ کرد و به روستای بعدی رسیدند ، اهالی روستا پسرش را مزمت کردند که تو چقدر بی ادب هستی که پدرت را پیاده به دنبال خود می کشانی و خودت سوار بر الاغ شده ای . پسر ملانصرالدین از الاغ پایین آمد و خود ملانصرالدین سوار بر الاغ شد .

به روستای بعدی که رسیدند اهالی آن روستا ملانصر الدین را مزمت کردند که تو خیلی شقاوت داری که خودت سوار هستی و پسرت را پیاده به دنبال خود می کشانی .

عاقبت در این ماجرا این درس را باید به ما یاد بدهد که بر اساس نیازهای خود زندگی کنیم ، بر اساس آنچه که به نفعمان است زندگی کنیم ، نه آنچه که از نظر دیگران درست است .

سبک ندگی شخصی من یک سبک زندگی جهانی است ، یعنی اینکه محدود به زمان و مکان خاصی نیست و محدود به نوعی پوشش و یا قوم و تفکری و لحجه ای خاص نمی باشد . سبک زندگی من در هر کجای دنیا و در هر زمانی قابل اجرا است . فرقی نمی کند در آمریکا باشید یا در چین یا در روسیه یا در استرالیا و یا در ژاپن ، فرقی نمی کند ده قرن و یا بیست قرن و یا صد قرن دیگر به همین سبک زندگی کنید ، در هر صورت سبک زندگی جهانی باعث می شود تا شما خواسته ها و شرایط مورد علاقه تان در زندگی را تجربه کنید .

سبک زندگی جهانی من به معنی اینکه من همواره در زندگی ام از دریچه جهان و از نگاه جهانی و از نگاهی بالا و برتر به موضوعات و مسائل و چرایی های زندگی م توجه ی کنم.

سبک زندگی من به گونه ای است که همواره خودم را و اصالت واقعی و وجودی خودم را در آن بیش تر پیدا می کنم و درک بهتری از اینکه من چه کسی هستم را در آن بدست می آورم . راه و روش من به گونه ای است که در آن قوانین جهان هستی را درک می کنم ، یاد می گیرم بفهمم که در چه جهانی زندگی می کنم و قوانین حاکم بر جهان هستی چه هستند ؟ سبک و متد زندگی من به گونه ای است که درک بهتری از اینکه چرا در این جهان هستی زندگی می کنم را به من نشان می دهد .

و نتیجه این سبک از زندگی ام را هم مدت هاست که دریافت می کنم و به لطف قدرت های الهی سال های سال است که دیگر از بیماری و ضعف در وجودم و در جسم اثری نیست .

به لطف نیروی الهی سال های سال است که روابط عاشقانه ای با خود واقعی ام دارم و در زندگی ام با هر انسانی که در ارتاباط هستم بالاترین حد از آرامش را تجربه می کنم.

به لطف نیروهای الهی زندگی ام را در مسیر علاقه هایم حرکت داده ام و در مسیر سبک مورد علاقه ام زندگی می کنم و کسب و کار و زندگی ام یکی شده است .

سبک زندگی ام به گونه ای است که هر عاملی که در زندگی ام یعنی در روابط و در سلامتی و مالی و معنویتم آسیب وارد می کند را از خودم دور کرده ام و درآرامش عمیق وغرق در لذت الهی از شناخت خود غوطه ور هستم .

شیوه زندگی من به گونه ای است که نتیجه آن آرامش و توجه و تمرکز آگاهانه بر زیبایی های و تمرکز بر جنبه های مثبت زندگی و عشق وپایدار نسبت به وجود حقیقی خودم و هرچیزی که در این جهان می باشد ، است . شیوه زندگی من شیوه زندگی در لحظه حال است ، تنها لحظه ای که از بودن در این جهان وجود دارد . شیوه زندگی من شیوه زندگی هوشیارانه و آگاهانه است .

شیوه زندگی من به گونه ای است که به زندگی ام مانند یک سفر نگاه می کنم . سفری که یک مبدا و یک مقصد مشخص دارد . شاید دیدن زندگی به شکل یک سفر ، یک نگاه عمومی به زندگی باشد اما باید بگویم این نگاه من با نگاه عموم جامعه یک تفاوت خیلی عمده دارد .

من رهبر زندگی ام هستم .

جهان -جهان شو

تفاوت نگاه من در اینجاست که من خود را رهبر زندگی ام میدانم . من خود را در زندگی ام راهنما و لیدر مسیر سفر زندگی ام میدانم . زیرا خودم در حال خلق سفر زندگی ام هستم . و هدف و نوع سفر مشخص است یعنی بهتر از هر کسی میدانم چه کسی هستم و چرا در این سفر هستم و از کجا آمده ام و به کجا می روم .

بصورت کاملا شفاف باید بگویم که این تفاوت عمده در بین همه انسان ها دیده می شود . آنها شاید زندگی را یک سفر بدانند ولی آنها خود را مسافر این سفر میدانند ؛ در واقع آنها خود را مسافر زندگی می دانند و هرجا قطار زندگی رفت آنها را با خود می برد .

اما من زندگی ام را یک سفر می دانم که خود رهبر و لیدر این سفر هستم و این من هستم که سوار بر قطار زندگی ام هستم و آن را هدایت و رهبری میکنم ؛ و به مقصدی که بخواهم زندگی ام را هدایت میکنم و کنترل تمام شرایطش را در دست دارم .

اما برای بسیاری از انسان ها ؛ این قطار زندگی است که بر آنها سوار شده و به هر سمت و سویی که میرود انسان ها مجبورند با آن بروند و هیچ کنترلی بر شرایط زندگی خود ندارند ، بخاطر همین هم است بیش تر انسان ها غمگین و ناراضی و ناراحت هستند .

امیدوارم شما هم در هر شرایطی از زندگی خود که هستید ، شرایط زندگی خود را بیش تر و بیش تر در دست داشته باشید و قطار زندگی خود را به زیبا ترین مقصد هایی که خواسته های موردعلاقه تان در آن جا هست ، هدایت کنید و همواره از زندگی خود لذت ببرید .

اصلا فرقی نمی کند الان در چه شرایطی از زندگی تان هستید ، شرایط بد یا شرایط خوب ، چون مهم این است که در هر شرایطی که باشید می شود باز هم می توان شرایط را از این بهتر کرد ، از بد به خوب از خوب به عالی و از عالی به عالی تر و تا بی نهایت ادامه دارد . شما هم میتوانید از طریق سایت جهان شو این نگاه جهانی را برای تسلط بیش تر بر تمام جنبه های زندگی در خود ایجاد کنید و خوب زندگی کنید و جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کنید .

من جهان هستم و از اینکه در این سفر کوتاه در سبک زندگی با من همسفر بودید از شما بی نهایت ممنون و سپاسگزارم . اگر می خواهید مثل من شرایط بهتری از زندگی خود را تجربه کنید و در نهایت الگویی برای خود و نسل آینده تان باشید دکمه پایین را کلیک کنید تا قدم به قدم راهنمای شما در سفر زندگی تان باشم .

journey is a lifestyle

بهترین نوع سبک زندگی سالم چه سبکی است ؟

سلام و در حال خوب الهی باشید من جهان هستم و از این که در این سفر کوتاه در کنار من هستید از شما بسیار ممنون و سپاسگزارم توی این سفر می خواهیم با هم با بهترین نوع سبک زندگی سالم آشنا بشویم .

ایده آل این هست تا قبل از اینکه در مورد بهترین نوع سبک زندگی آشنا شویم ، با مطالعه نوشته سبک زندگی و نوشته سبک زندگی سالم ، درک بهتری از این عبارات داشته باشیم ، در این صورت خیلی بهتر می‌توانیم بهترین نوع سبک زندگی را بشناسیم .

در همین ابتدا می خواهم یک حقیقت را به شما بگویم و آن هم این است که چیزی به نام بهترین نوع شیوه زندگی سالم وجود ندارد . شاید از شنیدن این حرف من تعجب کنید پس اجازه دهید تا درباره آن توضیح دهم .

در واقع به کار بردن کلمه ی بهترین برای همه افراد نمی تواند کلمه مناسبی باشد ، ایده آل این است که به جای کلمه بهترین از کلمه ای مثل مناسب ترین نوع شیوه زندگی سالم استفاده کنیم . چون وقتی می گوییم بهترین یعنی احتمالا بصورت ناخودآگاه در ذهن خود در حال حال مقایسه کردن با سبک‌های زندگی دیگری نیز هستیم ، در صورتی که هر یک انسان ها بر اساس خواسته هایشان سبک زندگی خود را دارند .

همانطور که گفتم اگر درک درستی از سبک زندگی داشته باشیم متوجه خواهیم بود که هر کسی سبک زندگی اش برایش بهترین سبک است ، زیرا آن سبک زندگی او بر این تصور است که از آن سبک می تواند خواسته های خود را تجربه کند .

پس برای ما هم اینگونه است و بهتر است به جای کلمه بهترین نوع سبک زندگی ، از عبارت مناسب ترین سبک زندگی چه سبکی است ف استفاده کنیم .

همانطور که در نوشته های قبلی اشاره کردم مناسب ترین نوع سبک زندگی سبکی است که تصویر درست تر و شفاف تری از خود و توانایی هایی که داریم را بدست بیارویم و درک بهتری از این که در این جهان زندگی می کنم و چرا در این جهان هستیم را به دست بیاوریم .

همچنین باعث شود تا در مسیرعلاقه هایمان قرار بگیریم و آنها را تجربه کنیم ، آن وقت با پیدا کردن این چرایی ها از طریق ادامه دادن این نوع سبک زندگی یعنی سبک زندگی که همواره کنجکاو است و به دنبال پیدا کردن جواب های چرایی های خود است ، چنان آرامش عمیق و ریشه ای و پایداری را تجربه خواهیم کرد که به جرات می توان گفت در هیچ سبک زندگی دیگری تاکنون ندیده باشیم .

یکی دیگر از از نگرش هایی که میتوان نسبت به سبک زندگی داشت این است که سبک زندگی داشته باشیم که نه محدود به زمان باشد و محدود به مکان باشد .

یعنی سبک زندگی داشته باشیم که در هر زمان و در هر عصر و در هر دوره زمانی و در هر قرنی چه قرن بیست و یکم باشد و یا صد ها قرن جلوتر و یا بیشتر و چه در کشور ایران و چه در کشور روسیه و چه درقاره آمریکا و چه درقاره آسیا و چه در قاره اروپا و هر جای دیگر بتوان همان سبک زندگی را داشت ، در واقع سبک زندگی جهانی که نه محدود به زمان است و نه محدود به مکان می شود .

طبق تجربه و مطالعات و نگاه عمیقی که نسبت به سبک زندگی داشته ام الگوی سفرکردن می تواند مناسب ترین الگو سبک زندگی باشد . منظور من از سفر نگرش سبک زندگی از نگاه سفراست در واقع زندگی را به شکل سفری ببینیم و مانند یک یک مسافر آن زندگی کنیم .

سبک زندگی سفر آن سبک زندگی جهانی است که مسافر مقصد را می‌دانند یعنی هدف از زندگی را می داند مبدا را می داند و می داند از کجا آمده و به کجا سفر می کند .

و همچنین هویت خود را می دانند و می داند کیست و می داند که یک مسافر است و در این مسیر زندگی باید دائماً در حرکت باشد و باید از مسیر لذت ببرد ، باید زیبایی‌های مسیر را توجه کند در مسیر باید همواره احساسش را خوب نگه دارد و با این سبک و با این نگاه و با این نگرش زندگی خود را ادامه دهد .

سبک زندگی سفر می تواند یک سبک زندگی جهانی و یا مناسب ترین سبک زندگی باشد .ممنون و سپاسگزارم از اینکه در این سفر کوتاه همسفر من بودید لطفاً برای من بنویسید که سبک زندگی شما تا کنون چگونه بوده است و نگرش ما نسبت به زندگی تا قبل از مطالعه این مطلب چه بوده است من با اشتیاق منتظر خواندن نظرات زیبای شما هستم ممنون و سپاسگزارم و در حال خوبم الهی باشید .

the best lifestyle

سایت سبک زندگی سالم برای بهبود زندگی ام چه سایتی است ؟

اگر به دنبال پیدا کردن بهترین سایت سبک زندگی سالم برای تغییر و یا پیدا کردن بهترین سبک برای زندگی خود هستید ، بهتر است تا دست از جستجو بردارید ، چون ، اولاً ، سبک زندگی مثل یک عذای آماده که از رستوران سفارش داده شود نمی باشد ، دوماً اینکه لقب بهترین به معنای کلی برای هرکسی برداشت و مفهوم متفاوتی دارد .

منظور من این است که در واقع هر چیزی ، حتی داشتن یک سبک زندگی ، ممکن است برای یک نفر بهترین سبک باشد و برای یک نفر دیگری معنا و مفهوم م و درجه دیگری داشته باشند .

پس مناسب این می تواند باشد تا به جای کلمه بهترین سایت سبک زندگی از کلمه مناسب ترین سایت سبک زندگی سالم برای من استفاده کنیم و یا اینکه از جمله مناسبِ چطور می توانم سبک زندگی مورد علاقه ام را داشته باشم ، استفاده کنیم . در این صورت می توان طور بهتری سایت سبک زندگی سالم را معرفی کرد .

قبل از اینکه بخواهیم با مناسب ترین سایت سبک زندگی سالم آشنا شویم خوب است تا بدانیم که سایتی که شما بدنبال آن هستید چه ویژگی هایی دارد باید دید در واقع شما به دنبال چه چیزی در آن سایت هستید و چه نتیجه ای از آن سایت را می خواهید داشته باشید .

اگر شما فردی هستید که به دنبال بهبود و اصلاح و یا تغییر سبک زندگی خود هستید ، به جای درستی هدایت شده اید . اگر شما فردی هستید که می‌خواهید تغییر بنیادی در سبک زندگی خود ایجاد کنید ، اگر شما فردی هستید که می‌خواهید کنترل تمام شرایط زندگی خود را به طور کامل در دست داشته باشید ، به جای درستی هدایت شده اید .

اگر شما فردی هستید که می‌خواهید از تمام جنبه های زندگی خود یعنی ثروت مالی ، ثروت سلامتی ، ثروت روابط عاشقانه و ثروت معنویت الهی ، بالاترین لذت و تجربه های عالی را داشته باشید ، به جای درستی هدایت شده شده اید .

اگر به صورت واقعی می خواهید آرامش عمیق و ریشه ای را در زندگی خود احساس کنید ، اگر شما فردی هستید که می‌خواهید نگاه متفاوتی از سطح جامعه نسبت به مسائل و شرایط زندگی خود داشته باشید ، اگر شما فردی هستید که می‌خواهید با خود واقعی و اصالت وجودی خود بیشتر آشنا شوید به جای درستی هدایت شده اید .

اگر شما فردی هستید که می‌خواهید و علاقه هایتان را پیدا کنید و در مسیرعلاقه‌های تان حرکت کنید ، اگر شما فردی هستید که می‌خواهید قوانین جهان هستی را عمیق تر درک کنید ، اگر شما فردی هستید که می خواهید بدانید دقیقا چه کسی هستید و چرا دراین جهان زندگی می کنید ، به جای درستی هدایت شده اید .

اگر شما فردی هستید که می‌خواهید نگاه جهانی نسبت به خود و نسبت به زندگی خود داشته باشید ، باید بگویم این که شما دقیقا در مناسب ترین سایت سبک زندگی هستید . اینجا دقیقا جایی است که شما می توانید به تمام سوالات و چرایی های خود درباره موضوعات بالا و شناخت و درک توانایی های خود و تغییر زندگی به سبکی که به نفعتان است ، دست پیدا کنید .

اینجا جایی است که شما می توانید خالق سبک زندگی خود باشید ، سبک زندگی جهانی که نه محدود و وابسته به زمان باشد و نه وابسته و محدود به مکان و یک منطقه جغرافیایی خاص باشد .

اینجا جایی است که شما را راهنمایی می کند تا بتوانی سبک زندگی را برای خود بسازی که ازادی واقعی را در تمام جنبه های آن راجربه کنی ، که در نهایت بصورت تکاملی ، منجر به تجربه آزادی مالی و آزادی مکانی وآزادی زمانی می شود .

سایت جهان شو با نگاهی جهانی نسبت به خود و جهانی که در آن زندگی می کنیم این امکان را برای شما ایجاد می‌کند تا به سبکی زندگی کنید که به نفع تان است ، به سبک زندگی کنید که خودتان الگوی خودتان می شوید و الگویی برای اطرافیان و نسل آینده خود می شوید .

من جهان هستم راهنمای شما در این سفر زیبای زندگی و از اینکه با شما در این مسیر همسفر هستم بسیار خوشحال ، ممنون و سپاسگزارم .

the aqly ducklin lifestyle

سبک زندگی سالم و شاد چگونه اتفاق می افتد ؟

در نوشته قبلی در مورد اینکه سبک زندگی سالم ، چه سبکی است توضیحاتی را دادم ، اگر درک خوبی نسبت به سبک زندگی سالم پیدا کرده باشیم ، شاید این سوال در شما ایجاد شده باشد که ، یعنی تا الان سبک زندگی سالم و مناسبی نداشتم ؟ چطور میتوانم یک سبک زندگی سالم و شاد داشته باشم ؟ یعنی چطور می توانم سبک زندگی ام را در مسیر خواسته هایم قرار دهم ؟

همه ما انسان ها فکر می کنیم که به سبک و شیوه درستی در حال زندگی کردن هستیم و عموماً بر این باور هستیم که ، سبک زندگی ما ، همان سبکی است که شرایط مورد علاقه مان را برای ما ایجاد می کند یا به عبارتی ما را به خواسته هایمان می رساند . اما می‌بینیم که عملاً چنین چیزی نیست .

برای بهتر باور کردن این موضوع به میزان آرامش عمیق خود در برابر شرایط نامطلوب و نا خواسته ای که زندگی تجربه می کنید توجه کنید ، آیا چنین سبک زندگی توانسته آرامشی عمیق و دائمی را در شما بوجود آورد ف که حتی دربظاهر بدترین شرایط نامطلوب در بالاترین حد ازآرامش و احساس خوب بمانید .

اگر جواب شما قطعا بله است ، من به شما تبریک می گویم و شما دیگر نیازی به خواندن ادامه این مطلب ندارید ، اما اگر جواب شما چیزی مثل خیر ، یا ، مطمئن نیستم می باشد ، پس سبک زندگی که خواسته شما را برآورده کرده باشد را تا کنون نداشتنید ، چون نتیجه تجربه خواسته ها ، تجربه یک آرامش عمیق و ریشه ای و پایدار در تمام شرایط زندگی است . این موضوع دقیقاً از روی نتیجه های زندگیمان به سادگی قابل تشخیص است .

در واقع همانطور که برای دانستن سبک زندگی سالم و شاد ، مناسب است تا بدانیم سبک زندگی چیست ؛ برای دانستن این که چطور می توانیم سبک زندگی سالمی داشته باشیم مناسب است تا ابتدا ببینیم سبک زندگی نامناسب ما چه بوده و چرا سبک زندگی که داشتیم تا به حال شرایط مورد علاقه مان را برایمان ایجاد نکرده و ما را در مسیر خواسته هایمان قرار نداده است .

یکی از مهمترین عواملی که باعث شده تا ما سبک زندگی نامناسبی داشته باشیم ، منظورم سبک زندگی که در خلاف مسیر علاقه‌هایمان باشد ، بی اطلاعی و ندانستن از علاقه های خود است .

اگر بخواهم عمیق تر این موضوع را مطرح کنم باید بگویم که به دلیل عدم شناخت از ماهیت وجودی خودمان است . اینکه من کی هستم و من چرا در این جهان زندگی می کنم ؟

من کی هستم و چرا اینجا هستم .

جهان – جهان شو

همواره سعی کرده ام تا از توضیحات پیچیده دور باشم ، در توضیح این موضوع هم ، روش من روش جهان هستی است یعنی کارها را ساده می کنم تا راحت تر درک شود .

اگر ما هنوز سبک زندگی درستی نداریم به خاطر این است که هنوز علاقه هایمان را نشناختیم یعنی هنوز خودمان و توانایی های خود را نشناختیم .

وقتی که علاقه های خود را نشناسیم ، مسیر درست را نمی توانیم تشخیص دهیم . یعنی مسیر را در جهتی غیر از علاقه های ما می‌رویم ، شاید بعضی وقتا کارهایی که می کنیم فکر می کنیم که آنها علاقه داریم ، اما در واقع این کار نیست که علاقه های ما را مشخص می کنند بلکه چرایی ها هستند که علاقه هایمان را مشخص می کنند ، در واقع علاقه های ما چرایی های انجام آن کار هستند .

چرایی ها علاقه های ما هستند ، نه خود کار .

جهان – جهان شو

مثلاً اگر یک ورزشکار رشته ورزشی را انجام میدهد چرایی او از انجام این سبک و روش ورزش ، علاقه او است ، اگر یک طراح طراحی می‌کند چرایی او از طراحی کردن علاقه‌اش را مشخص میکند ، اگر یک تاجر و یک پولدار هست ، چرایی پولدار شدن علاقه را مشخص می کند .

اما خیلی از ما انسان ها این موضوع را فراموش کرده ایم ، یعنی چرایی ها را فراموش کرده ایم . و کاری را که انجام می‌دهیم به عنوان اصل در نظر گرفته‌ایم و باور کرده‌ایم که آن کار علاقه اصلی مان است .

وقتی که علاقه خود را فراموش کرده ایم و به انجام آن کار خاص چسبیده ایم پس از مدتی شاید چندین سال ؛ از انجام آن گیج ، خسته و نا امید و سردرگم و خود را شکست خورده می بینیم .

برای ساده کردن درک این موضوع داستان جوجه اردک زشت را یاد شما می آورنم . همان جوجه اردکی که در قصه ها شنیده ایم همانکه که از زمانی که یک تخم بود با تخم اردک های دیگر اشتباه گرفته شد و وقتی که به دنیا آمد در میان اردک ها زندگی می کرد و واقعا باور کرده بود که او یک اردک است .

او خود را نشناخته بود و کسی هم به او نگفته بود که باید خود را بشناسد ، جوجه اردک مانند همه آنها زندگی می کرد مانند همه آن ها غذا می خورد مانند همه آنها شنا کردن یاد گرفت اما ، هیچ وقت راضی نبود چون همیشه یک چیزی در درونش به او می گفت این تو نیستی و این اونی که باید باشی نیستی .

اما وقتی توانست خود را پیدا کند ویژگی ها و توانایی ها و ارزشهای خود را بشناسد وقتی که توانست با نگاه کردن در آب که آینه ای از اوست خود را بشناسد و به این پی ببرد که یک اردک نیست بلکه یک قوی بسیار زیباست و خود را شناخت و بعد علاقه هایش را شناخت او عاشق پرواز شد او عاشق زیبایی شد او عاشق عشق ورزیدن شد و وقتی که علاقه هایش را شناخت در مسیر آنها حرکت کرد .

این داستان عبرت انگیزی برای همه ما انسان هاست در واقع این داستان زندگی همه ما انسان هاست وقتی که ما خود را نشناسیم و علاقه های خود را نمی توانیم بشناسیم پس برای داشتن سبک زندگی سالم و شاد باید ابتدا به سمتی برویم که خود را بیشتر بتوانیم بشناسیم واصالت وجودی خود را بشناسیم از اینکه ما چه کسی هستیم از اینکه اصالت و ریشه ما کیست ؟

از اینکه ما در این جهان چه می کنیم و وقتی که خود را شناختیم بعد می توانیم علاقه های خود را ببینیم مانند همان جوجه اردک زشت که وقتی خود را یک قودید توانست توانایی پرواز کردن را در خود ببیند و او عاشق پرواز کردن شد .

برای شناخت خود باید سفر کرد نیاز به یک سفر به طبیعت درون

جهان – جهان شو

من جهان هستم و از شما همسفر خوبم تشکر و سپاسگزاری می کنم ، از اینکه در این سفر کوتاه و زیبا در کنار من بودید از شما بسیار ممنون و سپاسگزارم .
لطفاً برای من بنویسید که به نظر شما ما انسان ها چه کسانی هستیم ، چرا در این جهان زندگی می کنیم تا با بیان آگاهی های خود توانسته باشیم درک بهتری از خود پیدا کنیم و علاقه هایمان را بیشتر درک کنیم من مشتاقانه منتظر خواندن تجربه ها و دیدگاه های زیبای شما هستم . در حال خوب الهی باشید .