چگونه در تصمیم گیری های خود اسیر وعده های شیطانی نشویم ؟

وعده های شیطانی همان باورهای محدود کننده در تصمیم گیری های تو است .

جهان – جهان شو
فایل تصویری – حجم : 85/3 MB
فایل صوتی ویدیو با حجم 18/6 MB

میخواهم ماجرایی که انگیزه تهیه این مطلب را در من ایجاد کرد را ، بطور مختصر و مفید براتیان باز گو کنم . بیش از دوسال بود که از خدمات یک شرکت ارائه دهنده اینترنت استفاده می کردم . اما در این مدت بطور چشمگیر مشکل افت سرعت ، کیفت اینترنت و عدم کیفیت آپلود و قطعی را داشتم . همه این تضاد ها این انگیزه را در من ایجاد کرد تا بصورت جدی برای رفع این مسئله قد علم کنم و تا حل ریشه ای این مسئله بصورت جدی اقدام کنم .

تقریبا تمام راه کارهای لازم و ایده هایی که در طی فرایند حل این مشکلات به بدست آورده بودم را یکی پس از دیگری عملی کردم ، ولی هیچ نتیجه ای نگرفتم وتقریبا تمام ایده ها را اجرا کرده بودم به جز یکی ، و تنها زمانی می توانستم بفهمم که آن نیز جواب می دهد یا نه ، مگر اینکه اجرایش کنم و نتیجه را ببینم . اما در طی عملی کردن این ایده یک درس خیلی بزرگ برایم یاداوری شد که آن را با شما در به اشتراک می گذارم .

زمانی که با فروشنده ارائه دهنده سرویسی که از آن استفاده می کردم ، صحبت کردم ، اطلاع دادم که قصد دارم تا خط تلفن را از بستر اینترنت شما تخلیه کنم . به طرز خیلی عجیبی رفتار آن فروشنده 180 درجه تغییر کرد و در آن لحظه چیزهایی را می گفت که تا به حال در تمام تماس های قبلی ام حتی یک بار هم نشنیده بودم .

اولا لحن فروشنده با من خیلی ملایم تر شده بود و از فرم یک لحن رسمی به یک لحن خیلی صمیمی تبدیل شده بود ، طوری که انگار با یک دوست صمیمی صحبت می کند ، در حالی که همان فرد در تماس های قبلی که داشتم هرگز به این صورت برای پاسخ به سولات وقت نمی گذاشت ، و نهایتا با جمله هایی مثل ” مورد شما را پیگیری خواهیم کرد ” مکالمه تمام میشد .

شیطان زشت را زیبا و زیبا را زشت ، دور را نزدیک و نزدیک را دور ، راست را دروغ و دروغ را راست به شما نشان میدهد .

جها – جهان شو

در آن تماس تلفنی فروشنده گفت که شما نیازی به تخلیه خط ندارید چون کیفیت خط شما خوب است ، با گفتن این جمله شک من به یقین تبدیل شد که پیامی در پشت این کلام و تلاش ها نهفته تا من را از تصمیم جدی که برای تخلیه خط تلفن گرفته بودم منصرف کند . زیرا در تمام تماس های قبلی که با پشتیبان آن سرویس داشتم در همه موارد بدون شک اعلام کردند که کیفیت خط پایین است و جمله ی آن فروشنده با چیزی که شنیده بودم کاملا تفاوت داشت .

همچنین من تمام راه های لازم و اقدامات لازم را پیش از این انجام داده بودم که منجر به گرفتن این تصمیم جدی در من برای تخلیه خط شده بود . یعنی ، تمام خطوط را چک کرده بودم ، از دو کارشناس به سفارش خود پشتیبان آن سرویس برای بررسی وضعیت خط کمک گرفته بودم ، تمام کابل و خطوط بیرونی را تعویض کرده بودم ، مودم ها را عوض کرده بودم ، ولی هیچ کدام از این ها مسئله را حل نکرده بود و در نهایت پس از مشورت با چند متخصص بیرونی به این ایده رسیدیم که مودم را بر روی بستر شرکت دیگری امتحان کنم و این آن تیر آخری بود که بایستی میزدم ، اما من به شدت با مقاومت فروشنده برای منصرف کردنم از تخلیه خط مواجه شده بودم .

فروشنده سعی کرد ابتدا با بیانی در قالب دوستانه من را قانع کند ولی وقتی دید که این تلاش برای اون نتیجه ای ندارد سعی کرد با وعده هایی مثل ؛ اگر خطتان را تخلیه کنید و برگردید ما دیگر به شما سرویس نمی دهیم و یا اینکه اگر خط را تخلیه کنید امکان برگشت برایتان وجود ندارد و جای شما را به کسی دیگر می دهیم و مانند اینها … و به هر نحوی سعی کرد تا من را از تصمیمم منصرف کند .

اینجا همان خط قرمز من بود . یعنی استفاده از وعده های شیطانی برای تغییر تصمیمی که گرفته بودم . وقتی که با چنین تکنیکی از طرف فروشنده مواجه شدم ، این تجربه را در زندگی بیاد آوردم که همیشه در زندگی در جاهایی اسیر تصمیماتم شدم که آن تصمیمات از روی ترس و بر اساس وعده های ترس و باور به کمبود و ناتوانی بوده است .

در حقیقت شیطانی در بیرون از من و تو نیست ، همانطور که تاریکی انرژی نیست ، شیطان هم وجود ندارد . نورانرژِی است و تاریکی ، نبود نور است و شیطان پدیده ای چون تاریکی است یعنی در اثر نبود قدرت درونی است . هر چقدر جای نیروی درونی مان خالی باشد ، شیطان به همان میزان انجا خواهد بود .

هرکجا که ایمان ما در تصمیماتی که می گیریم ضعیف باشد به همان اندازه جا را برای حضور شیطان در ذهن خود باز کرده ایم . چیزی بیرون از تو وجود ندارد ، حتی شیطان . همان شیطانی که در اثر نبود نیروی درونی ، در ذهنمان به او هویت می دهیم .

هیچ قدرتی بیرون از تو وجود ندارد ، قدرت فقط درون تو است .

جهان – جهان شو

وقتی با چنین توصیه هایی از جنس ترس که بر اساس فقر و ضعف ، کمبود و وعده هایی از جنس” تمام می شود و یا نمی توانی و یا نمی شود و مانند اینها ” مواجه می شوم ، به خوبی پی می برم که این ها همان وعده های شیطانی هستند که داده می شوند تا رای من از تصمیم برگردد .

شِرک یعنی وابسته شدن به هر قدرتی غیر از قدرت لایزال الهی درون تو .

جهان – جهان شو

سال های سال است که برخی از حکومت ها و دولت ها از طریق وعده های شیطانی و دروغین ، یعنی وعده هایی که از جنس ترس و بر اساس فقر و کمبود است ، بر مردم بی ایمان و ضعیف که ترس تمام وجودشان را در بر گرفته است ، سلطه گری و حکومت می کنند . آنها با وعده هایشان به آن مردم چنین باوری را خورانده اند که ، شما بدون ما زنده نخواهید ماند . و البته که باورشان هم همین است . وعده هایی مانند اینکه ما به شما کار میدهیم ، ما برای شما مسکن تامین می کنیم ، ما برای شما خوراک تامین می کنیم .

اعتماد کردن و حساب کردن روی چنین منبع های به ظاهر قدرت خارج از وجودان ، همان شِرک محض است . زیرا تنها روزی دهنده و تنها بخشنده برای تمام عالمیان ، همان قدرت لایتناهی الهی است نه این دولت ها . ولی مردن از ترس جان به آن ها رای میدهند .

سال های سال است بسیاری از ادیان مذهبی با وعده هایی از جنس ترس و بر اساس فقر و کمبود ، برعقاید مردم جاهل و نا آگاه و بی ایمان و ضعیف که ترس تمام وجودشان را فرا گرفته است ، رهبری می کنند . و مردم ساده و نا آگاه با باور وعدهای دروغی و داستان های خرافی آنها ، قدرت را به آنها داده اند . آنها با وعده هایی از اینکه اگر از ما پیروی نکنید از بهشت محروم می شوید و به آتش جهنم خواهید افتاد ، همواره مردم را در ترس نگه میدارند . که البته باورشان همین است .

سال های سال است که بنیانگذاران اماکن مذهبی و برخی از حلقه های مذهبی یهود ، اسلام و مسیحیت و دیگر ادیان و دیگر فرقه ها در مردم ترسو و سست ایمان باور اینکه آنها نمایندگان خدا در زمین هستند را ایجاد کردند ، و انسان هایی که قدرت دروغین آنها را باور کرده اند بابت بخشش گناهان به آنها باج و پول غرامت پرداخت می کنند ، تا مجوز ورودشان به بهشت باطل نشود و مبادا پس از مرگشان به آتش جهنم بیافتند .

شیطان وسوسه می کند و می ترساند ، شیطان دروغ را حقیقت و حقیقت را دروغ به تو نشان می دهد ، شیطان زشت را زیبا و زیبا را زشت به تو نشان میدهد ، شیطان دور را نزدیک و نزدیک را به تو دور نشان میدهد ، تنها شیطان است که دروغ می گوید و شیطان همان جای خالی نیروی ایمان درون تو است .

شیطان ، همان جای خالی نیروی ایمانِ درونِ تو است .

جهان – جهان شو

سال های سال است که بسیاری از تجارت ها با وعده هایی از جنس ترس و بر اساس فقر و کمبود بر مردمان بی ایمان و ضعیف که ترس تمام وجودشان را در بر گرفته است ، تجارت خود را سرپا نگه داشته اند . چقدر این جمله ها را در خرید های روزانه خود از فروشنده ها می شنویم ، جمله هایی مثل : این یکی دیگر آخریش است / همین یک دانه را فقط دارم / اگر این را همین الان نخری دیگر نمی توانی بخری و جای دیگر هم پیدا نمی کنی / و… هم من و هم شما بارها و بارها در زندگی چنین جمله هایی از جنس پیشنهادات شیطانی به گوش خود شنیده ایم و بعد بر اساس آن را خرید کرده ، ولی کمی بعد متوجه شدیم که یا تقلبی بوده یا بهتر و ارزان تر از آن هم در بازار بوده و آنکه ما خریدیم آخریش نبوده ولی ما بر اساس ترس و کمبود تصمیم گرفته بودیم . پیام ضمنی این جمله ها به شنوندگان چه چیز را می گوید .

شنیدن این عبارات در شنونده احساس ترس از کمبود جنس و تمام شدن را به او میدهد . سال های سال است ، شرکت های تبلیغاتی و تجاری از تکنیک های ایجاد ترس در انسان ها ، برای فروش بیش تر کالاهای خود استفاده می کنند . برای درک این گفته ها فقط کافی است دو دقیقه به تبلیغات تلوزیونی و بیلبوردها و سایر رسانه ها توجه کنید . آنها با ایجاد احساس های خوشحالی و زیبایی دروغین و یا ایجاد ترس در بینندگان خود آنها را به خرید کالاهای خود ترقیب می کنند .

روزی از کنار یکی از لباس فروشی های خیابان ولی عصر تهران عبور می کردم که بر روی تبلیغات یک فروشگاه نوشته شده بود ، حراج به دلیل تغییر شغل . دو سال بعد که گذرم از جلوی همان مغازه افتاد هنوز همان تبلیغات نوشته شده بود و هنوز همان مغازه لباس می فروخت .

من و شما چقدر این جمله ها را از عموم خانواده ها شنیده ایم که به فرزندان خود می گویند ، دختر خوب نیست / دختر خوب کم گیر می آید / اگر الان ازدواج نکنی دیگر نمی توانی ازداج کنی / زود پیر می شوی / دیر می شود / پسر خوب کم است / همه مرد ها قابل اعتماد نیستند ، تا الان همه چیز ارزان است ازدواج کن ، جهزیه ات را بخر ، بعد از این خواستگار ممکن است دیگر خواستگار بعدی در کار نباشد و مانند این ها … و بعد بر اساس همین وعده ها و ترس ها تصمیماتی را گرفته اند که زندگی شان در همان زیر یک سال اول از هم پاشید .

چقدر بوده که بعد از مدتی پولی بدست آوردیم ، ولی با ترس از اینکه ممکن است دیگر دوباره شرایطی از داشتن آن پولرا تجربه نکنیم ، همه آن پول را خیلی زود خرج کردیم ، چون می ترسیدیم دیگر نتوانیم دوباره مثل آن را بدست بیاوریم ، و یا از روی ، ترس از تمام شدن ، هرگز از داشتنش لذت نبردیم و از آن استفاده نکردیم . رفتاری مثل یک فقیر که در یک شب برنده یک بلیط بخت آزمایی شده باشد ، یا از روی ترس همه آن را خیلی زود خرج می کند ، یا با ترس اینکه امکان دوباره چنین تجربه ای پیش نمی آید ، هرگز دست به خرج آن نمی زند .

ایا شیطان واقعا وجود دارد و شیطان چگونه انسان را فریب می دهد ؟

شیطان استعاره ای از نبود و ضعف قدرت درونی است . شیطان استعاره از عدم باور به فراوانی و بخشش نعمت های جهان هستی است . افکار فقیر ناشی از باورهای محدود کننده و تصمیمات ما بر اساس ترس و محدودیت و ضعف است .

همواره در تمام طول تاریخ بشریت از زمان پیدایش انسان ، آدمیان همواره فریب وعده های دروغین شیطان را خورده اند . وعدهایی از جنس ترس ، ترس از کمبود ، ترس از فقر ، ترس از تمام شدن ، ترس از نبودن ، ترس از ضعیف شدن ، ترس از ناتوانی .

شیطان ( باورهای فقیر ) تو را دعوت می کند که بر خلاف تکیه بر نیروی درونی ات عمل کنی .

جهان – جهان شو

حال سوال اینجاست که چگونه در تصمیم گیری های خود اسیر وعده های شیطانی نشویم ؟

evil promises jahan

چگونه وقتی آن فروشنده به من وعده این را می دهد که اگر خط خود را تخلیه کنید دیگر نمی توانید برگردید چون ممکن است جا برایتان نباشد و با چنین وعده ای در دل من ترس را ایجاد می کند ، عکس العمل من در آن لحظه چگونه باید باشد .

قبل از اینکه این موضوع را توضیح دهم باید این را هم شفاف سازی کنم که آن فروشنده و یا هرکس دیگری که وعده های فقر و کمبود می دهد ، از روی قصد و غرض خواصی نیست ، درواقع او بر طبق باورهایش و آنچه را که میداند می گوید ، باورهای ما اعمال ما را رقم ی زنند ، پس قطعا در او هم باورهایی از جنس محدودیت مشتری و کسب روزی وجود داشته و بر اساس آن عمل کرده . در نهایت این ما هستیم که با شنیدن آن وعده ها تصمیم نهایی را می گیریم .

اینکه در نهایت چه تصمیمی می گیریم مهم نیست ، اینکه بر اساس چه نیرویی تصمیم میگیرم مهم است ، ایمان یا ترس .

جهان – جهان شو

شیطان چیزی درون تو نسیت و تنها در نبود ایمان است که در افکار تو هویتش شکل می گیرد . اگر وعده های دروغین را باور کنیم ، یعنی به شیطانِ درونت هویت و قدرت داده ای و اجازه دادی تا بر تو و تصمیمات تو و افکارت مسلط شود .

بزرگ ترین اسحله شیطان برای حکومت بر تو ترس است . و تنها راه تسلط بر شیطان کنترل ذهن است . یعنی در آن لحظه بتوانی تصمیم درست را بگیری . کنترل ذهن یعنی در آن لحظه بتوانی ذهنت را بجای توجه بر کمبود و ترس بر ایمان و فراوانی متمرکز کنی و این کنترل ذهن ، وظیفه ی توست .

برای من وقتی با چنین پیشنهادی از سوی فروشنده مواجه شدم ، بلافاصله فهمیدم که این وعده ها برای ترساندن و فریب ذهنم است تا با این پیشنهاد ها نظر من را برگرداند ، با توجه به شرایطم ، همان جا ، همان لحظه بلافاصله ، گفتم از شما سپاسگزارم ، من تصمیم را جدی گرفتم و می خواهم تخلیه خط انجام شود لطفا اینکار را به ساده ترین روش ممکن برایم انجام دهید . در واقع وقتی با چنین پیشنهاد شیطانی روبه رو شدم ، برای اینکه ذهنم از روی ترس تصمیم نگیرد ، بلافاصله مخالف آن پیشنهاد را اعلام کردم .

باید به درون ترس هایت حمله ور شوی ، این تنها راه نترسیدن و نشان دادن ایمانت است .

جهان – جهان شو

ما در هر لحظه باید به باورهای پشت تصمیماتی که می گیریم نگاه کنیم ، که آیا این تصمیم من از روی ترس و ضعف و کمبود است یا از روی شجاعت و ایمان است . تصمیماتی که از روی ترس و وعده های کمبود گرفته می شوند قطعا به کمبود و فقر و در نهایت به اسارت در آن تصمیم منجر می شود و تصمیماتی که از روی ایمان و شجاعت باشد ، به فراوانی و نعمت ها و فرصت ها و پاداش های جدید و در نهایت به آزادی بیش تر تو منجر می شود .

ایمان ، نقطه ی مقابل ترس است .

جهان – جهان شو

پس در هر لحظه از زندگی خود اگر تصمیماتی را می گیریم که از جنس ترس و بر اساس وعده های فقر و کمبود و ضعف است و متوجه شدیم که ذهنمان بر روی کمبود و ناتوانی و فقر و ترس از مرگ و ترس از نشدن ، توجه کرده و بر اساس پیشنهادات شیطانی ذهنمان می خواهیم تصمیمی بگیریم ، تنها راهش این است که دقیقا خلاف آن عمل کنیم . یعنی تصمیمی شجاعانه بر اساس ایمان و فراوانی .

یعنی وارد دل ترس ها شویم ، و دقیقا آن وعده ای که در ما احساس ترس و ضعف و فقر و کمبود و نا امیدی ایجاد می کند را در هم بشکنیم و با ایمان راسخ به و بدون تردید و فارق از اینکه نتیجه چه خواهد شد ، بر عکس آن باور کمبود تصمیم بگیریم و عمل کنیم .

” در این نوشته کمی بیش تر تأمل کنید و با این موضوع که مثلا من خودم را از روی ارتفاء بلند پایین بیاندازم و بعد بگویم ، من ایمان دارم چیزیم نمی شود ، کاملا متفاوت است و پریدن از ارتفاء مربوط به قوانین طبیعت است که ما باید طبق قوانین طبیعت عمل کنیم و گرنه آسیب می بینیم . “

مهم نیست در نهایت و در تصمیمی که از روی ایمان می گیرید و آنچه که پیش می آید ، خوش آیند شما باشد یا نه ؛ چون به محض اینکه از روی ایمان تصمیمی بگیرید ، فارق از خوب یا بد بودن نتیجه ، شما برنده این نبرد درونی بین ترس و ایمان ، و بین شیطان و نیروی درون شده اید ، همان لحظه که تصمیم می گیرد و به آن عمل می کنید .

اما تصمیم گرفتن بر اساس ایمان ، رهیست که یک شبه طی نخواهد شد . هرچقدر بیش تر در هر لحظه از زندگی کنترل ذهن داشته باشید و بتوانید بر اساس ایمان و فراوانی تصمیمات خود را بگیرید ، به اندازه ای که در آنجام این انتخاب ها موفق باشید ، به همان اندازه در هر بار توانایی شما در این نوع تصمیم گیری بیش تر و بیش تر و بیش تر می شود و سرعت و دقت شما در تصمیم های درست بیش تر و بیش تر می شود .

از اینکه همسفر بودید از شما ممنون و سپاسگزارم .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید