چرا باید ببخشیم و چگونه بخشش کنیم ؟

فایل تصویری بخشش و بخشیدن – چرا باید ببخشیم و چگونه بخشش کنیم ؟ – حجم فایل 115.4 مگا بایت
فابل صوتی بخشش و بخشیدن – چرا باید ببخشیم و چگونه بخشش کنیم ؟ – حجم فایل 14.7 مگا بایت

چرا باید خود و دیگران را ببخشیم و چگونه این بخشش را انجام دهیم؟

چند روز پیش از یکی از هنرجوهای دوره عملی عزت نفس پیامی به دستم رسید با این مضمون که ” با اینکه من در تمام جنبه های زندگیم دارم روی خودم کار می کنم اما هنوز اون قسمت بخشیدن رو نتونستم به خوبی انجام بدم و کسی که باعث تمام حال بدی های زندگیم شد رو هنوز نتونستم بطور کامل ببخشم و از درون رها کنم . فهمیدم این نبخشیدن همون گیر کارم هست ” .

عدم توانایی در بخشش دیگران بدلیل عدم درک صحیح از بخشیدن

در چنین شرایطی چیکار باید بکنیم ؟

در جواب می خواهم بگویم که تقریبا همه ی ما خیلی از جاهای زندگی بوده که افراد و شرایطی را در زندگی داشتیم که بصورت خواسته یا ناخواسته از آنها اتفاقات و شرایط نامناسبی را تجربه کردیم که باعث شد چه روحی و یا از هر نظر دیگه آسیبی به ما وارد بشود و بخاطر درد ناشی از آن لحظه نتوانستیم دیگران را آننطور که باید ببخشیم .

یکی از دلیل های مهمی که نمی توانیم ببخشیم این هست که فکر می کنیم یک فرد یا یک اتفاق بیرونی ( چیزی غیر از خودمان ) عامل رنجش های ما بوده ، که در این مورد جلوتر بیش تر توضیح میدهم و دلیل دیگه که نمی توانیم ببخشیم این هست که تفاوت بخشش با نادیده گرفتن و گذشت کردن را اشتباه می گیریم که در این مورد هم توضیح میدهم .

فردی که بخواهد زندگی خودش را تغییر بدهد و شرایط متفاوت تری را تجربه کند ، باید متفاوت از گذشته به اتفاقات و شرایط و ماهیت زندگیش نگاه کند ، باید با ساز و کار جهان هستی و قوانین زندگی آشنایی بیش تری پیدا کند و درک بهتری از زندگی رو به دست بیاورد .

فردی که میخواهد تغییر کند و شرایط جدیدی را در زندگی ایجاد کند باید بتونه آگاهانه مثل یک رودخونه از یک سری از مسائل که مانع از رسیدن به اهداف و اولویت های زندگی اش می شود گذشت کند ، اما این گذشت باید به شویه مناسب باشد که آسیبی به خود وارد نکند .

فردی که بخواهد عزت نفس خود را حفظ کند باید بتواند ببخشد . بخشش اولین درس از جلسه اول دوره عزت نفس هست .که یکی از مهمترین موضوعاتی که به آن اشاره کردم موضوع مهم بخشش و بخشیدن است . بخشش و بخشیدن یک مهارت و توانایی اکتسابی است . در واقع …

بخشش یک هنر است و فرد بخشنده یک هنرمند است .

جهان – جهان شو

شاید بعضی وقت ها رفتارهای نامناسب اطرافیان ، خانواده ، پدر ، مادر ، دوستان ، معلمان و … ، خواسته یا ناخواسته باعث شده تا ما احساس بدی نسبت به خودمان و به دنیای اطرافیان پیدا کنیم . شاید آن برخورد و رفتارها باعث شد تا عزت نفسمان ضعیف شود خورد شود شکسته شود ، هر چند آن رفتار کوچیک یا برای اولین بار بوده باشد ولی ممکنه اثر و طعم تلخی در روح و جان ما گذاشته باشد .

اما اگر بخواهیم زندگی خودم را تغییر دهیم ، اگر بخواهیم به سوی اوج پرواز کنیم اولین قدم این هست که خود را از هر قُل و زنجیر و بند و قفس رها کنیم . خود راسبک بال و سبک بار کنیم . چیزهای اضافی و بدرد نخور را رها کنیم و فقط چیزهایی که توی مسیر بهشون نیاز داریم را با خودمون برداریم چیز هایی مثل عشق به خود ف صلح درونی و آرامش . بخشش اولین کار مهم قبل از هر پرواز هست که تو رو برای به اوج رسیدن آماده می کند .

هرگز بدنبال مقصر برای حال بد خود ، نباش !

جهان – جهان شو

اولین قدم برای سبک شدن ، به آرامش رسیدن این است که به دنبال مقصر برای احساس بد و شرایط بدی که تجربه کردیم نباشیم . برای عزت نفسی که خدشه دار شده ، دلی که شکسته شده ، عزتی که خورد شده ، کسی یا چیزی را مقصر ندانیم . در واقع اولین درس این هست که هرگز هیچ عامل بیرونی را به عنوان دلیل حال بدی ها ، عزت نفس پایین اتفاقات و شرایط بدی که در زندگی تجربه کردیم ، ندانیم .

یکی از نگرش هایی که به شدت باعث آرامش درونی ما می شود که بتونیم دیگران را راحت ببخشیم این نگرشی است مه خودم در مورد بخشش دارم که : ” اگر طرف مقابلم را مقصر حال بدم و آسیب هایی که دیدم یا دردهایی که کشیدم بدانم ، هرگز چیزی به نغع من تغییر نمی کند . پس بهترهست خودم را باعث خلق تمام شرایط زندگی ام بدانم ، چون در این اینصورت هست که قدرت تغییر در دستانم است و میتوانم شرایطم را تغییر بدهم .

از طرفی اینطور برای خودم منطقی می کنم که طرف مقابلم تمام تلاشش را برای بهترین برخورد با من داشته و این تمام آنچه بوده که میتوانست و بلد بود عرضه کند . او همه ی زحمت خود را کشیده و هیچ قصد و قرضی در آن نبوده . مثلا اگر خانواده یا پدر و مادر با رفتارهایی که در کودکی با من داشته اند ، باعث شد تا عزت نفسم آسیب دیده شود ، قبل از اینکه بخواهم از آنها کینه ای داشته باشم در ذهنم اینگونه منطقی می کنم که آنها تمام تلاش خود را برای تربیت من کردند و هرچه در توان داشتن را برای من ارزانی کردند از اینجا به بعد من به سبک خودم و طبق چیزی که به نفعم هست و میخواهم زندگی می کنم و آنطور که شایسته است خودم با خودم رفتار می کنم .

دنیای بیرون تو انعکاس دنیای درون تو است .

جهان – جهان شو

همانطور که بالا اشاره کردم یکی از دلایلی که نمیتوانیم ببخشیم ، این هست که یک عامل بیرونی (فرد،شی،شرایط) را مقصر میدونیم ، که باعث میشود تا تمرکزمان را بر روی چیزی بگذاریم که بیرون از ما هست که هیچ تسلط و کنترلی بر آن برای تغییرش نداریم .

همواره این قانون را به یاد داشته باشیم ما خالق تمام لحظه ها و شرایط زندگی خود هستیم . دنیای بیرون ما انعکاس دنیای درون ماست در واقع انعکاس الگوها و پیش فرض های ناخوداگاه ما است . پس اگر من از کسی یا چیزی شرایط بدی را تجربه کردم ، خودم باعث این اتفاق و این شرایط بودم .

اگر کسی به من توهین یا بی احترامی کرده ، به خاطر ارتعاش نامناسب خودم بوده ، بخاطر آن الگوهای نامناسب ذهنی خودم و ارتعاش های نامناسب ذهنی خودم بوده که از توجه بر نکات منفی که در ناخوداگاهم کاشته ام بوده ( آگاهانه یا نا آگاهانه ) ، آن شرایط را برای برایم ایجاد کرده .

دانستن و پذیرفتن همین نکته طلایی بلافاصله باعث ایجاد آرامش و ایجاد احساس قدرت درونی می شود ، باعث قوی تر شدن ایمان میشود ، این نکته که من خودم آن شرایط را ایجاد کردم . اگر یک رفتار ناشایست از کسی یا شرایط نامناسبی را تجربه کردم ، دلیل اصلی آن کسی یا چیزی جز خود من نبوده است . منظور من از متفاوت نگاه کردن ، متفاوت ارتعاش فرستادن متفاوت فکر کردن ، این چنین نگاهی است .

وقتی اینجوری به اتفاقات زندگی خود نگاه کنیم ، وقتی اینجور به عامل شرایط و اتفاقات بد نگاه می کنیم خیلی راحت تر می توانیم این قضیه را با خودم کنار بیائیم که اگر من در این اتفاق و شرایطی که باعث حال بدی ام شده به دنبال مقصر هستم ، آن مقصر و عامل اصلی خودم هستم .

خود من به واسطه الگو ها و پیش فرض های ذهنی نامناسبی که داشتم ، شرایطی را که ایجاد کردم و ارتعاش هایی را به جهان هستی فرستادم که این شرایط را خلق کردم . یعنی آن آدم نامناسب یا آن رفتار نامناسب را از آن فرد یا یک شرایط را به سمت خودم جذب کردم ، پس هیچکس جز خودم عامل و باعث نیست ، خودم عامل آن شرایط بودم . پس با دانستن به این نکته در هر اتفاق و شرایطی از زندگیم آن کسی که باید اول و آخر بخشیده بشود ، خودم هستم .

من خودم را میبخشم .

وقتی که خودم را می بخشم به این معنی است که من پذیرفتم خودم اون شرایط نامطلوب را ایجاد کردم و این یعنی بخشش واقعی . نکته ای که در بالا اشاره کردم ، یعنی بعضی از افراد گذشت کردن را به معنی بخشش می‌دانند ، اما هرگز چنین نیست و بخشش با گذشت کردن (خود نادیده گرفتن) زمین تا آسمان تفاوت دارن .

بعضی از ما در برابر اتفاقات شرایط نامطلوب زندگی به خاطر اعتماد به نفس و عزت نفس ضعیف از حق خود می گذریم ، خود را نادیده می گیریم و اسم آن را بخشش می گذاریم .

در حالی که این هرگز بخشش نیست و نشانه آن هم این است که طرف و شرایط مقابل هنوز به رفتارها و اتفاقات و برخوردهای نامناسب با ما ادامه می دهد در صورتی که هیچ تغییری نکرده و ما فقط در برابر آن شرایط سکوت کردیم و هنوز آن حال بد ، کینه و نفرت وجود دارد ، هنوز دلی درد مند داریم و هنوز فرد مقابل تاوانی بابت برخورد نامناسبش نداده ، این بخشش نیست بلکه این نادیده گرفتن خود است .

درواقع ما با گذشت کردن یا همان بخشش زود هنگام ، نه تنها باعث میشویم تا طرف مقابل هرگز نفهمد که هر اشتباهی تاوانی دارد ، بلکه باعث میشویم تا طرف حتی زحمت عذرخواهی کردن از ما را هم به خودش ندهد . بخشش دقیقا مثل این است که من یک سنگ بسیار سنگین ( نفرت ) که در بغلم نگه داشته ام را رها می کنم و خود را برای پرواز سبک می کنم . چیزی که به من احساس خوب نمی دهد را رها می کنم ، چیزی که به بهبود زندگی من کمکی نمی کند را رها می کنم .

اگر فردی به من بی احترامی کرده باشد آن فرد را می بخشم ، در واقع خودم را می بخشم زیرا طبق قانون دنیای بیرون من انعکاس دنیای درون من است . با خودم اینجا می‌گویم که آن فرد و آن رفتار را خودم وارد زندگیم کردم خودم باعث آن شرایط نامناسب بوده‌ام پس من در این میان نیازی نیست آن فرد را ببخشم ، بلکه خودم را می بخشم به خاطر اینکه آن شرایط نا مناسب را خودم ایجاد کردم . اما این بخشش من به این معنی نیست که اجازه بدهم دوباره آن فرد با من رفتار نامناسب داشته باشد یا آن شرایط نامناسب را دوباره تجربه کنم .

بلکه حد و حدود و استانداردهایی را برای خودم پررنگ تر و خط قرمزهای را تعیین می کنم تا دوباره آن اشتباه را مرتکب نشوم تا دوباره اجازه ندهم طرف‌ مقابلم با من رفتاری نامناسب را داشته باشد .

بیایید ببخشیم ، همواره هر چیزی را که فکر می‌کنیم مقصر تمام حال بدی ها و اتفاقات ناخوشایند زندگی مان است . یکبار برای همیشه بپذیریم که من خالق تمام شرایط زندگی ام هستم و اگر شرایط و افراد نامناسب و برخوردهای نامناسبی را در زندگی‌ام تجربه کردم همه آنها را خودم به واسطه کانون توجه نامناسبی که ایجاد کرده بودم به خاطر الگوهای نامناسب ذهنی که برای خودم ساخته بودم به خاطر پیش‌فرض‌های نامناسبی که برای خودم ساخته بودم به خاطر ارتعاش نامناسبی که به جهان هستی فرستاده بودم ( آگاهانه یا نا آگاهانه ) آن شرایط بد را تجربه کردم .

پس من در اول و در آخر از همه خودم را به خاطر تمام حال بدی های خودم می بخشم دقیقاً مانند یک پرنده ای که خود را از قُل و زنجیر و هر بند اسارتی رها می کند ، دقیقا مثل رودخانه برای تجربه یک زندگی متعالی به مسیر لذت بخش خود ادامه می دهم و از هر چه موانع و شرایط نامناسب است آنها را نادیده می گیرم و گذر می کنم ، این گذر به معنای این نیست که اجازه بدهم آسیبب پذیر باشم این گذر به معنای این است که به خود تعهد می دهم که مرتکب اشتباهات گذشته ام نشوم و همواره خودم را از هر کینه و نفرتی خالی نگه دارم و جا را برای ایمان و عشق باز بگذارم .

ممنون و سپاسگزارم جهان هستم راهنمای شما در سفر زندگی ، لطفا دیدگاه خود را درباره موضوعاتی که خواندید و احساس و تجربه ی خود را قبل از بخشش و بعد از بخشیدن در اینجا با من درمیان بذارید .

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید