my lifestyle

سبک زندگی من چگونه است ؟

سبک زندگی من یک سبک زندگی جهانی است .

جهان – جهان شو

هرکسی می تواند سبک زندگی خاص خود را داشته باشد ، حتی آنکسی که سبک زندگی برای خود ندارد هم ، خودش یک سبکی زندگی است . در واقع او سبک زندگیِ بدون سبک را برای خود انتخاب کرده است .

شاید یک نفر سبک زندگی را در پیش گرفته که تحصیلات و داشتن مدارک تحصیلی و تخصص های شغلی در اولیت او باشند . پس بنابر اولویت هایی که در پیش گرفته ، سبک خود را می سازد . شاید در چنین سبک زندگی ، مطالعه ، کتاب خوانی و کتابخانه رفتن جزئی از این سبک باشد .

شاید فرد دیگری سبک زندگی که سلامتی جسمی و افزایش فعالیت روزانه و افزایش نیروی جسمی را به عنوان اولویت سبک زندگی اش در پیش گرفته باشد . یعنی در این نوع سبک زندگی ورزش کردن و تغذیه مناسب ،افزایش مدت زمان کاری و انجام فعالیت های جسمی را بر مهمانی رفتن و یا وقت گذرانی های بدون دلیل و تغذیه نامناسب ترجیح داده می دهد .

و شاید فرد دیگری سبک زندگی جمعی و اجتماعی را در پیش گرفته ، یعنی بیش تر زمان های خود را در ارتباط با افراد مختلف و خانواده و گروه های دوستان می گذارد و به طبع برنامه های زندگی و اهداف خود را بر اساس منافع جمعی جهت داده باشد .

و شاید فرد دیگری سبک زندگی تنهایی زیستن را برای خود انتخاب کرده باشد و ترجیح میدهد تا ساعت های بیش تری از زندگی خود را در تنهایی و مراقبه و آرامش و خلوت با خود بسر ببرد و سپری کند . پس از بودن در جمع ها و مکان های پر سرو صدا و شلوغ دوری می کند تا طعم تنهایی بیش تری را بچشد .

هرکسی در این جهان هستی به سبکی ، زندگی می کند . من هم به سبک شخصی خودم ، زندگی میکنم . در واقع به سبک جهانی که در هر زمان و درهر مکانی قابل اجرا است .

سبک زندگی شخصی خودم ، نه به این معنی که هرکاری که دلم بخواهد را انجام بدهم ، نه چنین نیست ، بلکه مفهوم سبک زندگی شخصی باید درست درک شود تا سوء برداشت نشود .

برای درک بهتر این موضوع سبک زندگی شخصی را مثل شهری در نظر بگیرید که در آن میتوان رانندگی کرد . اما باید طبق قوانین رانندگی کرد و همه ی کسانی که در این شهر زندگی میکنند قوانین را رعایت می کنند . تا اینجای کار هیچ تفاوت و اتفاق خاصی نیست ، اما از این جا به بعد یعنی در عمل و نحوه اجرا خنده دار میشود .

در این شهر گروه هایی از راننده ها برای پیدا کردن راه های خود از هم دیگر تقلید می کنند، یعنی اگر یک راننده از یک مسیری رفت بقیه راننده ها هم از او تقلید می کنند و دنبال او می روند درحالی که اصلا نمی دانند کسی را که دنبال می کنند چرا و به کجا می روند . سبک زندگی شخصی من یعنی اینکه من هم در آن شهر رانندگی می کنم و قوانین را هم اجرا می کنم اما ، راننده ها را دنبال نمی کنم ، بلکه چرایی های خودم و مقصد های خود را دنبال می کنم و در جهت آنها حرکت می کنم .

برای درک این موضوع کافی است به بازار و پاساژهای بزرگ شهر خود بروید و برخی از افراد جامعه را می بینید که تیپ و مدل مو و استایل های لباسی را پوشیده اند که در نگاه اول بسیار زیبا و جذاب هستند و یا از نگاه عده ای دیگر عجیب و غریب به نظر برسد که تا اینجای کار هیچ موردی ندارد .

اما داستان از اینجا جالب می شود که وقتی از افرادی که مد جامعه را دنبال می کنند سوال می شود که چرا چنین تیبپ و یا استایل مو را انتخاب کردی ، پاسخی مانند این را می شنویم که : ” چون مد است دیگر و همه همین کار را می کنند ” را می شنویم .

یعنی بزرگ ترین و محکم ترین دلیل منطقی برای دنبال کردن و تقلید آن ها این است که چون دیگران این کار را می کنند ما هم انجام میدهیم . این حرف یعنی من مهم نیستم ، دیگران مهم اند ، دیگران از من بهترند ، دیگران از من بیش تر می فهمند ، نظر شخصی من ارزشی ندارد . اما نظر جمعی ارزش بیش تری دارد این حرف یعنی اهداف و زندگی من مهم نیست حتی اگر کاری به ضررمان باشد ولی اجام میدهیم و خیلی از معناهای دیگری که می شود از پشت این تفکر و عملکرد خارج کرد وجود دارد .

الان که این نوشته را می نویسم در ابتدای شهریور 1399 هستیم و طب بازار بورس و سرمایه گذاری برای در بین مردم حسابی جسابی داغ است . اکثر خویشاوندان و دوستان نصحیت می کنند که شما هم پاشید و بیاید بورس سهام بخرید که این خیلی سود آور خواهد بود و پول خوبی توش هست و از این تعریف ها .

وقتی بعد از مدتی همین پیشنهاد را هم از مادرم شنیدم ، از او پرسیدم چرا می خواهید وارد بازار بورس شوید و در آن سرمایه گذاری کنید ؟ جالب است پاسخی که شنیدم این بود : خُب چون دیگران این کار را می کنند ما هم انجام میدهیم . همه رفتن توی بورس ، ما هم میرویم ، اگر همه بدبخت شدند اشکالی ندارد بزار ماهم بشویم . 😂 احتمالا شاید شما هم در موضوعات مختلف چنین تجربه ای و یا جمله هایی رو از اطرافیان خود شنیده باشید .

اما سبک زندگی من سبک زندگی آگاهانه است . سبک زندگی که در مسیر اهداف و خواسته هایم است . سبک زندگی که در مسیر تجربه علاقه هایم است . سبک زندگی که در آن به منافع خودم توجه می کنم است ، نه اینکه بر اساس عملکرد و نظر مردم باشد . روش زندگی من بر اساس آنچه که مردم می پسندند نیست بلکه بر اساس آنچه که نیازم است و به نفعم است و با آن راحت هستم می باشد و البته با رعایت احترام به دیگران می باشد .

سبک زندگی که بر اساس آنچه به نفعم است می باشد حتی سبک زندگی ام بر اساس آنچه که خودم هم می پسندم نمی باشد ، شاید چیزی را که خودم می پسندم برایم مفید نباشد و دلیلی ندارد تا آن را انجام دهم ، سبک زندگی ام بر اساس آنچه که به نفعم است ، می باشد .

احتمالا شاید ماجرای ملانصرالدین و پسرش و الاغی که همراه خود داشتند را بیاد بیاورید . اینکه روزی ملانصرالدین و پسرش سوار بر الاغ شان به طرف مقصدی حرکت می کردند . وقتی به روستای اول رسیدند ، اهالی روستا آن ها را مزمت کردند که چرا دونفری سوار بر الاغ زبان بسته شده اید ؟ گفتند : شما با این کارتان می خواهید آن الاغ را از بین ببرید .

ملانصرالدین و پسرش که این حرف را شنیدند از الاغ پیاده شدند . به روستای بعدی رسیدند و اهالی روستا شروع کردند هر دو نفر را مسخره کردند ، که شما چقدر احمق هستید ، اگر می خواستید پیایده بیاید پس چرا این الاغ زبان بسته را با خود همراه آوردید .

پس ملا نصرالدین پسر خود را سوار بر الاغ کرد و به روستای بعدی رسیدند ، اهالی روستا پسرش را مزمت کردند که تو چقدر بی ادب هستی که پدرت را پیاده به دنبال خود می کشانی و خودت سوار بر الاغ شده ای . پسر ملانصرالدین از الاغ پایین آمد و خود ملانصرالدین سوار بر الاغ شد .

به روستای بعدی که رسیدند اهالی آن روستا ملانصر الدین را مزمت کردند که تو خیلی شقاوت داری که خودت سوار هستی و پسرت را پیاده به دنبال خود می کشانی .

عاقبت در این ماجرا این درس را باید به ما یاد بدهد که بر اساس نیازهای خود زندگی کنیم ، بر اساس آنچه که به نفعمان است زندگی کنیم ، نه آنچه که از نظر دیگران درست است .

سبک ندگی شخصی من یک سبک زندگی جهانی است ، یعنی اینکه محدود به زمان و مکان خاصی نیست و محدود به نوعی پوشش و یا قوم و تفکری و لحجه ای خاص نمی باشد . سبک زندگی من در هر کجای دنیا و در هر زمانی قابل اجرا است . فرقی نمی کند در آمریکا باشید یا در چین یا در روسیه یا در استرالیا و یا در ژاپن ، فرقی نمی کند ده قرن و یا بیست قرن و یا صد قرن دیگر به همین سبک زندگی کنید ، در هر صورت سبک زندگی جهانی باعث می شود تا شما خواسته ها و شرایط مورد علاقه تان در زندگی را تجربه کنید .

سبک زندگی جهانی من به معنی اینکه من همواره در زندگی ام از دریچه جهان و از نگاه جهانی و از نگاهی بالا و برتر به موضوعات و مسائل و چرایی های زندگی م توجه ی کنم.

سبک زندگی من به گونه ای است که همواره خودم را و اصالت واقعی و وجودی خودم را در آن بیش تر پیدا می کنم و درک بهتری از اینکه من چه کسی هستم را در آن بدست می آورم . راه و روش من به گونه ای است که در آن قوانین جهان هستی را درک می کنم ، یاد می گیرم بفهمم که در چه جهانی زندگی می کنم و قوانین حاکم بر جهان هستی چه هستند ؟ سبک و متد زندگی من به گونه ای است که درک بهتری از اینکه چرا در این جهان هستی زندگی می کنم را به من نشان می دهد .

و نتیجه این سبک از زندگی ام را هم مدت هاست که دریافت می کنم و به لطف قدرت های الهی سال های سال است که دیگر از بیماری و ضعف در وجودم و در جسم اثری نیست .

به لطف نیروی الهی سال های سال است که روابط عاشقانه ای با خود واقعی ام دارم و در زندگی ام با هر انسانی که در ارتاباط هستم بالاترین حد از آرامش را تجربه می کنم.

به لطف نیروهای الهی زندگی ام را در مسیر علاقه هایم حرکت داده ام و در مسیر سبک مورد علاقه ام زندگی می کنم و کسب و کار و زندگی ام یکی شده است .

سبک زندگی ام به گونه ای است که هر عاملی که در زندگی ام یعنی در روابط و در سلامتی و مالی و معنویتم آسیب وارد می کند را از خودم دور کرده ام و درآرامش عمیق وغرق در لذت الهی از شناخت خود غوطه ور هستم .

شیوه زندگی من به گونه ای است که نتیجه آن آرامش و توجه و تمرکز آگاهانه بر زیبایی های و تمرکز بر جنبه های مثبت زندگی و عشق وپایدار نسبت به وجود حقیقی خودم و هرچیزی که در این جهان می باشد ، است . شیوه زندگی من شیوه زندگی در لحظه حال است ، تنها لحظه ای که از بودن در این جهان وجود دارد . شیوه زندگی من شیوه زندگی هوشیارانه و آگاهانه است .

شیوه زندگی من به گونه ای است که به زندگی ام مانند یک سفر نگاه می کنم . سفری که یک مبدا و یک مقصد مشخص دارد . شاید دیدن زندگی به شکل یک سفر ، یک نگاه عمومی به زندگی باشد اما باید بگویم این نگاه من با نگاه عموم جامعه یک تفاوت خیلی عمده دارد .

من رهبر زندگی ام هستم .

جهان -جهان شو

تفاوت نگاه من در اینجاست که من خود را رهبر زندگی ام میدانم . من خود را در زندگی ام راهنما و لیدر مسیر سفر زندگی ام میدانم . زیرا خودم در حال خلق سفر زندگی ام هستم . و هدف و نوع سفر مشخص است یعنی بهتر از هر کسی میدانم چه کسی هستم و چرا در این سفر هستم و از کجا آمده ام و به کجا می روم .

بصورت کاملا شفاف باید بگویم که این تفاوت عمده در بین همه انسان ها دیده می شود . آنها شاید زندگی را یک سفر بدانند ولی آنها خود را مسافر این سفر میدانند ؛ در واقع آنها خود را مسافر زندگی می دانند و هرجا قطار زندگی رفت آنها را با خود می برد .

اما من زندگی ام را یک سفر می دانم که خود رهبر و لیدر این سفر هستم و این من هستم که سوار بر قطار زندگی ام هستم و آن را هدایت و رهبری میکنم ؛ و به مقصدی که بخواهم زندگی ام را هدایت میکنم و کنترل تمام شرایطش را در دست دارم .

اما برای بسیاری از انسان ها ؛ این قطار زندگی است که بر آنها سوار شده و به هر سمت و سویی که میرود انسان ها مجبورند با آن بروند و هیچ کنترلی بر شرایط زندگی خود ندارند ، بخاطر همین هم است بیش تر انسان ها غمگین و ناراضی و ناراحت هستند .

امیدوارم شما هم در هر شرایطی از زندگی خود که هستید ، شرایط زندگی خود را بیش تر و بیش تر در دست داشته باشید و قطار زندگی خود را به زیبا ترین مقصد هایی که خواسته های موردعلاقه تان در آن جا هست ، هدایت کنید و همواره از زندگی خود لذت ببرید .

اصلا فرقی نمی کند الان در چه شرایطی از زندگی تان هستید ، شرایط بد یا شرایط خوب ، چون مهم این است که در هر شرایطی که باشید می شود باز هم می توان شرایط را از این بهتر کرد ، از بد به خوب از خوب به عالی و از عالی به عالی تر و تا بی نهایت ادامه دارد . شما هم میتوانید از طریق سایت جهان شو این نگاه جهانی را برای تسلط بیش تر بر تمام جنبه های زندگی در خود ایجاد کنید و خوب زندگی کنید و جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کنید .

من جهان هستم و از اینکه در این سفر کوتاه در سبک زندگی با من همسفر بودید از شما بی نهایت ممنون و سپاسگزارم . اگر می خواهید مثل من شرایط بهتری از زندگی خود را تجربه کنید و در نهایت الگویی برای خود و نسل آینده تان باشید دکمه پایین را کلیک کنید تا قدم به قدم راهنمای شما در سفر زندگی تان باشم .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید