آیده آل گرایی یا کامل گرایی چگونه قاتل زمان و اهداف و اعتماد بنفس و عزت نفس شما می شود ؟

ایده آل گرای یا کامل گرایی قاتل رویاهای شما

ایده آل گرایی یا کامل گرایی : صحبت های شنیدی من و استاد محسن وحیدی از اساتید عرفان در باب ایده آل گرایی و عواقب و فواید آن – این فایل صوتی را با دقت گوش دهید . 🎵 🎧

از ایده آل گرایی تا خود پذیری – حجم فایل صوتی 14.8 مگابایت

چند روز پیش در سفرم به تهران و کرج با محسن دوستم که میزبانم بود ، صحبت می کردم ، گفت و گوی ما سمت و سوی عمیق تری در این موضوع به خودش گرفت و بحث فیلم و کتاب راز و فواید و آسیب های آن مطرح شد ، احتمالا شما هم اسم فیلم یا کتاب راز به گوشتان خورده است .

صحبت به اینجا رسید که فیلم یا کتاب راز با تمام خوبی هایی که دارد (توصیه می کنم بعد از خوندن این مقاله و انجام تمریناتش این فیلم را ببینید) خوبی هایی مثل مرور و به یاد آوردن قوانین جهان هستی ، قانون ارتعاش ،توجه ، درخواست کردن و خیلی موارد دیگر . اما شیوه بیان محتوای این فیلم یا کتاب به گونه ای است که بطور نامحسوس و ضمنی در مخاطب خود باعث ایجاد یک خطای ذهنی و برداشت اشتباه به نام آیده آل گرایی یا همان کامل گرایی می شود . حالا اینکه نویسنده و گرارگردان از این موضوع آگاه بوده یا نبوده در اولویت این مبحث نیست .

بیاید کمی در مورد یک فرد ایده آل گرا / کامل گرا کمی صحبت کنیم تا بهتر متوجه مفهوم این کلمه بشویم . خود من و محسن از جمله افرادی هستیم که اسیب این ایده آل گرایی را در زندگی تجربه کردیم و حالا این تجربه ها را در اختیار شما می گذارم . یکی از بهترین راه های درک مطلب مثال زدن است پس با یک مثال پیش می رویم .

برخی ویژگی های یک فرد ایده آل گرا یا کامل گرا :

فرض می کنیم ، من ، آرزو و هدف داشتن خانه ی مورد علاقه ام را دارم . خواسته ی فعلی من مثلا یک خانه ی نقلی ۴۰ یا ۵۰ متری در یک منطقه متوسط از شهر است و قیمت آن تقریبا کمی بالا تر از توان مالی ام است ، که اگر کمی تمرکز بر افزایش درآمد مالی ام قرار بدهم ، میتوانم پول آن خانه را تهیه کنم .

در این زمان من با یک استاد موفقیت آشنا می‌شونم که در مورد قوانین جهان هستی آموزش می دهد و گفته های او به این صورت است که اگر شما برای چیزی که میخواهید در زندگی داشته باشید ، تجسم کنید و ارتعاش خوب بفرستید ، می توانید خیلی سریع هر چیزی را که بخواهید در زندگی خود خلق کنید .

و در ادامه ارتباط با این فرد با فیلم یا کناب راز هم آشنا می شوم . آن را می بینم و در فیلم راز هم همین قوانین هستی را با جزئیات بیشتر و بصورت فیلم و تصاویر گفته می شود که اگر شما به خواسته های خود توجه کنید و احساستان را نسبت به آن خواسته خوب کنید آن خواسته را می توانید خیلی سریع در زندگی تان داشته باشید در واقع شما خالق تمام شرایط زندگی خود هستید .

این جمله “شما خالق تمام شرایط زندگی خود هستید ” برای من که تازه با چنین مباحثی آشنا می شوم ” خیلی هیجان انگیز می تواند باشد . یعنی با خودم این برداشت را می کنم که پس من به هر چیزی که می خواهم می توانم فکر کنم تجسم کنم و احساس خوب داشته باشم ، ارتعاش خوب بفرستم و آن خواسته را سریع در زندگی‌ام تجربه می کنم و بدستش می آورم ، اینجا آن خطای برداشتی است که من دچارش می شوم .

چون یک بخش خیلی مهم از جمله ی اصلی (آگاهانه یا نااگاهانه) حذف شده است و آن هم ” اقدامات عملی همجهت با خواسته ” است . اینجاست که اگر من یک فاکتور خیلی مهم را در نظر نگیرم دچار ایده آل گرایی کامل گرایی می شوم .

چون وقتی من این برداشت را داشته باشم که به هر چیزی که می خواهم توجه می کنم و وارد زندگیم می‌شود به خودم می گویم پس چرا من به یک خانه ۴۰ یا ۵۰ متری توجه کنم ، خب توجه هم را بر روی یک خانه بزرگ تر مثلا هزار متری یا دو هزار متری و با ده‌ها اتاق و چندین تالار با سالن سینمای خانگی با حیاط بزرگ که در یک منطقه اعیان نشین هم هست و غیره و غیره و غیره می گذارم و بعد احساسم را نسبت به آن خوب می کنم و آن را سریع وارد زندگیم می کنم ، چون که فیلم/کتاب راز این را گفته و فلان استاد موفقیت این را گفته است که اگر احساسات را برای آن خواسته خوب کنی و هر خواسته ای که بخواهی خیلی سریع به آن میرسی .

اشتباه رایج آدما های ایده آل گرا یا کامل گرا در انتخاب اهداف :

پس اشتباه اول من در برداشت از راز قانون تجسم و احساس خوب و توجه این می‌شود که خواسته ای را که همان لحظه دم دستم بود و می توانستم داشته باشم (همان خانه نقلی که قبلا نداشتم) قیدش را میزنم و یک هدف بزرگ تری(خانه بزرگ تر) را انتخاب می کنم ، در حالی که هنوز یک هدف و یک پله قبل آن را طی نکرده ام . در واقع فاکتوری که در این مسیر فراموش می شود فاکتور تکامل در عمل و رسیدن به اهداف است .

“تکامل در زمان اتفاق نمی افتد بلکه با منطق اتفاق می افتد ، و این نتایج ما هستند که منطق ها را می سازند .”

جهان – جهان شو

هیچ کس نمی تواند یک شبه ارتعاشی را برای خواسته ای بفرستد که یک پله قبل از آن را تجربه نکرده باشد (یعنی آن خواسته برایش منطقی نشده باشد ) . این همان قانون اصلی است که در اکثر کتاب ها و آموزش های موفقیت از قلم افتاده است . منطقی شدن خواسته ها و اهداف با تکامل در عمل و نتایج . برای درک بهتر این نکته کافی است زندگی نامه حداقل ۵ ثروتمند برتر دنیا را مطالعه کنید تا به الگوی مشابه و یکسانی که در رشد همه ی آن ها دیده می شود ، پی ببرید ، یعنی تکامل در نتایج .

هیچکدام از آنها تنها با یک گوشه نشستن و تجسم کردن و فرستادن ارتعاش ، یک شبه ، یک ماهه و یا یک ساله به اهداف بزرگ خود نرسیده انده ، بلکه فاصله شروع آنها تا اهداف فعلی شان در یک سیر تکاملی طی شده است .نکته مهم تر این است که فرد ایده آل گرا دچار خودکشی می شود ، در واقع به خاطر ایده‌آل گرائیش باعث قتل خواسته های خود و اهداف دم دستی که میتداند داشته باشد و اعتماد به نفس و عزت نفس خود می شود.

درحالی که توان خرید یک خانه کمی بیش از شرایط مالیم را دارم و می توانم با کمی تمرکز مالی آن خانه را به دست بیاورم ، وقتی دچار ایده آل گرایی میشوم به صورت ناخودآگاه و ضمنی تفکر من صفر و یکی می شود. یعنی یا آن هدف ایده آلی را که می خواهم باید بشود و یا غیر از آن را نمی خواهم ، به غیر از آن راضی نمی شوم .

“نتایج منطق ها را میسازند و ترکیب عمل درست و احساس خوب بصورت تکاملی نتایج مطلوب را میسازد .”

جهان – جهان شو

یعنی اگر منِِ جهان ، دچار ایده آل گرایی شوم قبل از این که پله اول اهدافم را طی کنم ، بخواهم به بالاترین حد اهدافم ( آن هدف ایده آل) برسم ، دچار این اشتباه می شوم و به خودم می گویم ، آن هدف کاملی که می خواهم را باید داشته باشم و به غیر از آن راضی نمی شوم و نمی خواهم . این نتیجه ایده آل گرایی است به خاطر اینکه من هدفی را که انتخاب کرده‌ام که با جایگاهی که الان هستم و با توان ذهنی فعلی ام فاصله بسیار زیادی دارد .

هدفی را که انتخاب کرده‌ام با شرایط فعلیم با روحیه فعلیم با درآمد فعلیم با باورهای فعلیم با میزان اعتماد به نفس و عزت نفس فعلیم و باتجربه های فعلی ام و بطور کل با منطق های فعلی ام هنوز فاصله بسیار زیادی دارد . پس یک جریان منفی در زندگی ام شروع می شود ، جریانی که اجازه نمی دهد من از داشته هایم و اهداف کوچکی که بدست می آورم لذت ببرم .

ایده آل گرایی یا کامل گرایی باعث می شود تا :

ایده آل گرایی باعث می شود تا من نقد را به نسیه بفروشم . ایده آل گرایی باعث می‌شود تا من هنوز ماشین بنز نخریده ، پراید را پس بزنم . از هر دو طرف بی نسیب شوم . فردی که ایده آل گرا می شود معمولاً بالاترین حد شرایط و اهداف را برای خودش در نظر می‌گیرد ، بدون توجه کردن به شرایط فعلی اش و تکامل در رسیدن به خواسته هایش .

فردی که ایده آل گرا و کامل گرا می شود حتی اگر خواسته و هدفی کوچکتر از آیده آلی که انتخاب کرده ، به رایگان به او داده شود ، احتمال زیاد باز هم آن را پس میزند ، زیرا ذهن آن اینگونه شرطی و بسته شده است که : یا آن ایده آل یا هیچ چیز ، و این را بدون در نظر گرفتن شرایطش می گوید . دقیقا مثل کودکی که می خواد یک یخچال را به تنهایی بلند کند ، یا یک فقیری که میخواهد یک شبه ثروتمند شود .

در واقع فرد ایده آل گرا تمام دروازه های خود را برای ورود دیگر نعمت ها به زندگیش را می بندد و این یعنی خودکشی و قتل اهداف و خواسته ها .

مثال کوهنوردی برای ایده آل گرایی یا کامل گرایی :

بیاید با مثال دیگر درک بهتری نسبت به این موضوع پیدا کنیم . فرض کنیم شما یک کوهنورد هستید و می خواهید به کوه دماوند را صعود کنید ، اگر شما یک فرد ایده آل گرا باشید تمام توجه خود را بر روی بلندترین قله کوه یعنی قله دماوند معطوف می کنید و در این میان قله های دیگر که در مسیر شما هستند و البته قله های بسیار زیبایی هستند ، ولی نشاید به زیبایی قله دماوند ، توجه خود را از روی آنها برداشته و اعتنایی به آنها نمی کنید و وقتی به آنها اعتنا نمی کنید به صورت ضمنی و نامحسوس از بودن بر آن قله که در مسیر صعود شما قرار دارد لذتی هم نمی برید .

به خاطر اینکه تمام لذت خود را جمع کرده اید برای لحظه‌ای که به قله اصلی یعنی قله دماوند برسید . به مسیر خود در صعود کوه و در دامنه کوه ادامه می دهید ، مناظر دامنه ، نمای زیبای از شهر و کوهستان در زیر پای شما است ، می‌توانید آن ها را ببینید و از دیدن آن لذت ببرید ، اما تمام توجه شما بر روی قله کوه و رسیدن به آن قله معطوف شده است و خود را از لذت های دم دستی محروم می کنید.

به مسیر خود ادامه می دهید راه دراز است و سخت و زمان‌بر و به دلیل ایده آل گرایی شما از مسیر خود لذت نمی برید و با هر بار نزدیک شدن به قله کوه خسته تر می شوید ، به رنج افتاده‌اید و هر بار که به سمت قله پیش می روید مسیر برای شما سخت تر می شود ، زمان صعود دارد طولانی‌تر می‌شود و هر چه به قله نزدیک تر می شوید صعود برای شما سخت تر میشود .

ذهن شما در رنج است ، ذهن شما از مسیر لذت نمی برد و شما بدون اینکه بخواهید لذت های مسیر را تجربه کنید میخواهید به یکباره به لذت آخرین قله دست پیدا کنید . “ایده آل گرایی باعث می شود تا شما لذت های دم دستی و کم هزینه ای که همین الان در زندگی و در مسیر خود دارید را نادیده بگیرید ، پس بزنید و از زندگی خود لذت نبرید “ . بخاطر اینکه یک هدف خیلی بزرگ را انتخاب کرده‌اید اما چون آن هدف با جایگاه فعلی شما (منطق های ذهنی) فاصله بسیار زیادی دارد در رنج فاصله جایگاهی که هستید و هدفی که دارید قرار می گیرید .

فرد ایده آل گرا نمی‌داند که این لذت های مسیر هستند که سوخت صعود ما را تامین می کند و باعث می‌شوند تا ما سریعتر به آن هدف و قله ایده آل خود برسیم .

جهان – جهان شو

شما با یک اعتماد به نفس بالا ، صعود به قله را آغاز می کنید اما چون در مسیر دستاوردی را ندارید و نتیجه‌ای را هنوز به دست نیاورده اید و قله تا شما فاصله بسیار زیادی دارد ، این فاصله و این ایده آل گرایی باعث تضعیف روحیه شما و شکسته شدن اعتماد به نفس و تضعیف عزت نفس شما می شود . زیرا ذهن شما همواره با لذت ها انگیزه میگیرد و وقتی که در مسیر لذتی را تجربه نمی کنید ، ذهن هم مدام در رنج است و تشنه لذت است .

در این لحظه است که ذهن بخاطر رنجی که متحمل می شود، بر شما فشار می آورد تا شما را از ادامه دادن مسیر صعود منصرف کنند . در این لحظه است که در یک کشمکش درونی قرار می گیرید ( ذهن احساسی (نیمکره سمت راست) شما میخواهد صعود به قله ایده آلش برسد ، ذهن منطقی شما (نیم کره سمت چپ) ، بخاطر نبودن لذت مسیر ، صعود را منطقی نمیداند ) .

ذهن از یک طرف می‌خواهید به بالا صعود کنید از طرف دیگر ذهن شما در رنج است و صعود را نمیخواهد چون از مسیر لذت نمی برد و از شما میخواهد تا ادامه مسیر را متوقف کنید . و این تضاد درونی باعث ایجاد کشمکش و احساس تشنج و نا آرامی در شما می شود .

و از آنجا که احساس خوب (درونی) باعث ایجاد شرایط بهتر می شود و احساس بد (درونی) باعث ایجاد شرایط نامناسب می شود ، وقتی که در این کشمکش و احساس بد قرار بگیرید ، آرام‌آرام شرایط سخت تر و بدتری را تجربه می کنید (این یک قانون نانوشته تجربی است) که باعث میشود شما را از مسیر متوقف کند و از صعود ناکام بمانید .

ایده آل گرایی یا کامل گرایی قاتل زمان و فرصت های شما

نکته خیلی مهم اینجاست که برخی از افراد برداشت اشتباهی از نحوه ایجاد احساس خوب درونی دارند . ذهن ما انسان ها دو بخش است یک بخش منطقی و یک بخش احساسی . این دو بخش حتماً باید در هماهنگی باهم باشند . بعضی از افراد بر این باورند که فقط با تجسم کردن می توانند در خود احساس خوب ایجاد کنند ، اما هرگز چنین چیزی نیست ، احساس خوب زمانی اتفاق می‌افتد که ذهن منطقی ما و ذهن احساسی ما در هماهنگی و تعادل باهم باشند ، در غیر اینصورت یک توهم بیش نیست .

یعنی هر چقدر که با ذهن احساسی خود یعنی نیمکره سمت راست خواسته هایتان را تجسم کنید تا به احساس خوب برسید ، نیمکره سمت چپ که نیمکره منطقی ما است ، نمی تواند آنگونه که باید این احساس را بپذیرد ، زیرا هیچ دستاورد و نتیجه ایجاد نشده که بخواهد با آن احساس خود را خوب کند ، در واقع منطقی برای وجود آن احساس ندارد ، پس آن احساس را عمیق و واقعی نمیداند .

ذهن احساسی ما با تجسم کردن به احساس خوب یا بد می رسد و ذهن منطقی ما از نتایج عملی ما به منطق های درست یا غلط می رسد و ما زمانی می‌توانیم این احساس خوب واقعی را تجربه کنیم که منجر به اتفاقات خوب بیرونی شود ، که هر دو نیمکره مادر تعادلی از احساس و منطق قرار بگیرند .

پس وقتی که در مسیر صعود هیچ لذتی نمی بریم هیچ دستاوردی نداریم هر چقدر هم که با نیمکره سمت راست بخواهیم به آن ایده آل توجه و تجسم کنیم ، برای نیمکره سمت چپ که نیمکره منطقی است پذیرش این موضوع غیر طبیعی و غیر واقعی است . پس ذهن در یک کشمکش درونی قرار می‌گیرد و سعی می‌کند شما را از ادامه مسیر منحرف کنند .

ایده آل گرایی یا کامل گرایی شما را وارد یک سیکل ناقص می کند :

اشتباهی که افراد با شنیدن قوانین تجسم و توجه نسبت آن مرتکب خطا می شوند این است که ، فریب این موضوع را می خورند که همه چیز ارتعاش و احساس خوب است .

پس از میزان عملگرایی آن ها کاسته می شود و بیش تر رو به سوی باورسازی و تجسم های ذهنی می آورند. اما این یک پروسه ناقص است ، زیرا باور و احساس با تجسم و نتیجه عملی ساخته و تقویت می شود ، هر دو باهم .( چیزی که خودم این سیکل ناقص را تجربه کرده ام ) .

فردی که در صعود یک کوه، ایده آل گرایی را کنار می‌گذارد از هر قدمی که برمی دارد احساس لذت به دست می آورد ، بر بالای قله ای که می رود حس لذت و دستاورد را تجربه می‌کند و این احساس لذت در کنار تجسمی که در رسیدن به هدف هایی که پشت سر هم کسب کرده ، باعث ایجاد احساس خوب درونی می‌شود .

احساس خوب باعث ایجاد اتفاقات خوب مانند امید و انگیزه بیش تر ، ایده های بهتر پیدا کردن راه های سریع تر و هدایت آسانتر به شکل های مختلف به مسیری بهتر و و ایمن تر و کم هزینه تر برای رسیدن به قله اصلی میشود . پس یک بار برای همیشه اگر منِِ جهان می خواهم خانه خرید کنم ، بهتر است ضمن داشتن اهداف بزرگ ، مواظب باشم تا در تله و دام ایده آل گرایی و کامل گرایی قرار نگیرم .

بهتر است از خودم بپرسم همین الان با همین شرایطی که دارم چه قدم و خواسته ای را می توانم به دست بیاورم و در جهت آن اقدامات عملی داشته باشم و تجسم و تمرکز داشته باشم تا آن خواسته ی یک ذره بزرگتر از شرایط فعلی هم را به دست بیاورم و از به دست آوردن آن احساس خوب پیدا کنم ، لذت ببرم و باز خودم را آماده کنم برای یک قدم بیشتر از شرایط جدید ، که به دست آورده ام .

این یک مسیر پیوسته و بدون توقف است در واقع بهترین هدف این است که ما توجه خود را بر روی مسیر و بهبود پیوسته بگذاریم ، نه صرفاً یک هدف خاص ایده آل که فقط با به دست آوردن آن احساس ما خوب بشود . اگر من می‌خواهم در رابطه عاطفی با فرد مورد علاقه ام یک رابطه را تجربه کنم به جای اینکه تمام گزینه هایی دم دستیم را کنار بزنم ، بهتر است صفر و یک به ماجرا نگاه نکنم و نگویم یا آن فرد ایده آل یا هیچ کدام .

بلکه بهتر است از حداقل گزینه ی دم دستی که دارم و در توان و شرایط فعلی ام است شروع کنم و در ادامه مسیر این رابطه را بصورت اصولی و درست بهبود بدهم . اگر ماشین ایده آل من یک مرسدس بنز است ولی من پول خرید یک پراید را دارم ، بهتر است ایده آل گرا نباشیم و نگویم یا بنز یا هیچی . میتوانم پراید داشته باشم و از سواری با آن لذت ببرم و از تجربه ای و لذتی که از داشتن پراید بدست می آوردم در رسیدن به مرسدس بنز استفاده کنم .

اگر درآمد ایده آل من ماهی چند میلیون دلار است ولی فعلا میتوانم ماهی پانصد هزار تومان بدست بیاورم ، بهتر است نگویم یا چند میلیون دلار یا هیچ . بهتر است ایده آل گرایی را کنار گذاشته و درآمد فعلی را بدست آورده و آن را نقطه ای برای شروع در جهت رسیدن به درآمد کمی بیش تر از قبل قرار بدهم تا رسیدن به آن درآمد ایده آل و بعد در ادامه بهبود و بهبود و بهبود مستنر در مسیر .

تمرین عملی برای رهایی از ایده آل گرایی یا کامل گرایی:

به پرسش های زیر پاسخ دهید .

بنویسید در زندگی خود کجا ها دچار ایده آل گرایی شدید ؟ روابط ،سلامتی ،ثروت و یا هر جنبه دیگری ، آن را با جزئیاتی شبیه مثال های این مقاله توضیح دهید .

بنویسید که این ایده آل گرایی یا کامل گرایی چه نتایج و اثراتی را برای شما داشت ؟ آیا شما به هدف ایده آل خود رسیدید ؟ با جزییات توضیح دهید .

لیستی از اهداف ایده آل خود را بنویسید ، سپس بنویسید با توجه به شرایط فعلی خود چه هدف دم دستی را می توانید بدست بیاورید که همجهت با آن هدف ایده آل شماست . مثلا هدف ایده آل من داشتن ماشین بنز است ، اما الان پول خرید یک موتور سیکلت را دارم یا پول داشتن یک پراید را دارم ، برای بدست آوردن آن هدف دم دستی خود اقدام عملی انجام دهید .

باتوجه به این مقاله ، بهترین راهکار برای رهایی از تله ی ایده آل گرایی/کامل گرایی چیست ؟ شما چطور میخواهید آن را در موضوع شخصی خود که دچار اید آل گرایی شده بکار بگیرید ؟

منتظر خواندن تجربه های تاثیر گذار و زیبای شما هستم ، ممنون و سپاسگزارم، جهان هستم راهنمای سفر زندگی .

یک شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ – صبح ۰۹:۱۲

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید